خندیدن به دیپلماسی گرگهای جنگجوی چین
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «خندیدن به دیپلماسی گرگهای جنگجوی چین» به قلم جیمز هولمز (James Holmes) در نشریه نشنال اینترست (National Interest) منتشر شده است. این مقاله به بررسی ضعفهای رویکرد تبلیغاتی تهاجمی چین موسوم به «دیپلماسی گرگ جنگجو» میپردازد و پیشنهاد میکند که ایالات متحده، بهویژه نیروی دریایی، بهجای تقلید از این سبک، از طنز و تمسخر هوشمندانه بهعنوان ابزار جنگ ادراکی بهره گیرد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
نیروی دریایی ایالات متحده باید اعتمادبهنفس و «شکوه» خود را در عرصه دیپلماسی عمومی بازیابد. حادثه ۱۱ آگوست مبنی بر برخورد تصادفی یک شناور گارد ساحلی چین با ناوشکن نیروی دریایی ارتش چین در نزدیکی صخره اسکربورو، فرصتی طلایی برای جنگ شناختی علیه چین بود که از دست رفت. این منطقه که در انحصار اقتصادی فیلیپین قرار دارد، بیش از یک دهه پیش بهطور غیرقانونی توسط چین تصرف شد.
دو روز پس از این برخورد، ناوشکن آمریکایی یواساس هیگینز (USS Higgins) یک عملیات آزادی ناوبری (FONOP) در این آبها انجام داد و نیروی دریایی آمریکا طبق معمول بیانیهای استاندارد صادر کرد. اگرچه چنین عملیاتهایی اهمیت حقوقی بالایی دارند و مانع مشروعیتبخشی به ادعاهای غیرقانونی چین میشوند، اما این اقدامات صرفاً نمادین بوده و بازدارندگی واقعی ایجاد نمیکنند. بهمحض پایان عملیات، آبهای مورد مناقشه عملاً دوباره در کنترل چین قرار میگیرد. بازدارندگی مؤثر مستلزم حضور دائمی و پررنگتر نیروی دریایی و گارد ساحلی آمریکا در آبراههای منطقه است، نه عملیاتهای مقطعی.
مفهوم «جنگ ادراکی» را نیز باید در نظر گرفت. چین راهبرد «سه جنگ» (حقوقی، روانی و رسانهای) را بهطور مستمر دنبال میکند، اما این راهبرد اغلب خشک، عبوس و فاقد طنز است. این همان نقطه ضعف پکن است که واشنگتن میتواند از آن بهره گیرد. در گذشته، انتشار تصویری از یک فرمانده ناوشکن آمریکایی که بهطور غیررسمی ناو هواپیمابر چینی لیائونینگ را دست انداخته بود، خشم رسانههای ملیگرای چین را برانگیخت. این واکنش شدید، خود نشانه موفقیت جنگ ادراکی آمریکا بود: یک قدرت جهانی آرام و مطمئن در برابر حکومتی عصبی و متزلزل.
طنز و تمسخر میتواند به سلاحی کارآمد در جنگ روایتها تبدیل شود. ایالات متحده، اگر به برتری دریایی خود مطمئن است، باید با اعتمادبهنفس بیشتری رقبایش را بهسخره گیرد. این کار علاوه بر تضعیف روحیه رقبا، پیام مثبتی به متحدان و شرکای منطقهای منتقل میکند.
با این حال، جنگ ادراکی نباید صرفاً به شوخی و طعنه محدود شود. اقدامات عملی همچون استقرار دائمی سامانه موشکی ضدکشتی تایفون در جزیره لوزون فیلیپین یا حضور نیروهای تفنگدار دریایی در زنجیره جزایر نخست، بهطور جدی چین را نگران کرده است و نمونههای موفقی از دیپلماسی دریایی بهشمار میروند. بهعبارت دیگر، جنگ روایتها باید با اقدامات واقعی میدانی همراه باشد تا اثرگذاری بیشتری پیدا کند.
اصطلاح «جنگ اطلاعاتی» نیز مورد انتقاد است، چرا که واژهای خنثی است که صرفاً به انتقال داده و واقعیت بسنده میکند. در مقابل، رسانه و دیپلماسی دریایی باید احساسات را تحریک کنند؛ همانطور که ارسطو قرنها پیش تأکید کرده بود. موفقیت واقعی زمانی حاصل میشود که اقدام آمریکا موجب واکنشی عصبی و اغراقشده از سوی پکن شود.
دیپلماتهای دریایی آمریکا باید با شناخت دقیق رقیب، ابتکار عمل را در جنگ ادراکی بهدست بگیرند. ترکیب طنز، روایتسازی هوشمندانه و حضور میدانی مستمر، میتواند به واشنگتن کمک کند تا برتری خود را در رقابتهای دریایی و ژئوپلیتیکی آسیا تثبیت نماید./ منبع