امنیت و دفاعخارجیخاورمیانه

چه کسی را درباره جنگ اسرائیل با حماس باید باور کرد؟

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چه کسی را درباره جنگ اسرائیل با حماس باید باور کرد؟» نوشته یوری پیلیچوفسکی (Uri Pilichowski)، و منتشر شده در روزنامه جروزالم پست (Jerusalem Post)، به اهمیت رجوع به تحلیلگران خبره و با تجربه در فهم جنگ اسرائیل با فلسطینی‌ها در مقابل حجم بالای اطلاعات نادرست در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی می‌پردازد. در این یادداشت با تاکید بر سه ویژگی کلیدی تخصص، بینش و تجربه مستقیم، تفاوت نظرات کارشناسان واقعی را از دیدگاه‌های سطحی و غیرمعتبر متمایز می‌شود و خطرات اعتماد به افراد غیرمتخصص، منتقدان صرف و کسانی که صرفاً عواطف خود را بروز می‌دهند، را یادآور می‌شود. در ادامه، خلاصه این مطلب آمده است.


جنگ میان اسرائیل و گروه‌های فلسطینی که از ۷ اکتبر آغاز شده، با حجم انبوهی از اطلاعات نادرست و روایت‌های متناقض در رسانه‌های رسمی و شبکه‌های اجتماعی همراه بوده است. این وضعیت مخاطبان را با چالش بزرگ تمییز دادن واقعیت‌ها از شایعات روبرو کرده است. به خصوص، افزایش تعداد تحلیلگران آماتور و افرادی که بدون دانش تخصصی تحلیل ارائه می‌دهند، باعث سردرگمی بیشتر و پیچیدگی در فهم صحیح رویدادها شده است.

یک مناظره در پادکست جو روگان است که بین دو فرد مشهور، داو اسمیت، کمدین و داگلاس موری، روزنامه‌نگار، رخ داد. موری بر این باور بود که برای اظهار نظر معتبر درباره جنگ، داشتن تجربه و تخصص مستقیم در منطقه اهمیت دارد، اما اسمیت این نظر را رد کرده و گفت که مطالعه گزارش‌ها برای اظهار نظر کافی است. این اختلاف نظر نشان‌دهنده دو دیدگاه متفاوت درباره معیارهای تحلیل قابل اعتماد است؛ یکی مبتنی بر تجربه و تخصص عمیق و دیگری بر پایه اطلاعات سطحی و غیرمستند.

تحلیل‌های مبتنی بر احساسات یا عقاید بدون پشتوانه علمی یا شواهد مستند، قابل قبول نیستند. برای مثال دو نمونه ذکر می‌شود؛ یکی در جلسات سخنرانی‌اش که با مخالفت افرادی مواجه شد که صرفاً بر اساس احساساتشان نظر می‌دادند و دیگری در پژوهش درباره یک ملاقات میان رهبران جهان که پس از گفت‌وگو با یک مقام ارشد حاضر در جلسه، متوجه شد برداشت اولیه‌اش نادرست بوده است. این نمونه‌ها نشان می‌دهد که دانش عمیق و دسترسی به منابع موثق کلید تحلیل‌های درست است.

افرادی که برای درک تاریخ و رویدادهای جاری جستجو می‌کنند باید سه گروه را به عنوان منابع اطلاعاتی معتبر در نظر بگیرند: نخست کارشناسان، یعنی کسانی که سال‌ها به مطالعه، آموزش و تحقیق درباره موضوعی خاص پرداخته‌اند؛ دوم افراد بینش‌مند، یعنی کسانی که دارای هوش و توانایی تحلیلی بالایی هستند و می‌توانند به درک دقیق و نظام‌مند مسائل برسند؛ و سوم کسانی که تجربه مستقیم از رویدادها دارند، مانند سربازان حاضر در میدان جنگ، سیاست‌مداران فعال و پزشکان درمانگر که دانش و مهارتی را کسب کرده‌اند که از طریق مطالعه محض قابل دستیابی نیست.

