آمریکاخارجیخاورمیانهنظام بین‌الملل و نهادها

صلح از مسیر قدرت: رویارویی آمریکا با تهدیدهای جهانی

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «صلح از مسیر قدرت: رویارویی آمریکا با تهدیدهای جهانی» نوشته یاکوف بنگو (Yacov Bengo)  و منتشرشده در مؤسسه مطالعات امنیت ملی (INSS)، به بررسی یک مبارزه جهانی غیرسنتی میان آمریکا و ائتلافی متشکل از پنج دیکتاتوری می‌پردازد که هدفشان تضعیف نظم لیبرال-دموکراتیک پس از جنگ جهانی دوم است. با تحلیل دو محور مکمل اما متفاوت، یکی اقتدارگرای عقل‌گرا به رهبری چین و روسیه، و دیگری اسلام‌گرای رادیکال به رهبری ایران و قطر، بر ایران به ‌عنوان ضعیف‌ترین حلقه این زنجیره تمرکز می‌کند و آن را مرز نهایی هژمونی آمریکا می‌داند. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.


برخلاف درگیری‌های قرن بیستم، این نبرد جهانی فاقد جبهه‌های مرسوم است و بیش‌تر بر پایه‌ی رقابت راهبردی در حوزه‌های فناوری، اطلاعات، اقتصاد، شناخت و روان شکل گرفته است. پس از تهاجم روسیه به اوکراین، جهان وارد فازی عملیاتی شده است که جنگ در آن نه‌ فقط نظامی، بلکه در بستر سایبری، ذهنی و اقتصادی نیز جریان دارد. این مبارزه توسط دو محور مکمل دنبال می‌شود: محور اقتدارگرای عقل‌گرا به رهبری چین و روسیه، و محور اسلام‌گرای رادیکال به رهبری ایران و قطر. هدف هر دو محور، فرسایش اعتماد به نفس آمریکا، برهم‌زدن نظم جهانی موجود و جایگزینی آن با نظام‌های اقتدارگرایانه یا ایدئولوژیک مذهبی است.

چین با استفاده از نفوذ اقتصادی و توسعه زیرساخت‌ها، الگوی سرمایه‌داری اقتدارگرایانه را صادر کرده و تلاش می‌کند بر ساختار قدرت بین‌المللی تأثیر بگذارد. روسیه نیز با جنگ ترکیبی و جنگ روانی به دنبال تضعیف ناتو و شکستن اراده غرب است. کره‌شمالی در این معادله نقش عمق راهبردی را برای روسیه و چین ایفا می‌کند. در سوی دیگر، ایران به ‌عنوان یک بازیگر مسلمان شیعه با رویکردی علنی و تهاجمی و قطر به ‌عنوان یک دولت سنی حامی اخوان‌المسلمین با شیوه‌هایی نرم و نفوذ در نهادهای مدنی، رسانه‌ها و دانشگاه‌های غربی، به تقابل با ارزش‌های آمریکایی می‌پردازند. با وجود اختلافات عقیدتی، میان ایران و قطر نوعی همکاری پنهانی و راهبردی شکل گرفته که هدف آن تضعیف نرم نظم لیبرال غربی است.

این دو محور در سه سطح ایدئولوژیک، اقتصادی و نظامی در حال هم‌گرایی هستند و با هدف مشترکِ زیرسؤال‌بردن مشروعیت و کارآمدی مدل آمریکایی، به‌ویژه در میان افکار عمومی جهانی، حرکت می‌کنند. در این میان، ایران به ‌عنوان آسیب‌پذیرترین حلقه زنجیره شناخته می‌شود که برخلاف دیگر اعضای ائتلاف، هنوز به سلاح هسته‌ای دست نیافته و می‌توان از عبورش از این آستانه جلوگیری کرد. اگر ایران به سلاح هسته‌ای مجهز شود، برای نخستین ‌بار، یک ائتلاف هسته‌ای جهانی ضدآمریکایی شکل خواهد گرفت که متشکل از چهار کشور دارای سلاح هسته‌ای و همسو در مخالفت با آزادی و دموکراسی خواهد بود.

پیامدهای این تحول برای آمریکا بسیار گسترده خواهد بود. نخست، کاهش هژمونی آمریکا و عقب‌نشینی آن از مراکز تصمیم‌گیری جهانی. دوم، تشدید بی‌ثباتی منطقه‌ای و رقابت تسلیحاتی در غرب‌آسیا. سوم، تهدید مستقیم علیه منافع حیاتی آمریکا، چه از طریق تقویت توان تعرضی ایران و چه از رهگذر قرارگرفتن متحدان آمریکا در معرض تهدید. چهارم، آسیب جدی به ثبات اقتصاد جهانی از طریق مختل‌شدن مسیرهای تجاری و انرژی، که به‌طور مستقیم رفاه اقتصادی شهروندان آمریکایی را نیز هدف قرار می‌دهد.

با توجه به خطرات اتخاذ رویکرد انزواطلبانه تحت شعار «اول آمریکا»، چنین نگرشی نه‌تنها تهدیدات را رفع نمی‌کند، بلکه با ایجاد خلأ قدرت، زمینه‌ را برای قدرت‌گیری دشمنان فراهم می‌سازد. تنها گزینه واقعی، اقدام پیش‌دستانه برای ممانعت از هسته‌ای‌شدن ایران است. در این میان، قطر ممکن است از طریق اهرم‌های اقتصادی مهار شود، اما در مورد ایران، چین، روسیه و کره‌شمالی، استفاده از قدرت بازدارندگی نظامی اجتناب‌ناپذیر است.

بر اساس تجربه اروپا، که در مواجهه با تهدیدات به رویکرد نرم و اقتصادی محدود شده و نتوانسته از ارزش‌های خود دفاع کند، مدل «صلح از طریق قدرت» به ‌مثابه آموزه‌ای از دوران ریگان، کماکان راهبردی معتبر برای حفظ امنیت آمریکاست. اروپا بدون حمایت آمریکا در برابر روسیه ناتوان بود و این امر نشان‌دهنده کاهش توان اراده سیاسی و دفاعی اروپا است.

آمریکا اکنون با دو بحران هم‌زمان روبه‌روست: بحران هویت و انسجام اجتماعی در داخل و محور فزاینده دیکتاتوری‌های متخاصم در خارج. بر اساس این تحلیل، آمریکا نمی‌تواند تنها یکی از این دو جبهه را پیروز شود؛ بلکه باید در هر دو جبهه هم‌ زمان پیروز شود تا امنیت و قدرت جهانی خود را حفظ کند.

در نهایت، لحظه تصمیم‌گیری فرارسیده است: پذیرش ایران هسته‌ای و پیامدهای آن، یا اقدام پیشگیرانه برای بازگرداندن بازدارندگی و ایجاد اثر دومینویی در کل محورهای تهدیدکننده. آمریکا هنوز می‌تواند و باید، با قدرت، عقلانیت و اراده اقدام کند تا امنیت، ثبات و جایگاه جهانی خود را حفظ کند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا