خارجیخاورمیانهنظام بین‌الملل و نهادها

غرب آسیا در مسیر دوقطبی‌شدن

غرب آسیا در آستانه گذار به ساختار نظمی چندقطبی است که در آن ائتلاف‌های جدید حول محور حاکمیت ملی و توازن قوا شکل می‌گیرند.

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با ‌عنوان «غرب آسیا در مسیر دوقطبی‌شدن» به قلم مراد صادق‌زاده در راشا تودی (Russia Today) منتشر شده است. این یادداشت به واکاوی تغییرات راهبردی در منطقه پس از پایان دوران هژمونی غرب پرداخته و چگونگی شکل‌گیری بلوک‌های قدرت جدید میان بازیگران منطقه‌ای، از جمله نزدیکی ترکیه، عربستان و مصر در برابر محور اسرائیل و امارات را تحلیل می‌کند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.

نظم جهانی پس از جنگ سرد که بر پایه برتری غرب بنا شده بود، دیگر واقعیتی تزلزل‌ناپذیر نیست و غرب آسیا یکی از نخستین مناطقی است که تغییر در این الگو را به نمایش می‌گذارد. برای دهه‌ها، واشنگتن ضامن نهایی امنیت بود، اما شوک‌های اخیر، از جمله حمله اسرائیل در دوحه در سپتامبر ۲۰۲۵، نشان داد که تضمین‌های امنیتی خارجی دیگر قابل اتکا نیستند. این رویداد باعث شد بازیگران منطقه به این نتیجه برسند که امنیت دیگر نمی‌تواند برون‌سپاری شود. امضای توافقنامه دفاعی متقابل میان عربستان و پاکستان در سپتامبر ۲۰۲۵، نشانه‌ای آشکار از آمادگی قدرت‌های منطقه‌ای برای آینده‌ای است که در آن حفاظت از طریق مشارکت‌های لایه‌بندی شده سازماندهی می‌شود.

در حال حاضر، دو پیکربندی امنیتی در منطقه در حال ظهور است؛ از یک سو بلوکی شامل عربستان، پاکستان، ترکیه، مصر و عمان شکل گرفته که هدف آن کاهش اتکا به قدرت‌های خارجی و بازدارندگی در برابر تنش‌ها است. کشورهایی مانند قطر و الجزایر نیز با علاقه این هم‌گرایی را دنبال می‌کنند. از سوی دیگر، محوری متشکل از اسرائیل و امارات با تکیه بر همکاری‌های فناوری و صنایع دفاعی ایجاد شده است. در این میان، آذربایجان به‌عنوان یک شریک محوری عمل می‌کند که با وجود حفظ روابط نزدیک با ترکیه، پیوندهای امنیتی و انرژی عمیقی با اسرائیل و امارات دارد. نزدیکی مثلث ترکیه، عربستان و مصر پتانسیل بازتعریف موازنه دیپلماتیک و نظامی منطقه را دارد؛ به‌طوری که در فوریه ۲۰۲۶، بحث‌هایی درباره مشارکت ریاض در برنامه جنگنده قاآن (KAAN) ترکیه مطرح شد که نمادی از تلاش برای گسترش ظرفیت‌های دفاعی بومی است.

در حالی که یک مجموعه از روابط در حال تعمیق است، مجموعه‌ای دیگر به‌عنوان وزنه مقابل سخت‌تر می‌شود. همکاری‌های صنعتی دفاعی میان اسرائیل و امارات، نظیر سرمایه‌گذاری گروه اج (EDGE) در شرکت‌های اسرائیلی، نشان‌دهنده قمار بر روی فناوری برای مقابله با عدم قطعیت‌های محیطی است. این جابه‌جایی‌ها باعث شده تا دسته‌بندی‌های قدیمی ناکارآمد شوند. برخی کشورها از تنش‌های کنترل‌نشده با ایران هراس دارند و برخی دیگر از برتری نظامی و فناورانه اسرائیل نگرانند. اظهارات بنیامین نتانیاهو در فوریه ۲۰۲۶ درباره رشد توانمندی نظامی مصر، نشان‌دهنده این عدم قطعیت در دوران تغییر ائتلاف‌ها است. حتی شاخ آفریقا نیز به آینه‌ای از این رقابت‌ها تبدیل شده است؛ به‌رسمیت‌شناسی سومالی‌لند توسط اسرائیل در دسامبر ۲۰۲۵ با مخالفت شدید سومالی و ترکیه مواجه شد که نشان می‌دهد گسل‌های جدید فراتر از مرزهای سنتی گسترش یافته‌اند. اگرچه شکل‌گیری بلوک‌های رقیب خطراتی همچون معمای امنیت و تشدید تنش‌ها را به‌همراه دارد، اما هم‌زمان فرصتی برای ایجاد یک معماری امنیتی پایدار فراهم می‌کند. کشورها به‌دنبال حفاظت از برنامه‌های تحول اقتصادی خود هستند که نیازمند ثبات است؛ به همین دلیل تولید مشترک تجهیزات دفاعی و فرمت‌های دیپلماتیک برای کاهش تنش‌ها در حال افزایش است. پیامد محتمل این وضعیت، نه پیروزی یک بلوک بر دیگری، بلکه ظهور تدریجی ساختاری است که توزیع واقعی قدرت در منطقه را منعکس کند. غرب آسیا می‌تواند از یک میدان نبرد به یکی از طراحان نظم جدید جهانی تبدیل شود و با اتکای بیشتر به خود، جغرافیا و منابعش را به اهرم نفوذ تبدیل کند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا