واقعیت کمبود مهمات فراتر از جنگ با ایران است
جنگ با ایران توان راهبردی ایالات متحده را برای بحرانهای جدی آینده بهشدت کاهش داده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «واقعیت کمبود مهمات فراتر از جنگ با ایران» نوشته جنیفر کاوانا (Jennifer Kavanagh) در آمریکن کانسروتیو (American Conservative) منتشر شده است. این یادداشت استدلال میکند که چالش اصلی تسلیحاتی ایالات متحده کمبود مطلق موشک نیست، بلکه هزینه راهبردی ناشی از صرف منابع نظامی در درگیریهای کماهمیت است که توان بازدارندگی این کشور را در برابر چالشهای بزرگتر از بین برده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
بحثها و جنجالهای اخیر پیرامون کمبود موشک و تسلیحات در ارتش ایالات متحده به دنبال درگیری با ایران، موجب شکلگیری دو روایت نادرست شده است: نخست این که آمریکا با کمبود مطلق تسلیحات برای استمرار نبرد مواجه است و دوم این که افشای این اطلاعات محرمانه جایگاه موازنهای این کشور را تضعیف کرده است. بررسی واقعیتها نشان میدهد که هیچکدام از این ادعاها دقیق نیستند، اما شکاف میان آنها کلید درک هزینههای بلندمدت جنگ برای امنیت ملی آمریکا است.
از منظر تسلیحاتی، ایده کمبود مفرط تسلیحات نادرست است. عملیاتهای نظامی حجم بالایی از تسلیحات پیشرفته را مصرف کردهاند، اما ذخایر انبوهی از تسلیحات استاندارد و ارزانقیمت در انبارهای ارتش وجود دارد که تولید و جایگزینی آنها آسان است. در صورت کاهش کارایی شبکه پدافند هوایی ایران، فرماندهی مرکزی ایالات متحده ممکن است بتواند با اتکا به همین تسلیحات، عملیات خود را برای مدت طولانیتری ادامه دهد. چالش اصلی در بخش تسلیحات پیشرفته نظیر موشکهای دوربرد و رهگیرهای پدافندی است که ذخایر آنها بهطور قابلتوجهی کاهش یافته است، اما ارتش همچنان میتواند بدون ریسک مرگبار نبرد را ادامه دهد.
ریشه بحران تسلیحاتی آمریکا اساساً به خاورمیانه ارتباطی ندارد، بلکه معلول سیاست خارجی کلان واشنگتن است. رهبران آمریکا سالهاست با پذیرش تعهدات متعدد نظامی، این باور غلط را ترویج کردهاند که میتوان همزمان در همه جا حضور داشت. اکنون در سایه درگیری فرسایشی خاورمیانه، هزینههای این رویکرد سررسید شده است. تخصیص درصد عظیمی از قدرت نظامی به درگیری منطقهای فاقد منافع حیاتی، حاشیه خطای امنیتی این کشور را فرسوده کرده و انعطافپذیری راهبردی آن را از میان برده است.
این وضعیت پیامدهای مخربی دارد. با تخلیه ذخایر تسلیحات پیشرفته در یک منازعه فرعی، آمادگی واشنگتن در برابر تهدیدات بزرگتر در نظام بینالملل بهشدت آسیب دیده است. برنامهریزی برای مقابله با چالشهای بزرگ در اقیانوس آرام یا اروپا با موانع جدی روبهروست. در نتیجه، بحران واقعی آمریکا کمبود مقطعی موشک نیست، بلکه افول توان راهبردی برای صیانت از منافع حیاتی در بحرانهای احتمالی آینده است. در نهایت، ضرورت دسترسی شهروندان به اطلاعات شفاف و برگزاری گفتوگوی عمومی درباره هزینههای واقعی سیاست خارجی، پیششرط حیاتی برای اصلاح مسیر دفاعی کشور به شمار میرود./منبع


