مهمترین پیامد بلندمدت حملات آمریکا به ایران
بهگزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «مهمترین پیامد بلندمدت حملات آمریکا به ایران» که بهقلم نیکول گراجوسکی (Nicole Grajewski)، در اندیشکده کارنگی (Carnegie)، منتشر شده است، به تحلیل حملات آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران در ژوئن ۲۰۲۵ و پیامدهای آن بر نظارت هستهای و خطر اشاعه هستهای پرداخته و قطع نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی را بزرگترین چالش بلندمدت میداند. در ادامه بهره سخن این مقاله را میخوانید.
عملیات «چکش نیمهشب» در ۲۱ ژوئن ۲۰۲۵، شامل حملات هفت بمبافکن بی-۲ اسپریت آمریکا با بمبهای ۳۰ هزار پوندی GBU-57 به تأسیسات هستهای فردو و نطنز و شلیک بیش از ۲۴ موشک کروز تاماهاک به مجتمع تحقیقاتی هستهای اصفهان، قدرت نظامی آمریکا را به نمایش گذاشت. این حملات که پس از حملات تاریخ ۱۲ ژوئن اسرائیل به زیرساختهای سیاسی و هستهای ایران آغاز شد، زیرساختهای کلیدی را هدف قرار داد، اما ادعای کاخ سفید مبنی بر «نابودی کامل» مبالغهآمیز بود. تصاویر ماهوارهای نشاندهنده خسارات گسترده است: در فردو، ۶ دهانه بزرگ در تپه بالای سالنهای سانتریفیوژ ایجاد شد و الگوهای پراکندگی نشان میدهد بمبها به لایههای محافظ نفوذ کرده و احتمالاً به سالنهای زیرزمینی آسیب زدهاند. در نطنز که پیشتر توسط موشکهای اسرائیلی آسیب دیده بود، حملات آمریکا زیرساختهای الکتریکی شامل پستهای برق و ژنراتورهای اضطراری را نابود کرد و حدود پانزده هزار سانتریفیوژ را غیرفعال نمود. دو سوراخ ناشی از اصابت موشک در بالای سالنهای غنیسازی نطنز، آلودگی رادیواکتیو و شیمیایی موضعی ایجاد کرد. در اصفهان، حملات اسرائیل تولید هگزافلوراید اورانیوم و فلز اورانیوم را مختل کرد و موشکهای آمریکا ورودیهای ذخیره اورانیوم غنیشده (HEU) را هدف قرار دادند؛ هرچند ایران احتمالاً این مواد را پیشتر جابهجا کرده بود.
با وجود این خسارات، این حملات دانش هستهای، مواد پراکنده، و یا انگیزه راهبردی ایران را از بین نبرد. بازرسیهای آژانس، چند روز پیش از حملات اسرائیل (۱۲ ژوئن) نشان داد ایران ممکن است ذخایر اورانیوم ۶۰ درصد غنیشده – کافی برای چند سلاح هستهای – را به مکانهای مخفی منتقل کرده باشد. تصاویر ماهوارهای (۱۹-۲۰ ژوئن) از کامیونها و بولدوزرها در ورودیهای فردو حاکی از مسدودکردن تونلهاست، اما احتمال جابهجایی مواد نیز وجود دارد. تخریب زیرساختهای نطنز، بازسازی سریع را دشوار کرده و بازسازی کامل ممکن است نیازمند سایتهای جدید باشد. در اصفهان، تخریب یک مرکز ناتمام پردازش فلز اورانیوم که برای ساخت سلاح هستهای حیاتی است، مانعی ایجاد کرد اما فرآیندهای شیمیایی ساده آن امکان بازسازی را میدهد. ایران همچنین ذخایر سانتریفیوژهای پیشرفتهای دارد که از زمان فروپاشی توافق برجام در سال ۲۰۱۸ از نظارت آژانس بینالمللی انرژی هستهای خارج بوده و میتواند بازسازی سریع را پشتیبانی کند. اعلام ایران برای ساخت سومین سایت غنیسازی نزدیک نطنز نیز نشاندهنده برنامهریزی برای چنین سناریویی است.
مهمترین پیامد بلندمدت حملات، قطع نظارت آژانس است. در روز ۲۵ ژوئن، مجلس ایران با ۲۱۰ رأی موافق، قانونی برای تعلیق همکاری با آژانس تصویب کرد، که دسترسی بازرسان را به تأیید شورای عالی امنیت ملی منوط میکند. این تصمیم پس از اتهامات ایران به آژانس مبنی بر افشای اطلاعات به اسرائیل و آمریکا گرفته شد؛ با وجود محکومیت حملات اسرائیل و آمریکا از سوی آژانس. علی شمخانی، مقام ارشد ایرانی که از ترور جان سالم بهدر برد، تأکید کرد که «مواد غنیشده، دانش بومی و اراده سیاسی» ایران دستنخورده است و «بازی تمام نشده است». سفیر ایران در ژنو نیز از حق دفاع و استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای دفاع کرد. قطع نظارت آژانس که پیشتر ذخایر ایران را تأیید میکرد، به ایران امکان بازسازی مخفیانه میدهد و جامعه جهانی را از شفافیت محروم میکند.
گفتمان داخلی ایران بهسمت تسلیح هستهای متمایل شده است. در دو سال اخیر، اظهارات مقامات و نمایندگان از اشاره غیرمستقیم به انرژی صلحآمیز به بحثهای آشکار درباره تسلیح تغییر کرده است. اختلاف بین تندروها (حامی تسلیح) و میانهروها (حامی خویشتنداری) کاهش یافته و راهبرد آستانه اتمی بهدلیل حملات اخیر زیر سؤال رفته است. همسویی فزاینده ایران با روسیه، چین و کرهشمالی نیز امکان انتقال فناوری را افزایش داده است. بدون دیپلماسی برای بازگرداندن نظارت قوی آژانس و کاهش اراده سیاسی ایران برای تسلیح هستهای، حملات تنها تأخیری موقت ایجاد کردهاند. بازسازی ممکن است سالها طول بکشد یا با تمرکز بر تسلیحات، در چند ماه به نتیجه برسد. هر گام آشکار بهسمت بازسازی یا کاهش بیشتر نظارت آژانس، احتمالاً حملات پیشدستانه اسرائیل را تحریک میکند و چرخه درگیری را ادامه میدهد./ منبع



