ترامپ وعده حمله سخت به ایران را داد
درگیریهای مستقیم ایران و آمریکا پس از یک ماه توقف دوباره تشدید شد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ترامپ وعده حمله سخت به ایران را داد» نوشته چاد دی گوزمن (Chad de Guzman) و آنیکا نِکلسون (Annika Neklason) در تایم (TIME)، به ازسرگیری تقابل نظامی ایران و آمریکا پس از یک وقفه یکماهه، حملات متقابل در اطراف تنگه هرمز و خطر تشدید دوباره جنگ در منطقه میپردازد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
درگیری نظامی میان ایران و آمریکا پس از حدود یک ماه وقفه بار دیگر وارد مرحلهای تازه از تشدید شد. نیروهای آمریکایی در ۳۰ آگوست به دو سکوی پرتاب موشک ایرانی در جزیره لارک حمله کردند، اقدامی که واشنگتن آن را عملیاتی محدود و دقیق علیه نیروهای سپاه پاسداران معرفی کرد که در حال آمادهسازی برای شلیک موشک و مینگذاری دریایی در تنگه هرمز بودند. این حمله در شرایطی انجام شد که نیروهای آمریکایی بهتازگی عملیات پاکسازی مینهای دریایی از مسیرهای بینالمللی کشتیرانی تنگه را به پایان رسانده بودند.
ایران در واکنش، حمله به مواضع آمریکا را تهدیدی مستقیم تلقی کرد و وعده مجازات عامل حمله را داد. سپاه پاسداران سپس از شلیک موشکهای بالستیک به یک پایگاه نظامی آمریکا در اردن خبر داد. نیروهای مسلح اردن اعلام کردند هشت موشک وارد حریم هوایی این کشور شده و رهگیری شدهاند. این تحولات نشان میدهد دامنه تقابل همچنان محدود به خاک ایران نیست و میتواند پای کشورهای میزبان نیروهای آمریکایی در منطقه را نیز به درگیری باز کند.
دونالد ترامپ پس از این حمله هشدار داد که آمریکا پاسخ سختی خواهد داد. چنین موضعی خطر بازگشت به چرخهای از حمله، تلافی و ضدتلافی را افزایش میدهد، چرخهای که در صورت گسترش، کنترل دامنه و مدت آن برای طرفین دشوارتر خواهد شد. همزمان، واشنگتن تأکید دارد که هدف عملیات، حفاظت از آزادی کشتیرانی و جلوگیری از تهدید علیه مسیرهای تجاری در تنگه هرمز است.
این تحولات در بستر جنگی رخ میدهد که از ۲۸ فوریه آغاز شد، زمانی که آمریکا و اسرائیل موجی از حملات را علیه ایران آغاز کردند. شکست مذاکرات هستهای، نگرانی درباره بازسازی ظرفیتهای هستهای ایران و تحولات داخلی این کشور از زمینههای اصلی آغاز جنگ بود. در جریان حملات اولیه، آیتالله علی خامنهای کشته شد و ایران نیز با حملات موشکی علیه اسرائیل، پایگاههای آمریکا و اهدافی در منطقه پاسخ داد.
تنگه هرمز در این بحران اهمیت راهبردی ویژهای دارد، زیرا پیش از آغاز جنگ حدود یکپنجم تولید نفت جهان از این مسیر عبور میکرد. نظامیشدن و محدودشدن عبورومرور در تنگه، علاوه بر پیامدهای امنیتی، تهدیدی برای بازار انرژی و تجارت جهانی ایجاد کرده است. توافق ژوئن و آتشبس همراه آن نیز با ازسرگیری درگیریها فروپاشید و محاصره دریایی بنادر ایران دوباره برقرار شد.
در مجموع، حملات تازه نشان میدهد وقفه نظامی لزوماً به معنای کاهش بنیادین تنش نبوده است. تداوم حضور نیروهای آمریکایی، ظرفیت موشکی ایران و اهمیت حیاتی تنگه هرمز، سه عامل اصلی بازتولید بحران هستند. اکنون پاسخ احتمالی آمریکا میتواند تعیین کند که این مرحله به یک تبادل محدود حملات ختم میشود یا بار دیگر جنگ را به سطحی گستردهتر در غربآسیا میرساند./ منبع



