احیای باجگیری هستهای
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «احیای باجگیری هستهای» به قلم پیتر هیوسی (Peter Huessy) در گلوبال سکیوریتی ریویو (Global Security Review) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی ناکامی رویکردهای خلع سلاح و کنترل تسلیحات در برابر واقعیت رقابت قدرتهای هستهای میپردازد. نویسنده استدلال میکند که پیشنهادهای موسوم به خلع سلاح، در عمل موجب تضعیف بازدارندگی ایالات متحده و برهمخوردن توازن راهبردی در برابر روسیه و چین میشود. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
پس از پایان جنگ جهانی اول، ایالات متحده و متحدانش کوشیدند با کنترل تسلیحات، بحرانهای سیاسی را مهار کنند و اقداماتی چون ممنوعیت جنگ و محدودیت در نیروهای نظامی را تصویب کردند، اما این سیاستها تا آغاز تهاجم آلمان در سال ۱۹۳۶ ناکام ماند. پس از جنگ جهانی دوم، ژاپن و آلمان به متحدان آمریکا تبدیل شدند و اتحاد شوروی با تشکیل پیمان ورشو در اروپای شرقی، جنگ سرد را آغاز کرد. فروپاشی شوروی امید به پایان رقابت قدرتهای بزرگ و آغاز همکاری جهانی را برانگیخت و معاهداتی مانند INF، START و CFE حاصل آن بود. با این حال، امروز کارشناسان بر این باورند که تهدیدهای پیشروی ایالات متحده و متحدانش از هر زمان پس از جنگ جهانی دوم خطرناکتر و کنترل تسلیحات بیش از پیش دشوار شده است.
تهدید جنگهای هستهای، گسترش تسلیحات اتمی و احتمال استفاده از سلاحهای تاکتیکی در درگیریهای منطقهای از مهمترین خطرات کنونیاند. در واکنش، فعالان خلع سلاح ۶ پیشنهاد ارائه کردهاند: سیاست عدم استفاده از سلاح هستهای در نخستین گام، راهبرد بازدارندگی حداقلی، حذف موشکهای قارهپیما، توقف توسعه نیروهای هستهای، تمدید پیمان نیو استارت و کنار گذاشتن تسلیحات هستهای میدانی جدید مانند SLCM-N. بهنظر میرسد اجرای این پیشنهادها توازن راهبردی را بر هم میزند و امنیت آمریکا و متحدانش را تضعیف میکند.
بازدارندگی گسترده آمریکا طی هفت دهه بر گزینه استفاده از سلاح هستهای برای مهار حملات متعارف بزرگ تکیه داشته و متحدان آن را ضامن امنیت خود در برابر شوروی، روسیه و چین میدانند. اما نظریه بازدارندگی حداقلی که بر تهدید چندصد کلاهک علیه شهرهای دشمن استوار است، نادیده میگیرد که حکومتهای روسیه و چین در گذشته میلیونها نفر از مردم خود را قربانی قدرتطلبی کردهاند و نسبت به جان انسانها بیاعتنا هستند. چنین سیاستی رهبران و نیروهای نظامی متجاوز را سالم باقی میگذارد تا بتوانند به تجاوز ادامه دهند. حذف موشکهای قارهپیما و بخشی از زیردریاییهای حامل موشک بالستیک، توان هستهای آمریکا را به حدود ۵۰۰ کلاهک آماده در دریا کاهش میدهد که تنها یکسوم سقف مجاز پیمان نیو استارت است و برتری چشمگیری برای روسیه و چین ایجاد میکند. توقف توسعه تسلیحات نیز به زیان بازدارندگی آمریکا تمام میشود، زیرا روسیه بیش از ۹۰ درصد نوسازی هستهای خود را تکمیل کرده و چین در مسیر سهبرابر کردن زرادخانه خود است، در حالی که آمریکا هنوز سامانههای مدرنش را بهکار نگرفته است.
تمدید پیمان نیو استارت نیز خطرناک است، زیرا مانع افزایش توان بازدارندگی آمریکا میشود و رشد سریع زرادخانه چین را دربر نمیگیرد. افزون بر این، تخلفات مکرر روسیه طی سالهای اخیر امکان راستیآزمایی مؤثر را از میان برده است. گزارش کمیسیون موضع راهبردی کنگره در اکتبر ۲۰۲۳ نیز بر ضرورت تقویت نیروهای هستهای منطقهای آمریکا تأکید کرده و سامانه SLCM-N را برای پر کردن شکاف بازدارندگی حیاتی دانسته است؛ شکافی که روسیه از آن برای محدودکردن حمایت واشنگتن از اوکراین بهره میبرد. این هشدار را باید جدی گرفت که اعتماد به خویشتنداری روسیه و چین سادهلوحانه است، زیرا در دهههای پس از فروپاشی شوروی، هرگاه آمریکا در توسعه تسلیحات خویشتنداری نشان داده، این دو کشور به گسترش و نوسازی نیروهای خود ادامه دادهاند. در نهایت، خلع سلاح هستهای تلاشی آگاهانه برای تضعیف ایالات متحده است و حفظ قدرت بازدارندگی هستهای ضامن بقا و آزادی مردم آمریکا به شمار میرود./ منبع



