دولت ترامپ ممکن است بهزودی قانون اشاعه هوش مصنوعی را لغو کند. اما چه اقداماتی باید انجام دهد؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «دولت ترامپ ممکن است بهزودی قانون اشاعه هوش مصنوعی را لغو کند. اما چه اقداماتی باید انجام دهد؟» که بهقلم السدایر فیلیپس رابینز (Alasdair Phillips-Robins) و سم وینتر لوی (Sam Winter-Levy) در اندیشکده کارنگی (Carnegie) منتشر شده است، درباره قانون اشاعه هوش مصنوعی آمریکا است که صادرات تراشههای پیشرفته به کشورهای مختلف را مدیریت میکند و همچنین پیشنهادهایی برای تغییرات این قانون تحت دولت ترامپ مطرح میکند. گزینهها شامل حفظ کنترل، ایجاد انحصار آمریکایی، لغو قانون یا استفاده از آن در مذاکرات دو جانبه است. در ادامه چکیده این مقاله را میخوانید.
یکی از آخرین اقدامات دولت جو بایدن، انتشار «قانون اشاعه هوش مصنوعی» بود که بهشکلی مفصل و البته پیچیده، صادرات تراشههای مربوط به محاسبات پیشرفته به اکثر کشورهای جهان را تنظیم میکند. اکنون، دولت ترامپ قصد دارد این قانون را لغو کرده و آن را با چارچوب سادهتری برای کنترل صادرات فناوری هوش مصنوعی جایگزین نماید.
قانون فعلی بهگونهای طراحی شده است که فروش قویترین تراشههای هوش مصنوعی و ذخیرهسازی «وزنهای مدلهای پیشرفته» (پارامترهایی که هسته هوش یک سیستم را رمزگذاری میکنند) را در کشورهای مختلف مدیریت کند. این قانون، جهان را به سه گروه تقسیم میکند: گروهی از متحدان نزدیک آمریکا که تقریبا هیچگونه محدودیتی ندارند؛ کشورهایی با ممنوعیت تسلیحاتی مانند چین و روسیه که از دریافت تراشههای آمریکایی منع شدهاند؛ و یک گروه بزرگتر که کشورهای در آن نه جزو متحدان بسیار نزدیک آمریکا هستند و نه جزو کشورهای تحت تحریمهای شدید. در این کشورها، صادرات معمولی تراشههای هوش مصنوعی عموما مجاز است، اما محمولههایی که برای ساخت خوشههای محاسباتی بسیار بزرگ (مراکز داده عظیم) استفاده میشوند، نیاز به بررسی بیشتر دارند یا در برخی موارد کاملا ممنوع هستند.
طراحان این قانون سعی کردند نیاز به حفظ کنترل آمریکا بر سیستمهای هوش مصنوعی قدرتمند را با اهمیت ترویج صادرات محصولات و خدمات هوش مصنوعی آمریکا در خارج از کشور متعادل کنند. ما سعی داریم گزینههای مختلفی پیش روی دولت وی برای جایگزینی این قانون قرار دهیم.
اگر دولت بهسمت کنترل بیش از حد برود، ممکن است شرکتهای فناوری آمریکایی از بازارهای خارجی بزرگ محروم شوند و توسعه هوش مصنوعی کند شود. همچنین، اگر کنترلها روی صادرات به کشورهایی غیر از چین بهطور کلی حذف شود، ممکن است قاچاق گسترده تراشهها تداوم یابد و انتقال فناوریهای کلیدی به کشورهایی که منافع آمریکا را در نظر نمیگیرند، تسریع شود. در نهایت، اگر دولت بهدنبال توافقات دو جانبه باشد، ممکن است در مذاکرات متعددی که ظرفیت اداری کافی برای مدیریت آنها ندارد، به بنبست بربخورد.
گزینههای موجود:
- بازگشت به چارچوب طبقهبندی کشورها: این گزینه شامل حفظ کنترل بر کشورهایی با ممنوعیت تسلیحاتی و اعمال کنترلهای اضافی بر کشورهای جدیدی است که در زمینه قاچاق شناختهشده هستند. این رویکرد میتواند مشکلاتی را که قانون اشاعه هوش مصنوعی تلاش داشت حل کند، دوباره به روی میز بیاورد.
- تلاش برای ایجاد انحصار آمریکایی: این استراتژی شامل محدود کردن صادرات تراشههای هوش مصنوعی به تمام کشورهای دیگر است. این رویکرد، برقراری کنترل بیشتر بر روی فناوریهای پیشرفته را در پی دارد، اما میتواند به روابط آمریکا با شرکای نزدیک آسیب برساند و بهضرر صنایع فناوری آمریکایی تمام شود.
- لغو بدون جایگزینی: دولت میتواند بهسادگی سیاست اشاعه هوش مصنوعی را کنار گذاشته و محدودیتهای عرصه صنعت را تسهیل کند. این رویکرد بهطور موقت میتواند بهنفع صنعت باشد، اما مشکلات اساسی مانند قاچاق به چین همچنان باقی خواهد ماند.
- استراتژی چانهزنی دو جانبه: این گزینه شامل استفاده از صادرات تراشهها بهعنوان ابزاری برای مذاکره در زمینههای سیاسی و اقتصادی مختلف است. اگرچه این اقدام میتواند به تقویت موقعیت آمریکا در مذاکرات بینالمللی کمک کند، اما ریسکهایی مانند عدم توانایی در مدیریت مذاکرات متعدد وجود دارد.
نتیجهگیری دولت ترامپ در مواجهه با یک قانون پیچیده ممکن است بخواهد رویکردی سادهتر را اتخاذ کند، اما باید بهیاد داشته باشد که پیچیدگی این قانون پاسخی به چالشهای پیچیدهای است که ایالات متحده با آنها روبهرو است. در نهایت، هر رویکردی که انتخاب کند، باید تعادلی بین امنیت ملی و هزینههای اقتصادی برقرار کند تا از پیشرفت فناوریهای کلیدی خود اطمینان حاصل نماید. /منبع



