آمریکاامنیت و دفاع

پیت هگست چه چیزی را پنهان می‌کند؟

محدودیت رسانه‌ها، روایت واقعی جنگ ایران و آسیب‌پذیری نیروهای آمریکایی را از مردم پنهان کرده است.

به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «پیت هگست چه چیزی را پنهان می‌کند؟» به قلم دیوید فرنچ (David French)، ستون‌نویس بخش دیدگاه، در نیویورک تایمز (The New York Times) منتشر شده است. این مطلب بر پیامدهای محدودیت دسترسی رسانه‌ها به جنگ ایران، شکاف میان روایت رسمی و واقعیت میدانی و اهمیت شفافیت برای نظارت دموکراتیک بر عملکرد نیروهای مسلح تمرکز دارد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

جنگ ایران در حالی ادامه یافته که تصاویر منتشرشده از خسارات واردشده به پایگاه‌ها و تجهیزات نظامی آمریکا، تصویری پیچیده‌تر از روایت رسمی دولت ارائه کرده است. تصاویر ماهواره‌ای تجاری و اطلاعاتی که از سوی برخی نظامیان در اختیار رسانه‌ها قرار گرفته، از آسیب قابل‌توجه به تأسیسات و هواپیماهای آمریکایی حکایت دارد؛ موضوعی که نشان می‌دهد حملات ایران، برخلاف برخی ادعاهای رسمی، توانسته‌اند به زیرساخت‌های نظامی آمریکا در منطقه آسیب وارد کنند.

اهمیت این تصاویر صرفاً در میزان خسارت نظامی نیست، بلکه در چگونگی دستیابی افکار عمومی به اطلاعات مربوط به جنگ است. انتشار بخشی از این تصاویر توسط نیروهای فعال نظامی و به‌صورت ناشناس، نشانه‌ای از شکاف میان آنچه در میدان جنگ رخ می‌دهد و آنچه از طریق کانال‌های رسمی به جامعه منتقل می‌شود تلقی شده است. محدودیت‌های اعمال‌شده بر رسانه‌ها، نبود خبرنگاران رسانه‌های بزرگ در کنار یگان‌های نظامی و کاهش دسترسی روزنامه‌نگاران به منابع پنتاگون، امکان ارزیابی مستقل روند جنگ را محدود کرده است.

در چنین فضایی، افکار عمومی عمدتاً میان اطلاعیه‌های رسمی دو طرف، گزارش‌های پراکنده رسانه‌ای، تصاویر شبکه‌های اجتماعی و اطلاعات ماهواره‌ای در حال حرکت است. این وضعیت، تشخیص میزان موفقیت یا شکست عملیات نظامی را دشوار می‌کند. در جنگ، بخشی از پنهان‌کاری برای حفاظت از عملیات و جان نیروها ضروری است؛ اما میان حفظ اطلاعات عملیاتی و جلوگیری از اطلاع‌رسانی درباره واقعیت‌های کلی جنگ تفاوت وجود دارد.

تجربه‌های پیشین جنگ‌های آمریکا نشان می‌دهد که حضور خبرنگاران در کنار نیروهای نظامی می‌تواند هم محدودیت‌های امنیتی داشته باشد و هم امکان ارائه روایت مستقل از میدان نبرد را فراهم کند. در این الگو، خبرنگاران به اطلاعات حساس عملیاتی دسترسی پیدا نمی‌کنند، اما می‌توانند وضعیت نیروها، خسارات، شرایط زندگی نظامیان و پیامدهای عملیات را برای جامعه بازتاب دهند. بنابراین، شفافیت الزاماً به معنای انتشار اطلاعاتی نیست که جان افراد را به خطر بیندازد.

موضوع مهم دیگر، رابطه میان نیروهای نظامی و جامعه مدنی است. بخش کوچکی از جمعیت آمریکا تجربه مستقیم حضور در جنگ‌های خارجی را داشته‌اند و در نتیجه، فاصله میان جامعه غیرنظامی و نیروهای مسلح افزایش یافته است. اگر تجربه نیروهای نظامی کمتر به جامعه منتقل شود، درک عمومی از هزینه‌های انسانی و مادی جنگ نیز محدودتر خواهد شد. رسانه‌ها در این میان نقشی فراتر از انتشار خبر دارند و می‌توانند ارتباط میان جامعه و نیروهایی را که به نمایندگی از آن خدمت می‌کنند حفظ کنند.

این مسئله همچنین به نحوه تصمیم‌گیری سیاسی درباره جنگ مرتبط است. آغاز یک جنگ بدون بحث عمومی گسترده یا مجوز روشن کنگره، و سپس محدود کردن دسترسی عمومی به اطلاعات مربوط به روند آن، می‌تواند فاصله میان تصمیم دولت و جامعه را افزایش دهد. حمایت عمومی از جنگ، به‌ویژه درگیری‌های طولانی، به درک شهروندان از ضرورت، هزینه و نتایج آن وابسته است. زمانی که اطلاعات مستقل کاهش یابد، امکان ارزیابی هزینه‌ها و دستاوردهای جنگ نیز محدود می‌شود.

در این چارچوب، مسئله اصلی صرفاً عملکرد نظامی نیست، بلکه فرایند تصمیم‌گیری، پاسخ‌گویی و انتقال اطلاعات نیز اهمیت پیدا می‌کند. شفافیت بخشی از سازوکار نظارت دموکراتیک بر جنگ است و به شهروندان اجازه می‌دهد درباره سیاست‌های نظامی دولت قضاوت آگاهانه داشته باشند.

در نهایت، محدودیت رسانه‌ای در جنگ ایران، دو پیامد هم‌زمان دارد: از یک سو ارزیابی مستقل از وضعیت واقعی میدان نبرد را دشوار می‌کند و از سوی دیگر، فاصله میان جامعه آمریکا و نیروهای نظامی را افزایش می‌دهد. انتشار تصاویر خسارت‌ها و روایت‌های نیروهای حاضر در میدان نشان می‌دهد که میان روایت رسمی و تجربه میدانی می‌تواند شکاف وجود داشته باشد؛ شکافی که بدون دسترسی مستقل رسانه‌ها، برای افکار عمومی دشوارتر قابل سنجش خواهد بود./ منبع

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا