«ارابههای جدعون» اسرائیل، حماس را له میکند یا نیرومندتر؟
بهگزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «ارابههای جدعون اسرائیل، حماس را له میکند یا نیرومندتر؟» که بهقلم نائومی نیومن (Naomi Newman) در اندیشکده واشنگتن اینستیتیوت (The Washington Institute) منتشر شده است، به بررسی طرح نظامی جدید اسرائیل به نام «ارابههای جدعون» برای شکست حماس و اشغال بلندمدت غزه میپردازد و تحلیل میکند که این طرح چگونه میتواند بر موقعیت حماس، روابط اسرائیل و آمریکا، و آینده نظم سیاسی در غزه تأثیر بگذارد. در ادامه چکیده این مقاله را میخوانید.
با آغاز عملیات جدید اسرائیل در نوار غزه تحت عنوان «ارابههای جدعون» که به تازگی توسط کابینه امنیتی اسرائیل تصویب شده است، سؤالات مهمی در مورد میزان حمایت آمریکا از این طرح و نیز پیامدهای آن برای حماس مطرح شده است. همزمان با این تحولات، سفر ترامپ به منطقه و گفتگوهای احتمالی واشنگتن با حماس برای آزادی گروگانها نشان میدهد که ایالات متحده شاید بهدنبال پایان سریعتر جنگ، آزادی گروگانها و توافقی درباره ساختار طرح «روز بعد» در غزه باشد.
ساختار و منطق عملیات «ارابههای جدعون»
این عملیات در سه مرحله طراحی شده که هر یک به لحاظ سیاسی و عملیاتی با محدودیتهایی روبهروست و امکان توقف تدریجی آن در صورت عقبنشینی حماس از مواضعش پیشبینی شده است:
الف) مرحله آمادهسازی و فشار اولیه: که اکنون در جریان است و شامل هدف قرار دادن زیرساختهای نظامی و حکمرانی حماس و آمادهسازی جنوب غزه برای انتقال جمعیت و توزیع کمکهاست.
ب) مرحله انتقال جمعیت: با هدف خارج کردن غیرنظامیان از مناطق تحت نفوذ حماس و اسکان آنها در مناطق «استریل» در جنوب غزه.
ج) مرحله مانور زمینی: ورود نیروهای ارتش اسرائیل به مناطق پاکسازیشده برای نابودی باقیمانده نیروهای حماس و تثبیت حضور نظامی بلندمدت.
و همچنین پنج ابزار کلیدی برای اعمال فشار بر حماس شناسایی شدهاند:
- اشغال پایدار برخی مناطق
- انتقال جمعیت
- قطع دسترسی حماس به کمکهای بشردوستانه
- تجزیه فرماندهی میدانی حماس
- فشار روانی بر رهبران حماس و افکار عمومی
با وجود جامع بودن طرح روی کاغذ، اما هنوز مشخص نیست اسرائیل بهدنبال چه نوع نظم پساجنگی در غزه است. این ابهام، هم به اختلافات داخلی در اسرائیل برمیگردد و هم به نبود هماهنگی کامل با آمریکا.
تضعیف قابلیتهای نظامی و حکومتی حماس
از زمان آغاز جنگ، حماس بخشی از ظرفیت نظامی و اقتدار حاکمیتی خود را از دست داده است. بروز اعتراضات مردمی، آشوب و غارت انبارهای کمکرسانی، نشانههایی از فرسایش مشروعیت داخلی حماساند. با این حال، چون هیچ نهاد جایگزینی برای اداره غزه وجود ندارد، این فرسایش صرفا نسبی است و کامل نیست.
حماس همچنان با هماهنگی برخی نهادهای بینالمللی، خدماتی مثل آموزش و بهداشت را ارائه میدهد و منابع حیاتی خود را – غالبا از مسیر کمکهای بشردوستانه – تأمین میکند. بر اساس گزارشهای اطلاعاتی آمریکا، این گروه حدود ۱۵هزار نیروی جدید در طول جنگ جذب کرده است؛ در حالی که حدود ۲۰هزار نفر از نیروهایش را از دست داده است.
حماس توان عملیاتهای گسترده شبهنظامی مانند حمله ۷ اکتبر را از دست داده، اما هنوز قابلیت اجرای تاکتیکهای چریکی مانند تکتیراندازی، انفجار بمبهای کنار جادهای و شلیک موشک ضدزره را دارد که در برابر حضور پایدار ارتش اسرائیل مؤثر خواهد بود.
آیا این طرح موضع حماس را تغییر خواهد داد؟
با توجه به اینکه طرح اسرائیل پایان روشنی برای وضعیت غزه ترسیم نکرده و هدف «حماسزدایی» از این منطقه را دنبال میکند، دستیابی به توافقی پایدار با حماس در چارچوب این طرح بعید بهنظر میرسد.
حماس بهعنوان یک جنبش مقاومت اسلامی، نمیتواند بهطور ایدئولوژیک پذیرای اشغال بلندمدت غزه توسط اسرائیل باشد. چنین وضعیتی حتی میتواند موقعیت حماس را در چشم افکار عمومی فلسطینی، چه در غزه و چه در کرانه باختری، تقویت کند.
با این حال، در کوتاهمدت، حماس ممکن است انعطافهایی تاکتیکی نشان دهد؛ از جمله پذیرش آتشبسهای موقت یا آزادی تعداد محدودی از گروگانها. اما آزادی کامل گروگانها احتمالا منوط به دریافت تضمینهای بینالمللی درباره برقراری آتشبس چندساله، خروج تدریجی نیروهای اسرائیلی از خاک غزه و تشکیل یک نهاد غیرنظامی فلسطینی برای اداره غزه خواهد بود – نهادی که حماس احتمالا خواهد کوشید بر آن نفوذ داشته باشد، حتی اگر رسما از آن کنار گذاشته شود.
ریسکها و سناریوهای عملیاتی
اجرای کامل عملیات ارابههای جدعون ممکن است بهطور موقت موجب تضعیف حماس شود، ولی لزوما به نابودی ایدئولوژی یا انسجام آن منجر نمیشود. همچنین ممکن است این طرح، ساختار فرماندهی حماس را متلاشی کرده و کنترل آن بر برخی مناطق را از بین ببرد.
از سوی دیگر، تداوم اشغال از سوی اسرائیل، مقاومت مسلحانه حماس را تشدید خواهد کرد و مسئله غزه را به مانعی برای تحقق اهداف منطقهای آمریکا تبدیل خواهد کرد. در غیاب فشار جدی واشنگتن و بازیگران منطقهای بر طرفین، ممکن است هر دو بهسمت مواضع حداکثری سوق پیدا کنند.
تردیدهایی جدی درباره کفایت برنامههای کمکرسانی انسانی در چارچوب این طرح وجود دارد. چهار مرکز لجستیکی در نظر گرفته شده که زیر نظر شرکتهای آمریکایی و با حفاظت ارتش اسرائیل فعالیت خواهند کرد، اما امنیت آنها، دسترسی ساکنان دوردست، و واکنش حماس نسبت به این مراکز هنوز نامشخص است. دفتر سازمان ملل متحد برای هماهنگی امور بشردوستانه (OCHA) و امارات متحده عربی تاکنون از همکاری با این برنامه خودداری کردهاند.
در نهایت، مخالفتهای بینالمللی رو به گسترش است. درخواست هلند برای بازبینی توافق تجاری اتحادیه اروپا با اسرائیل نشانهای از چالشهای پیشروست. این مخالفتها ممکن است مشروعیت بینالمللی طرح را بیش از پیش تضعیف کند.
جمعبندی
در نهایت، دولت ترامپ ممکن است به این جمعبندی برسد که دستاوردهای احتمالی اسرائیل در چارچوب عملیات «ارابههای جدعون» ارزش بهای سیاسی و انسانی آن را ندارد. چه اسرائیل این عملیات را بهطور کامل اجرا کند و چه ناچار به پذیرش نقش غیرمستقیم حماس در نظم پساجنگی غزه شود، بهنظر میرسد حماس همچنان بهعنوان یک بازیگر کلیدی در صحنه باقی خواهد ماند.
برای مهار نفوذ این گروه، باید ساختار حکمرانی جایگزینی برای غزه تعریف شود که بتواند کنترل امور غیرنظامی و حفظ نظم عمومی را بهعهده گیرد – چالشی که تحقق آن نیازمند اجماع بینالمللی و منطقهای است. /منبع



