تهدیدات متعارف روسیه و چین علیه NC3 و بازدارندگی گسترده آمریکا در استرالیا
آمریکا برای مقابله با تهدیدات قدرتهای بزرگ باید تلاش بیشتری کند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «تهدیدات متعارف روسیه و چین علیهNC3 و بازدارندگی گسترده آمریکا در استرالیا» نوشته ناتالی ترلوار (Natalie Treloar) در گلوبال سکیوریتی ریویو (Global Security Review) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی نقش عملیاتهای نظامی متعارف در رقابت قدرتهای بزرگ و تأثیر آن بر ساختار بازدارندگی هستهای آمریکا و متحدانش، بهویژه استرالیا، میپردازد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
تحرکات نظامی بهظاهر عادی روسیه و چین در منطقه هند-پاسیفیک در واقع بخشی از الگوهای هدفمند «سیگنالدهی راهبردی» هستند. استفاده از زیردریاییها، گشتهای دریایی و عملیاتهای شناسایی نشان میدهد که قدرتهای بزرگ در حال آزمایش و فشار بر زیرساختهای حیاتی فرماندهی، کنترل و ارتباطات هستهای آمریکا (NC3) هستند. این روند پیامدهای مهمی برای استرالیا دارد، زیرا این کشور میزبان بخشهایی از زیرساختهای کلیدی NC3 و یکی از گرههای اصلی در چارچوب بازدارندگی گسترده آمریکا است.
در این چارچوب، توانمندیهای متعارف مدرن مانند زیردریاییهای دیزل-الکتریک و سامانههای دریایی برد بلند، بدون عبور از آستانه هستهای، قابلیت ایجاد اثرات راهبردی دارند. حضور زیردریاییهای روسیه در مناطق جنوبشرقی آسیا و عملیاتهای دریایی چین در اطراف استرالیا، نشاندهنده توان فزاینده این کشورها برای نزدیک شدن به نقاط حساس ارتباطی و زیرساختی است که از سامانههای فرماندهی هستهای پشتیبانی میکنند.
محور اصلی نگرانی، آسیبپذیری شبکههای NC3 است که شامل پایگاههایی مانند «پاین گپ» و ایستگاه ارتباطی «هارولد ای. هولت» میشود. این مراکز نقش حیاتی در هشدار زودهنگام، جمعآوری اطلاعات و ارتباط با نیروهای هستهای دارند و اختلال در آنها میتواند بدون استفاده از سلاح هستهای، اعتبار بازدارندگی را تضعیف کند. این وضعیت به شکلگیری یک فضای «خاکستری» منجر میشود که در آن اقدامات زیر آستانه جنگ رسمی، پیامدهای راهبردی جدی دارند.
این رقابت در قالب راهبرد «مدیریت تشدید» (escalation manipulation) توصیف میشود، جایی که بازیگران تلاش میکنند با ایجاد ابهام، روند تصمیمگیری رقیب را مختل کنند. حملات احتمالی به کابلهای زیرآبی، سامانههای ارتباطی یا حضور پنهان زیردریاییها میتواند اعتماد به پایداری بازدارندگی را کاهش دهد و هماهنگی در پاسخ را دشوار سازد.
برای استرالیا، این وضعیت بهطور مستقیم با اعتبار بازدارندگی گسترده آمریکا مرتبط است. هرگونه اختلال در سامانههای NC3 میتواند این تصور را ایجاد کند که پاسخ هستهای تضمینشده نیست و در نتیجه احتمال رفتارهای تهاجمی محدود از سوی رقبا افزایش یابد.
در پاسخ به این چالشها، مجموعهای از اقدامات سیاستی پیشنهاد میشود. نخست، تقویت تابآوری زیرساختهای NC3 از طریق سختسازی، ایجاد سیستمهای پشتیبان و افزایش امنیت سایبری و فیزیکی. دوم، توسعه توانمندیهای ضدزیردریایی و سامانههای نظارتی زیرسطحی برای شناسایی تهدیدات پنهان. سوم، افزایش هماهنگی راهبردی میان آمریکا و استرالیا درباره نحوه تفسیر حملات به زیرساختهای NC3 و تعریف آستانههای پاسخ. چهارم، گسترش همکاریهای منطقهای در قالب چارچوبهای مشورتی گستردهتر مانند آکوس. پنجم، تقویت گفتوگو با هند برای درک بهتر پیامدهای رقابت روسیه در منطقه.
همچنین بر ضرورت ادغام مفهومی میان بازدارندگی متعارف و هستهای تأکید میشود، بهگونهای که توانمندیهای سایبری، دریایی و ضربتی بهعنوان بخشی از یک ساختار واحد بازدارندگی دیده شوند. بازدارندگی هستهای امروز نهتنها به خود تسلیحات، بلکه به پایداری تمام لایههای پشتیبان آن وابسته است و تضعیف هر یک از این لایهها میتواند ثبات راهبردی را در سطح کلان به خطر اندازد./ منبع