اگرچه این سه گروه همیشه درست نمی‌گویند، اما قطعاً در مقایسه با افرادی که بدون تخصص، بینش یا تجربه‌اند، صلاحیت بیشتری برای اظهار نظر درباره مسائل پیچیده دارند. از سوی دیگر، همه حق دارند نظرات خود را ابراز کنند، اما کسانی که به دنبال تحلیل‌های معتبر و درست هستند، باید ترجیح دهند از منابعی بهره ببرند که دانش و تجربه کافی دارند.

همچنین از سه نوع فرد باید دوری کرد. اولین گروه، «مدعیان بی‌تخصص» هستند؛ افرادی که بدون داشتن تخصص، تجربه یا بینش کافی، خود را متخصص جلوه می‌دهند، یا مدعی دانش و تجربه‌ای هستند که ندارند. این افراد اغلب نادانسته یا به قصد فریب دادن، اطلاعات نادرست منتشر می‌کنند و در واقع کمک چندانی به فهم بهتر مسائل نمی‌کنند.

دومین گروه «موعظه‌گران» هستند؛ کسانی که فقط به نقد و انتقاد از سیاست‌ها می‌پردازند، اما خودشان هیچ دانش تخصصی یا تجربه عملی در موضوع مورد بحث ندارند و از ارائه راه‌حل‌های واقعی و تحلیل‌های جامع عاجزند. این افراد بیشتر باعث سردرگمی مخاطب و بی‌اعتمادی به تحلیل‌ها می‌شوند.

سومین گروه «افراد عصبانی و ناراضی» هستند که بدون داشتن بینش عمیق یا فهم کامل از پیچیدگی‌های موضوع واکنش‌های هیجانی و عصبی نشان می‌دهند. این افراد بیشتر بر احساسات خود تکیه می‌کنند تا بر دانش یا تجربه و معمولاً نمی‌توانند به تحلیل‌های دقیق و مستدل دست یابند.

منابع قابل اعتماد اطلاعات باید توانایی درک ظرایف و پیچیدگی‌های رویدادها را داشته باشند. اگر کسی موضوعات را به شکلی ساده و دو قطبی (سیاه و سفید) ببیند، نشان‌دهنده عدم تسلط و درک عمیق از واقعیت‌ها است. در واقع رویدادهای سیاسی و تاریخی بسیار پیچیده‌تر از آن هستند که بتوان آن‌ها را به این سادگی تفسیر کرد.

ظهور شبکه‌های اجتماعی یک تحول بزرگ در حوزه انتشار اطلاعات به شمار می‌رود. پیش از آن، رسانه‌های سنتی و سازمان‌های بزرگ کنترل انحصاری بر تحلیل‌ها و انتشار اخبار داشتند و فرصت کمتری برای صدای مستقل وجود داشت. شبکه‌های اجتماعی این فضا را دموکراتیک‌تر کرده و به افراد مختلف امکان داده صدای خود را به گوش مخاطبان جهانی برسانند. این امر از جهتی مثبت است و به گسترش تنوع دیدگاه‌ها کمک کرده است.

اما متأسفانه الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی تمایل دارند بیشتر صدای کسانی را تقویت کنند که پرصدا، جنجالی و تفرقه ‌آفرین هستند. این موضوع موجب شده صدای بسیاری از کارشناسان واقعی کمتر شنیده شود و اطلاعات نادرست یا تحلیل‌های کم‌عمق بیشتر دیده و شنیده شوند.

مخاطبان هوشیار باید بکوشند از کارشناسان بینش‌مند و کسانی که تجربه مستقیم دارند یاد بگیرند و در مقابل سیل اطلاعات نادرست، مدعیان بی‌تخصص، موعظه‌گران انتقادکننده بدون پشتوانه و افراد هیجانی و ناراضی هوشیار باشند. این راهکار کمک می‌کند تا تحلیل‌ها دقیق‌تر، واقع‌بینانه‌تر و قابل اتکاتر باشند و مخاطبان بتوانند به درک صحیح‌تری از تحولات جهانی برسند. /منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا