آمریکانظام بین‌الملل و نهادها

انرژی هسته‌ای در سند جدید راهبرد امنیت ملی آمریکا: اصلاح سیاست یا بیداری راهبردی؟

سند راهبرد امنیت ملی آمریکا با تبدیل انرژی هسته‌ای به ابزاری ژئوپلیتیک، نشان‌دهنده تلاشی آگاهانه برای بازپس‌گیری رهبری صنعتی و فناورانه از روسیه و چین در بازار جهانی هسته‌ای است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «انرژی هسته‌ای در سند جدید راهبرد امنیت ملی آمریکا: اصلاح سیاست یا بیداری راهبردی؟» به قلم انام مراد خان (Anam Murad Khan) در میدل ایست مانیتور (Middle East Monitor) منتشر شده است. این مقاله به بررسی تغییر جایگاه انرژی هسته‌ای در دکترین امنیتی ایالات متحده می‌پردازد که از یک ابزار حاشیه‌ای در حوزه تغییرات اقلیمی به یک رکن محوری در رقابت‌های ژئوپلیتیک، امنیت هوش مصنوعی و سلطه صنعتی تبدیل شده است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.

در سند راهبرد امنیت ملی ۲۰۲۵، انرژی هسته‌ای از یک موضوع زیست‌محیطی به ابزاری برای «سلطه انرژی» و «رقابت‌پذیری صنعتی» ارتقا یافته است. این چرخش راهبردی ریشه در رشد انفجاری تقاضای برق برای مراکز داده هوش مصنوعی دارد که پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۳۰ بیش از ۱۶۵ درصد افزایش یابد. در حالی که چین با ساخت ۳۷ رآکتور در دهه اخیر در آستانه پیشی‌گرفتن از ظرفیت هسته‌ای آمریکا قرار دارد و روسیه کنترل ۴۳ درصد از ظرفیت غنی‌سازی اورانیوم جهان را در دست گرفته است، واشنگتن با چالشی جدی برای بازپس‌گیری جایگاه خود روبروست. انرژی هسته‌ای به‌دلیل نرخ وقفه پایین و توان تولید برق پایه (Baseload) بالا، اکنون به‌عنوان ستون ثبات ملی در برابر فشارهای زنجیره تأمین و تهدیدات رقبای راهبردی تعریف شده است.

اهمیت ژئوپلیتیک انرژی هسته‌ای در سه ستون «وابستگی بلندمدت»، «استانداردگذاری فنی» و «طرح‌های تأمین مالی» نهفته است. فروش یک رآکتور هسته‌ای، مشارکتی چهل تا ۶۰ ساله میان تامین‌کننده و میزبان ایجاد می‌کند که شامل آموزش، نگهداری و تأمین سوخت است؛ حوزه‌ای که در حال حاضر روسیه با ساخت نوزده رآکتور در خارج از مرزهای خود به ارزش دویست میلیارد دلار، پیشتاز آن است. سند جدید راهبرد امنیت ملی آمریکا با درک این واقعیت، بر گذار از روابط «کمک‌محور» به «سرمایه‌گذاری‌محور» در مناطقی چون آفریقا و غرب آسیا تأکید دارد. آمریکا قصد دارد با صادرات فناوری‌های هسته‌ای نسل جدید، وابستگی راهبردی این مناطق را از سمت مسکو و پکن به‌سمت واشنگتن تغییر دهد و هم‌زمان با توسعه صنعتی، نفوذ دیپلماتیک خود را تقویت کند.

با این حال، تحقق اهداف جاه‌طلبانه سند مذکور با موانع جدی در داخل آمریکا روبروست. فرسودگی ناوگان فعلی و سرعت پایین اجرای پروژه‌ها از چالش‌های اصلی هستند؛ به‌طوری که ساخت رآکتورهای «ووگتل ۳ و ۴» در آمریکا ۱۵ سال طول کشید و ۳۵ میلیارد دلار هزینه داشت، در حالی که میانگین زمان ساخت در چین و روسیه به ترتیب هفت و هشت سال است. همچنین، برای دستیابی به این اهداف، نیروی کار هسته‌ای آمریکا باید تا سال ۲۰۵۰ سه برابر شود، در حالی که آمار دانش‌آموخته‌گان این رشته در سال ۲۰۲۲ نسبت به اوج خود ۲۰ درصد کاهش یافته است. موفقیت این «بیداری راهبردی» به توانایی واشنگتن در اصلاح ساختار تنظیم مقررات، توجه به سرمایه انسانی و تسریع در تجاری‌سازی رآکتورهای کوچک مدولار (SMR) بستگی دارد تا بتواند در برابر نفوذ گسترده رقبای شرقی قد علم کند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا