امنیت و دفاعخاورمیانه

آنچه متخصصان ایران درباره تهران به کاخ سفید نگفتند

مشاوره نادرست اندیشکده‌های جنگ‌طلب و کارشناسان ناآگاه، ایالات متحده را به سوی جنگی بی‌دستاورد و شکست‌خورده در قبال ایران سوق داده است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آنچه متخصصان ایران درباره تهران به کاخ سفید نگفتند» نوشته کورش ضیابری در آمریکن کانسروتیو (American Conservative) منتشر شده است. این یادداشت، به بررسی پیامدهای شکست‌خورده سیاست‌های مداخله‌جویانه آمریکا پرداخته و استدلال می‌کند که تصویرسازی‌های نادرست اندیشکده‌های جنگ‌طلب و کارشناسان ناآگاه از واقعیت‌های داخلی ایران، دولت ایالات متحده را به سوی جنگی بی‌دستاورد سوق داده است. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.

تداوم جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران با چالش‌های راهبردی جدی روبه‌روست و از حمایت عمومی بسیار پایینی برخوردار است. این مناقشه پرهزینه، بازتابی از نقص آشکار در ساختار مشورتی دولت دوم دونالد ترامپ است؛ جایی که سیاستمداران از دسترسی به ارزیابی‌های واقع‌بینانه محروم بوده‌اند. بحران کنونی نتیجه دهه‌ها ترس‌آفرینی مبالغه‌آمیز درباره یک تهدید استثنایی از سوی ایران است که توسط شبکه‌ای از شرکت‌های رسانه‌ای، اندیشکده‌های جنگ‌طلب و فعالان سیاسی دور از میدان ترویج شده است. این جریان‌ها مدعی بودند ایران همچون دیگر چالش‌های سیاست خارجی نیست و راهکار دیپلماتیک در قبال آن کارایی ندارد.

گروه‌هایی مانند بنیاد دفاع از دمکراسی‌ها (FDD) و سازمان‌های مشابه، همراه با چهره‌های رسانه‌ای و مهاجران منتقد، همواره بر طبل برخورد سخت کوبیده‌اند. همچنین حضور مفسرانی که هرگز پا به ایران سفر نکرده‌اند، به شکل‌گیری تصمیمات نادرست کمک کرده است. بسیاری از بهانه‌هایی که برای آغاز این عملیات نظامی مطرح شد، از جمله اشاره به وقایع تاریخی گذشته، سال‌هاست که در واشنگتن بازتولید می‌شود. با وجود این، رویکرد پرخطر نظامی بر اساس این فرض نادرست شکل گرفت که جنگ به‌طور خودکار به تغییر نظام در تهران منجر خواهد شد؛ فرضیه‌ای که حامیان آن حتی توانایی ترسیم تصویر روشنی از روزهای پس از تغییر را ندارند.

تضاد مواضع رهبران آمریکا درباره جنگ نیز بر ابعاد این ناکامی افزوده است. در حالی که پیش‌تر انتقادهای تندی نسبت به مداخلات مداوم خارجی در امور سایر کشورها مطرح شده بود، توجیهات بعدی برای پذیرش هزینه‌های سرسام‌آور جنگ متکی بر ادعای تحقق تغییر نظام بود. با این حال، واقعیت‌های عینی ایران با تصورات این مشاوران تفاوت اساسی دارد. برخلاف برخی حکومت‌های سقوط‌کرده در منطقه، ایران دارای ساختاری چندلایه، جامعه‌ای مدنی با سطوح مشارکت سیاسی پویا و ظرفیت بالای خودکفایی در حوزه‌های صنعتی و کشاورزی است.

تاریخ سیاسی ایران نشان‌دهنده ریشه‌دار بودن ضدیت عمیق با مداخله خارجی است و به همین دلیل، الگوهای تحمیلی خارجی در آن کارایی ندارند. بحران‌های ساختاری، مدیریت ضعیف اقتصادی و تنش‌های داخلی از ویژگی‌های مستمر جمهوری اسلامی به شمار می‌روند، اما تجربه تاریخی نشان داده است که مداخله خارجی راهکار پایداری برای رفع آن‌ها نیست. ناتوانی قدرت‌های نظامی بزرگ در ایجاد تغییرات پایدار در ساختار سیاسی ایران، نشان می‌دهد که ارزیابی‌های ارائه‌شده به تصمیم‌گیرندگان آمریکایی، درک کاملی از پیچیدگی‌های سیاسی و اجتماعی ایران نداشته است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا