چرا پیروزی حوثیها باید راهبرد دونالد ترامپ در قبال ایران را تغییر دهد؟
تشدید فشار بر ایران و اختلال در مسیرهای هرمز و بابالمندب، هزینههای اقتصادی و راهبردی سیاست کنونی ترامپ را افزایش داده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چرا پیروزی حوثیها باید راهبرد دونالد ترامپ در قبال ایران را تغییر دهد؟» نوشته گرگ پریدی (Greg Priddy) در نشنال اینترست (National Interest) منتشر شده است. این یادداشت بررسی میکند که تسلط انصارالله بر سواحل دریای سرخ و تنگه بابالمندب، در کنار استمرار تنشها در خلیج فارس، راهبرد محاصره دریایی و فشار اقتصادی دولت ترامپ علیه ایران را ناکارآمد ساخته و با بحرانی کردن بازار جهانی انرژی، پیامدهای اقتصادی زیانباری برای آمریکا و متحدان منطقهایاش به همراه داشته است که نیازمند بازنگری فوری در رویکرد واشنگتن است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
پیروزی سریع حوثیها در برابر نیروهای دولت یمن تحت حمایت عربستان، با تصرف بخش گستردهای از ساحل دریای سرخ، تنگه بابالمندب و جزیره پریم، موازنه امنیتی منطقه را تغییر داده است. این تحول علاوه بر تقویت موقعیت حوثیها، مسیرهای مهم انتقال انرژی را تحت فشار قرار داده است. حملات به خط لوله شرق به غرب عربستان نیز که یکی از مسیرهای جایگزین برای انتقال نفت و دور زدن تنگه هرمز محسوب میشود، جریان انتقال نفت را مختل کرده و فشار بیشتری بر بازار انرژی وارد کرده است.
این تحولات همزمان با ادامه راهبرد دولت ترامپ در قبال ایران رخ داده است؛ راهبردی که بر محاصره دریایی و فشار اقتصادی شدید برای وادار کردن تهران به پذیرش خواستههای واشنگتن استوار است. با این حال، ارزیابیهای موجود در دولت آمریکا حاکی از آن است که این رویکرد ممکن است تا پایان دوره ریاستجمهوری ترامپ نیز به نتیجه مورد انتظار نرسد. در عین حال، نشانه مشخصی از شکلگیری یک راهبرد مذاکرهای جدید دیده نمیشود و تداوم وضعیت موجود میتواند هزینههای جنگ را افزایش دهد.
در بخش اقتصادی، کاهش عرضه نفت طی ماههای گذشته موجب تحلیل رفتن ذخایر راهبردی و تجاری شده است. همزمان، آسیب به ظرفیت پالایشی کشورهای حوزه خلیج فارس و روسیه، بازار فرآوردههای نفتی را نیز تحت فشار قرار داده است. افزایش قیمت گازوئیل در آمریکا تا حدود شش دلار در هر گالن، خطر تشدید تورم و حتی افزایش نرخ بهره را بیشتر کرده است؛ موضوعی که با تمایل ترامپ برای سیاست پولی آسانتر در تضاد قرار دارد.
ادامه اختلال در هرمز و بابالمندب همچنین میتواند قیمت نفت را برای مدت طولانی بالا نگه دارد و احتمال بازگشت نفت به محدوده ۱۵۰ دلار را افزایش دهد. در کنار آمریکا، کشورهای منطقه نیز هزینههای سنگینی متحمل میشوند. عراق با فشار بر درآمدهای بودجهای، قطر با کاهش درآمدهای انرژی و مصر با افت درآمدهای کانال سوئز روبهرو هستند. ادامه بیتوجهی واشنگتن به این پیامدها میتواند روابط آمریکا با شرکای منطقهای را تضعیف کند. از این منظر، تحولات یمن نشان میدهد راهبرد فعلی در قبال ایران نهتنها با خطر ناکامی در دستیابی به هدف سیاسی مواجه است، بلکه میتواند هزینههای اقتصادی و ژئوپلیتیکی گستردهتری برای آمریکا و متحدانش ایجاد کند./ منبع