چرا برنامه هستهای عربستان ارزش کنار گذاشتن سیاست منع اشاعه آمریکا را ندارد
اعطای حق غنیسازی به عربستان میتواند دههها سیاست منع اشاعه هستهای آمریکا را تضعیف و رقابت هستهای منطقهای را تشدید کند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «چرا برنامه هستهای عربستان ارزش کنار گذاشتن سیاست منع اشاعه آمریکا را ندارد» نوشته آندریا استریکر (Andrea Stricker) در نشنال اینترست (National Interest) منتشر شده است و پیامدهای احتمالی اجازه آمریکا به غنیسازی اورانیوم در عربستان را بررسی میکند و هشدار میدهد که چنین امتیازی میتواند الگوی چند دههای کنترل فناوریهای حساس هستهای را تضعیف و زمینه گسترش اشاعه هستهای را فراهم کند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
توافق هستهای آمریکا و عربستان میتواند دههها سیاست منع اشاعه هستهای آمریکا را تضعیف و راه را برای گسترش فناوریهای حساس چرخه سوخت در جهان باز کند. واشنگتن پس از مذاکره در دهه ۱۹۹۰ توانست روسیه و چین را از انتقال فناوریهای غنیسازی اورانیوم و بازفرآوری پلوتونیوم به کشورهایی مانند ایران و پاکستان بازدارد و اجماعی درباره خطرناک بودن گسترش این قابلیتها ایجاد کند. اکنون اعطای چنین امتیازی به ریاض میتواند این سابقه را از میان ببرد و مسکو و پکن را نیز به ارائه فناوری مشابه به مشتریان خود ترغیب کند.
این خطر در توافق همکاری هستهای آمریکا و عربستان، موسوم به توافق ۱۲۳ بر اساس قانون انرژی اتمی آمریکا، نهفته است. بر اساس گزارشها، توافق شامل مطالعهای دو ساله برای بررسی احداث تأسیسات غنیسازی در عربستان است. حتی اگر این تأسیسات تحت کنترل عملیاتی آمریکا و در قالب «جعبه سیاه» باشد، استقرار سانتریفیوژها در خاک عربستان خطر جاسوسی، نشت فناوری و تصرف تأسیسات را افزایش میدهد. همچنین ممکن است ریاض تأسیسات را ملی کند یا دانش بهدستآمده را به برنامهای مستقل منتقل سازد.
سیاست منع اشاعه آمریکا پس از آزمایش هستهای هند در سال ۱۹۷۴ تقویت شد و تشکیل کمیته زانگر و گروه تأمینکنندگان هستهای، محدودیتهای سختی بر انتقال تجهیزات غنیسازی و بازفرآوری ایجاد کرد. قانون منع اشاعه هستهای ۱۹۷۸ نیز معیارهای سختگیرانه برای توافقهای ۱۲۳ مقرر کرد. دولتهای متوالی آمریکا این فناوریها را حتی از متحدان نزدیک خود دریغ کردند و در نتیجه، تنها پنج کشور فاقد سلاح هستهای اکنون دارای ظرفیت غنیسازی یا بازفرآوری هستند.
حضور بازرسان آمریکایی نیز تضمین کافی نیست. تجربه تایوان نشان داد که بازرسی تنها زمانی مؤثر است که با اراده سیاسی و اهرم امنیتی همراه باشد. عربستان نیز با خودداری از پذیرش پروتکل الحاقی آژانس بینالمللی انرژی اتمی و اظهارات محمد بن سلمان درباره احتمال ساخت سلاح هستهای در صورت هستهای شدن ایران، نگرانیهایی ایجاد کرده است. افزون بر این، ریاض در مسائل راهبردی از واشنگتن فاصله گرفته و روابط امنیتی خود را متنوع کرده است.
نویسنده استدلال حامیان توافق را که مخالفت آمریکا، عربستان را بهسوی روسیه یا چین سوق میدهد، نادرست میداند؛ زیرا هیچیک از این دو کشور فناوری غنیسازی یا بازفرآوری به ریاض پیشنهاد نکردهاند. از نظر او، شکستن محدودیتهای آمریکا آنها را به عرضه این فناوریها به شرکای خود تشویق خواهد کرد و اشاعه هستهای جهانی را سرعت میبخشد.
راهحل پیشنهادی، الگوبرداری از توافق «استاندارد طلایی» آمریکا و امارات در سال ۲۰۰۹ است: عربستان باید برای همیشه از غنیسازی و بازفرآوری صرفنظر کند و پروتکل الحاقی را بپذیرد. در مقابل، آمریکا میتواند راکتور، آموزش، خدمات ایمنی و سوخت تضمینشده تولیدشده در خاک آمریکا ارائه دهد. دولت ترامپ باید پیش از ارائه توافق به کنگره در ماه سپتامبر، مذاکرات را بازگشایی کند و از اهرم کمکهای نظامی، اطلاعاتی و تسلیحاتی آمریکا برای حفظ این استاندارد استفاده کند. حفظ این سیاست، برای منافع بلندمدت آمریکا، ثبات منطقهای و جلوگیری از اشاعه هستهای ضروری است./ منبع



