خاورمیانهداخلینظام بین‌الملل و نهادها

معنای سیاسی افتتاح سفارت جدید چین در اسرائیل چیست؟

چین با بازسازی دیپلماسی خود در تل‌آویو، پیام توازن می‌فرستد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «معنای سیاسی افتتاح سفارت جدید چین در اسرائیل»، به قلم مصطفی یوسفی و منتشر شده در اندیشکده تهران، به بررسی دلالت‌های ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیک تصمیم پکن برای افتتاح سفارت جدید در تل‌آویو می‌پردازد و نشان می‌دهد چین در میانه رقابت قدرت‌های بزرگ و بحران‌های غرب آسیا، با پرهیز از بلوک‌بندی‌های سخت، سیاستی موازنه‌گرایانه و معطوف به بیشینه‌سازی منافع ملی را دنبال می‌کند. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.

روابط دیپلماتیک چین و اسرائیل که حدود سه دهه از آغاز آن می‌گذرد، یکی از پیچیده‌ترین الگوهای تعامل در سیاست بین‌الملل معاصر به شمار می‌آید. این رابطه از ابتدا بر هم‌زمانی همکاری اقتصادی، رقابت قدرت‌های بزرگ و تأثیرپذیری از بحران‌های منطقه‌ای استوار بوده است. پیوندی که زمانی بر مکمل‌بودن ظرفیت‌های فناورانه اسرائیل و توان تولیدی و بازار گسترده چین بنا شده بود، در سال‌های اخیر و تحت‌تأثیر تحولات منطقه‌ای و جهانی به رابطه‌ای چندلایه و ناپایدار تبدیل شده است. از این منظر، تصمیم پکن برای احداث و افتتاح سفارت جدید در اسرائیل، صرفاً اقدامی اداری تلقی نمی‌شود و واجد معنا و پیام سیاسی است.

در مرحله نخست، روابط چین و اسرائیل عمدتاً بر محور اقتصاد، علم و فناوری شکل گرفت. اکوسیستم پیشرفته تحقیق و توسعه اسرائیل در کنار ظرفیت تولید انبوه و بازار داخلی چین، زمینه گسترش همکاری‌های دوجانبه را فراهم کرد. در نتیجه، حجم مبادلات تجاری دو کشور از حدود هشت میلیارد دلار در سال ۲۰۱۳ به ۲۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۲ افزایش یافت و همکاری‌ها در حوزه‌های مختلف اقتصادی و فناورانه توسعه پیدا کرد.

با تشدید رقابت میان آمریکا و چین از اواخر دهه ۲۰۱۰، این روابط با محدودیت‌های تازه‌ای روبه‌رو شد. اعمال تعرفه‌های گسترده واشنگتن علیه پکن و تلاش آمریکا برای جلوگیری از دسترسی چین به فناوری‌های پیشرفته، فشارهایی را بر شرکای آمریکا از جمله اسرائیل وارد کرد. در همین چارچوب، صادرات نیمه‌هادی اسرائیل به چین از ۲۱ میلیون دلار در سال ۲۰۲۰ به یازده میلیون دلار در سال ۲۰۲۲ کاهش یافت که نشان‌دهنده تأثیر مستقیم رقابت قدرت‌های بزرگ بر روابط اقتصادی دوجانبه است.

تحولات پس از واقعه هفتم اکتبر ۲۰۲۳ و آغاز جنگ غزه، نقطه عطفی در رویکرد چین نسبت به اسرائیل بود. چین که همواره بر راه‌حل دو دولتی در مسئله فلسطین تأکید داشته است، ضمن حفظ روابط رسمی اقتصادی و دیپلماتیک با اسرائیل، لحن سیاسی و رفتار خود در مجامع بین‌المللی را تغییر داد. تأکید مکرر بر آتش‌بس فوری، تشکیل کشور فلسطینی و دعوت از گروه‌های فلسطینی از جمله حماس و فتح برای گفت‌وگو و آشتی داخلی، بخشی از تلاش چین برای ایفای نقش فعال‌تر در دیپلماسی غرب آسیا بود؛ اقدامی که از نگاه اسرائیل بی‌طرفانه تلقی نشد.

جنگ دوازده‌روزه ایران و اسرائیل نیز چین را در موقعیتی پیچیده قرار داد. ایران یکی از شرکای مهم منطقه‌ای پکن به‌شمار می‌آید و در عین حال، چین کوشیده است از جانبداری آشکار در منازعات منطقه‌ای پرهیز کند. موضع پکن در این بحران بر مدیریت تنش، جلوگیری از تشدید درگیری و حفظ توازن در روابط با تهران و تل‌آویو استوار بود؛ رویکردی که برای اسرائیل نشانه‌ای از شکاف در درک متقابل منافع امنیتی محسوب شد.

در کنار این مسائل، موضوع تایوان همچنان خط قرمز سیاست خارجی چین باقی مانده است. در دسامبر ۲۰۲۵ و پس از انتشار خبر دیدار محرمانه یکی از مقامات تایوانی با مسئولان اسرائیلی، سفارت چین واکنش تندی نشان داد و بر اصل چین واحد تأکید کرد. پس از آتش‌بس غزه و کاهش تنش ایران-اسرائیل، افتتاح سفارت جدید و بزرگ چین در خیابان بن‌یهودا در تل‌آویو و اعلام افزایش حجم تجارت دوجانبه به ۳۳ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۵، نمادی از تلاش پکن برای ترمیم مناسبات و نمایش سیاست خارجی مستقل از بلوک‌بندی‌های قدرت تلقی می‌شود./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا