امنیت و دفاعخاورمیانه

پیامدهای مخرب جنگ با ایران برای فلسطین و چشم‌انداز مبهم دیپلماسی؛ عبور از بحران یا استمرار بن‌بست؟

جنگ اخیر با ایران روند صلح غرب آسیا را متوقف کرده و پیامدهای مخربی بر مسائل فلسطین، کرانه باختری و باریکه غزه بر جای گذاشته است که نیازمند بازنگری راهبردی ایالات متحده است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای تحلیلی با عنوان «اسرائیل/فلسطین: آنچه جنگ ایران ویران کرد و آنچه شاید هنوز نجات یابد» به قلم یاسر ابوموسی و لوسی کورتزر-النبورگن (Jaser AbuMousa and Lucy Kurtzer-Ellenbogen) در مؤسسه خاورمیانه (Middle East Institute) منتشر شده است. این مقاله به بررسی پیامدهای مخرب جنگ با ایران بر پرونده فلسطین، چالش‌های توافق آتش‌بس غزه، انزوای تشکیلات خودگردان و راهکارهای سه‌گانه برای خروج از بن‌بست دیپلماتیک می‌پردازد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.

جنگ اخیر میان ایالات متحده، اسرائیل و ایران، پیشرفت‌های دیپلماتیک شکننده پیرامون پرونده فلسطین، از جمله طرح ۲۰ ماده‌ای غزه و تفاهم‌نامه ۱۴ ماده‌ای ژوئن را متوقف کرده و چالش‌های عمیقی را ایجاد کرده است. اگرچه پیش از این تضعیف متحدان منطقه‌ای ایران روزنه‌ای برای بهبود نسبی مسیر مناقشه اسرائیل و فلسطین گشوده بود، اما جنگ فوریه ۲۰۲۶ این فرصت را تا حد زیادی مسدود کرد. ایران با وجود خسارات نظامی، از نظر راهبردی با ایستادگی در برابر حمله آمریکا و اسرائیل تقویت شده و روابط خود با بازیگرانی چون حماس را حفظ کرده است؛ چنان‌که انتخاب خلیل الحیه به عنوان رئیس دفتر سیاسی حماس، تداوم این پویایی را نشان می‌دهد.

در باریکه غزه، طرح خلع سلاح حماس موسوم به نقشه راه «شورای صلح» که با میانجیگری مصر، قطر، ترکیه و آمریکا تدوین شده بود، با مخالفت صریح بنیامین نتانیاهو روبه‌رو شد. نخست‌وزیر اسرائیل اصرار دارد که نیروهای نظامی این کشور تا زمان خلع سلاح کامل حماس در مواضع خود باقی بمانند. در همین حال، تشکیلات خودگردان فلسطین به دلیل بحران مشروعیت، فشارهای اقتصادی اشغالگران و ناکارآمدی در تأمین امنیت و دولت‌سازی، عملاً به تماشاگر این تحولات تبدیل شده است و خلأ رهبری معتبر فلسطینی، زمینه را برای استمرار نفوذ ایران و ماندگاری حماس فراهم کرده است.

در آستانه انتخابات ۲۷ اکتبر اسرائیل، نتانیاهو با پررنگ‌کردن تهدید ایران تلاش می‌کند توجه افکار عمومی را از پرونده فلسطین و مسئولیت خود در فجایع ۷ اکتبر منحرف کند. در سایه این جنگ و انحراف تمرکز بین‌المللی، افراط‌گرایان کابینه نظیر بتسالل اسموتریچ و ایتامار بن‌گویر توانسته‌اند با انتقال اختیارات مدنی کرانه باختری به وزارتخانه‌های دولتی، پروژه الحاق دوفاکتو را تسریع کرده و موج خشونت شهرک‌نشینان را تشدید کنند؛ روندی که در غزه نیز با تداوم درگیری‌ها و فروپاشی نظم مدنی همراه بوده است.

این تحولات هزینه‌های سنگینی بر اعتبار ایالات متحده و ثبات متحدان منطقه‌ای مانند اردن تحمیل کرده است. تنش‌های منطقه‌ای و توافق دفاعی جدید میان عربستان، پاکستان و ترکیه (پیمان مکه)، نشان‌دهنده تنوع‌بخشی به گزینه‌های امنیتی کشورهای منطقه در سایه عدم اعتماد به واشنگتن است. با این حال، نویسندگان معتقدند که می‌توان از این پویایی‌ها و منافع عربستان برای عادی‌سازی روابط استفاده کرد؛ به شرطی که آمریکا رویکردی سه‌گانه اتخاذ کند: پذیرش صریح آرمان تشکیل کشور فلسطین به عنوان قطب‌نمای دیپلماسی، اعمال فشار و حسابرسی از اسرائیل در قبال اقدامات مخرب در کرانه باختری، و حمایت از برگزاری انتخابات معتبر و شفاف فلسطینی برای بازسازی مشروعیت رهبری این خطه./ منبع

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا