آمریکاخارجینظام بین‌الملل و نهادها

آیا ایالات متحده می‌تواند از دام سالوست بگریزد؟

سالوست، تاریخ‌نگار روم باستان، معتقد بود که جمهوری‌ها برای جلوگیری از تجزیه دولت توسط جناح های سیاسی، به ترس از دشمنان مشترک نیاز دارند.

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «آیا ایالات متحده می‌تواند از دام سالوست بگریزد؟» از دان ادلشتاین (Dan Edelstein) در نشنال اینترست (National Interest) منتشر شده است. نویسنده با استناد به تحلیل‌های سالوست، مورخ برجسته رومی، بیان می‌کند که برخلاف «تله توسیدید» که جنگ را در صورت ظهور یک رقیب جدید اجتناب‌ناپذیر می‌داند، «دام سالوست» نشان می‌دهد که از میان رفتن ترس دائمی از یک تهدید خارجی بزرگ (مانند کارتاژ برای روم) و به‌دنبال آن عصر رفاه، به‌طور قطع زمینه را برای افزایش اختلافات داخلی، حرص و جاه‌طلبی و در نهایت فروپاشی جمهوری فراهم می‌سازد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.

نظم و وضوح تحلیل‌های توسیدید در کتاب تاریخ «جنگ پلوپونزی»، خوانندگان بعدی را به‌سمت استخراج یک قاعده بی‌زمان در روابط بین‌الملل سوق داد که به «تله توسیدید» مشهور است؛ این قاعده بیان می‌کند که هنگامی که یک قدرت نوظهور (آتن)، هژمونی یک قدرت تثبیت‌شده (اسپارت) را تهدید می‌کند، جنگ اجتناب‌ناپذیر می‌شود. اگرچه کلاسیک‌شناسان و مورخان نسبت به کاربرد این قاعده در مورد درگیری‌هایی مانند چین و ایالات متحده احتیاط دارند، اما ارتباط میان دوران کلاسیک و عصر کنونی همچنان مثمر ثمر باقی مانده است. یک شباهت دیگر که توجه را جلب کرده، شباهت جمهوری آمریکا به نمونه پیشین خود، یعنی جمهوری روم، است. این شباهت‌ها از زمان تولد جمهوری آمریکا توسط بنیان‌گذاران آن، از جمله سنا و کاپیتال هیل (کنگره آمریکا)، مورد توجه بوده است. امروز، روزهای پایانی جمهوری روم است که توجه را به خود جلب می‌کند و این سؤال را مطرح می‌سازد که آیا سرنوشت جمهوری‌ها، انحلال در قالب امپراتوری است؟

این سؤال که چگونه و چرا جمهوری روم جای خود را به حکومتی استبدادی داد، ذهن تمام مورخان بزرگ آن دوران را به خود مشغول کرد. در این میان، سالوست، که تحسین‌کننده بزرگ توسیدید بود، به‌دلیل متهم کردن این فروپاشی نه به عوامل اتفاقی، بلکه به یک قاعده کلی تاریخ، شایسته توجه ویژه است. سالوست که بیشتر به‌خاطر روایت‌هایش از توطئه کاتیلینا و جنگ ژوگورتی شناخته می‌شود، در کتاب تاریخ روم (که اکنون فقط به‌صورت تکه‌تکه موجود است)، یک نظریه سیاسی کلی را برای توضیح فروپاشی ارائه داد. همه مورخان کلاسیک، چرخه خشونت مدنی را مشاهده کرده بودند که با برادران گراکوس آغاز شد و با جنگ‌های داخلی ماریوس و سولا ادامه یافت و در نهایت جمهوری را در زمان پومپه و سزار از هم پاشید.

اکثر روایت‌ها در مورد چرایی سقوط جمهوری روم بر دلایل قانون اساسی یا اخلاقی متمرکز بودند. پولیبیوس، مورخ یونانی، پیش‌بینی کرده بود که قانون اساسی ستایش‌شده روم در نهایت از هم گسیخته می‌شود و مردم را به‌سمت انتخاب یک مرد قوی در برابر ظلم پاتریسی‌ها سوق می‌دهد. دیگران مانند لیوی، سقوط را به تنزل طولانی و دردناک استانداردهای اخلاقی نسبت دادند. با این حال، توضیح سالوست در گروه اخلاقی قرار می‌گیرد، اما با یک تفاوت اساسی. سالوست، برخلاف لیوی اما مانند توسیدید، دیدگاهی واقع‌گرایانه‌تر نسبت به سرشت انسان داشت و تأکید می‌کرد که اولین درگیری‌ها در روم از رذایل طبیعت انسان ناشی شده است؛ طبیعتی که در تلاش برای آزادی، جاه و قدرت، بی‌قرار و رام‌نشدنی است.

اگر خشونت و تخریب، سرنوشت اجتناب‌ناپذیر است، پس چرا جمهوری تا این اندازه دوام آورد؟ پاسخ سالوست این بود که تاریخ روم مجموعه‌ای طولانی از درگیری‌های اجتماعی بود و تنها زمانی که تهدیدی خارجی در کمین بود، بخش‌های متخاصم روم به یک کل تبدیل می‌شدند. او تأکید کرد که دولت، تنها تا زمانی که ترس از حمله تارکوئینیوس و جنگ سخت با اتروریا باقی مانده بود، تحت قانون برابر و عادلانه اداره می‌شد. هنگامی که این ترس فروکش کرد، درگیری‌های طبقاتی از سر گرفته شد. در نهایت، سقوط نهایی جمهوری روم هیچ علت دیگری جز همین نداشت.

سالوست بیان می‌کند: «نزاع، حرص، جاه‌طلبی و همه شرارت‌های دیگری که معمولاً در دوران شکوفایی پدید می‌آیند، پس از نابودی کارتاژ به‌شدت افزایش یافت». در اینجا قاعده‌ای که می‌توان آن را «دام سالوست» نامید، فرموله می‌شود: لحظه‌ای که ترس از سلطه خارجی یک بار برای همیشه از میان برداشته می‌شود، «دوران شکوفایی» راه را برای سقوط ما هموار می‌کند. از میان رفتن کارتاژ، که آخرین رقیب بزرگ روم برای هژمونی مدیترانه بود، دقیقاً همان نقطه‌ای بود که فروپاشی را تسریع کرد. سالوست در کاتیلینا خاطرنشان می‌کند: «هنگامی که کارتاژ، رقیب سلطه روم، ریشه‌کن شد و همه دریاها و سرزمین‌ها باز شدند، آنگاه بخت وحشی شد و همه چیز را به آشوب کشید. کسانی که به آسانی تحمل زحمت، خطر، کارهای نامعلوم و دشوار را داشتند، آسایش و ثروت را، که در شرایط دیگر مطلوب بود، باری سنگین و نفرین یافتند.» اینگونه بود که دام سالوست عمل کرد: آنچه که رفاه به‌نظر می‌رسید، به جام زهرآگین تبدیل شد. زیبایی این دام در این است که هیچ عامل علّی دیگری برای توضیح وخامت و فروپاشی نهایی جمهوری روم مورد نیاز نیست./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا