امنیت و دفاعخارجیخاورمیانه

راه‌حل دو‌دولتی برای کشتن یهودیان و نابودی اسرائیل

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشت «راه‌حل دو‌دولتی برای کشتن یهودیان و نابودی اسرائیل» نوشته باسام توایل (Bassam  Tawil)،  در اندیشکده گیت‌استون  (Gatestone Institute)، با نگاهی انتقادی به ابتکار فرانسه، کانادا و بریتانیا برای احیای راه‌حل دو‌دولتی، آن را به منزله مشروعیت‌بخشی به حملات حماس و تهدیدی برای موجودیت اسرائیل توصیف می‌کند. تحلیلگران با استناد به تحولات غزه پس از سال ۲۰۰۷ و نتایج نظرسنجی‌ها، این راه‌حل را شکست‌خورده، خطرناک و موجب تقویت افراط‌گرایی می‌دانند. در ادامه، خلاصه این یادداشت آمده است.


ابتدا به ماجرای عقب‌نشینی کامل اسرائیل از غزه در سال ۲۰۰۵ اشاره می‌شود؛ اقدامی که به فلسطینی‌ها فرصتی تاریخی داد تا از غزه نمونه‌ای موفق از کشورداری بسازند. اما در عوض، گروه حماس با انجام کودتایی خشونت‌آمیز در سال ۲۰۰۷، کنترل کامل این منطقه را به‌دست گرفت و آن را به یک «دولت مستقل فلسطینی» تبدیل کرد که ساختار حکمرانی، مجلس، نیروهای نظامی و مرز با مصر دارد. این حکومت اما به ‌جای استفاده از منابع برای توسعه، عمدتاً به تقویت زرادخانه نظامی، ساخت تونل‌های تهاجمی و آماده ‌سازی برای جنگ با اسرائیل پرداخت. این تصمیم آگاهانه برای خشونت بود، نه نتیجه فقر یا ناامیدی.

سپس حمله بی‌سابقه حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و آن لحظه‌ای تعیین‌کننده در نابودی کامل هر امیدی به صلح بود. در این حمله، که با قتل‌عام ۱۲۰۰ اسرائیلی و گروگان‌گیری صدها نفر همراه بود، مهاجمان نه ‌فقط نیروهای نظامی بلکه غیرنظامیان، زنان، کودکان و حتی فعالان صلح را هدف قرار دادند. قربانیان در مناطق مرزی قانونی اسرائیل زندگی می‌کردند، نه در شهرک‌های مورد مناقشه و بسیاری از آن‌ها از طرفداران راه‌حل دو‌دولتی بودند. حماس اما بدون هیچ تمایزی میان یهودی و غیر یهودی و حتی عرب و اسرائیلی، تنها با هدف کشتار وارد عمل شد.

با استناد به این حمله، ادعای غرب مبنی بر اینکه مشکل اصلی اشغال یا شهرک‌سازی است رد می‌شود. مشکل اصلی، «وجود اسرائیل» به‌ عنوان یک کشور یهودی در نگاه حماس و بسیاری از فلسطینیان است. از نظر او، راه‌حل دو ‌دولتی، زمانی امکان‌پذیر بود که فلسطینی‌ها تمایل واقعی به همزیستی داشتند. اما اکنون، پس از حمله ۷ اکتبر و مشاهده گستردگی خشونت، حمایت مردمی از آن و تهدید مستقیم علیه اسرائیلی‌های عادی، هرگونه تلاش برای تأسیس کشور فلسطینی جدید، تنها منجر به تکرار تجربه غزه در کرانه باختری خواهد شد.

سپس به سیاست‌های مالی تشویق‌کننده خشونت از سوی تشکیلات خودگردان فلسطینی اشاره می‌شود. برنامه‌ای موسوم به «حقوق برای قتل» وجود دارد که بر اساس آن، خانواده‌های فلسطینیانی که در عملیات تروریستی کشته یا زندانی می‌شوند، کمک‌ هزینه ماهانه دریافت می‌کنند. هزینه این برنامه بیش از ۳۰۰ میلیون دلار در سال است که بخش مهمی از آن از طریق کمک‌های اتحادیه اروپا و سایر کشورها تأمین می‌شود. برخی این روند را مصداق آشکار «تشویق به ترور با پول مالیات‌دهندگان غربی» می‌دانند و می‌پرسند چگونه می‌توان انتظار داشت که چنین سیاست‌هایی به صلح منجر شود.

به ‌ویژه از بیانیه اخیر فرانسه، بریتانیا و کانادا در می ۲۰۲۵ انتقاد می‌کنند که در آن این کشورها اعلام کردند در صورت پیشرفت فرآیند سیاسی، کشور فلسطینی را به ‌رسمیت خواهند شناخت. این اقدام درست پس از کشتار ۷ اکتبر، به ‌منزله پاداش دادن به تروریسم است. او هشدار می‌دهد که چنین سیاست‌هایی حماس را به این نتیجه می‌رساند که خشونت نتیجه می‌دهد و در واقع، هزینه‌ای برای آن وجود ندارد. به ‌جای آنکه غرب با صراحت این جنایت را محکوم کند و به دنبال مجازات مسئولان باشد، برای تشکیل کشوری دیگر به آن‌ها مشروعیت می‌بخشد.

نویسنده همچنین به نظرسنجی‌های اخیر در میان فلسطینیان اشاره می‌کند تا نشان دهد که حماس نه ‌تنها در غزه بلکه در کرانه باختری نیز از حمایت مردمی گسترده‌ای برخوردار است. بر اساس این داده‌ها، اگر انتخابات ریاستی برگزار شود، خالد مشعل از حماس با اختلاف چشم‌گیر محمود عباس را شکست خواهد داد. همچنین، حماس در میان فلسطینیان به‌عنوان گروهی «صادق‌تر، قوی‌تر و مقاوم‌تر» شناخته می‌شود. این آمار، از نگاه توایل، نشانه‌ای است از اینکه جامعه فلسطینی برخلاف انتظار غرب بیشتر با ایدئولوژی حماس همدل است تا با سیاست‌های سازش‌طلبانه فتح.

در نهایت، راه‌حل دو‌دولتی، در عمل به معنای ایجاد یک پایگاه جدید تروریستی خواهد بود؛ مدلی مانند غزه که با نام «استقلال» درگیر تولید خشونت و جنگ خواهد شد. حتی اگر این کشور جدید در ابتدا تحت کنترل تشکیلات خودگردان باشد، با توجه به نفوذ گسترده حماس، دیری نخواهد پایید که همان سرنوشت غزه در کرانه باختری نیز تکرار می‌شود. او تأکید دارد که غرب باید از توهم راه‌حل دیپلماتیک بیرون بیاید و واقعیت را بپذیرد: یعنی اینکه افکار عمومی فلسطینی، بیش از هر زمان دیگری با گفتمان ضداسرائیلی همسو شده و به جای صلح، راه مقاومت مسلحانه را انتخاب کرده است.

در چنین شرایطی، نه ‌تنها راه‌حل دو‌دولتی امکان‌پذیر نیست، بلکه مطرح‌کردن آن، به ‌منزله نادیده‌گرفتن خون‌های ریخته‌ شده و تشویق کسانی است که به‌صراحت نابودی اسرائیل را هدف خود می‌دانند. به باور او، امنیت و بقای اسرائیل نمی‌تواند با اتکا به سازش با کسانی که موجودیت آن را انکار می‌کنند، تأمین شود. راه‌حل واقعی، به‌جای «امتیازدهی به افراط‌گرایی»، در درک واقعیت تهدید و ایستادگی در برابر آن است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا