آمریکاخارجینظام بین‌الملل و نهادها

تقلای تازه برای آسیای مرکزی

به‌گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «تقلای تازه برای آسیای مرکزی» که به‌قلم استیون هندریکس (Steven E. Hendrix)، در مجله نشنال اینترست (The National Interest)، منتشر شده است، به موضوع عقب‌نشینی آمریکا از دیپلماسی توسعه‌ای در آسیای مرکزی و فرصت‌طلبی روسیه و چین برای پر کردن خلاء قدرت از طریق سرمایه‌گذاری‌، ابزارهای نظارتی و توافقات امنیتی می‌پردازد. در ادامه چکیده این مقاله را می‌خوانید.


اگر بخواهیم وضعیت کنونی رقابت‌های ژئوپلیتیکی در آسیای مرکزی را مورد بررسی قرار دهیم و به‌ویژه بر پیامدهای عقب‌نشینی ایالات متحده از عرصه توسعه و کمک‌های غیرنظامی در این منطقه تمرکز کنیم، باید گفت که این عقب‌نشینی نه صرفاً یک تغییر تاکتیکی بلکه یک تحول راهبردی با پیامدهای بلندمدت برای موازنه قدرت در این منطقه حساس است.

خروج آمریکا از افغانستان در سال ۲۰۲۱ نماد پایان تعهد پایدار ایالات متحده به منطقه آسیای مرکزی بود. این رویداد همراه با کاهش شدید ظرفیت‌های « اداره توسعه بین‌المللی آمریکا» (USAID ) تا سال ۲۰۲۵ فضایی خالی ایجاد کرده است که اکنون توسط رقبای اصلی آمریکا، یعنی روسیه و چین، با ابزارهای اقتصادی، فناورانه و امنیتی پر شده است. این خلاء نه‌تنها امکان سرمایه‌گذاری مستقیم یا تأثیر سیاسی را برای آمریکا کاهش داده، بلکه موجب افول ابزار اصلی قدرت نرم آن، یعنی دیپلماسی توسعه‌ای شده است.

در این چارچوب، دو کشور قزاقستان و ازبکستان را می‌توان به‌عنوان موارد مطالعاتی در نظر گرفت. قزاقستان که بزرگ‌ترین اقتصاد منطقه و صادرکننده کلیدی انرژی است، برای سال‌ها سیاست «چندجانبه‌گرایی» را برای ایجاد توازن بین غرب، روسیه و چین دنبال می‌کرد. USAID در این مسیر با اجرای پروژه‌هایی نظیر «Power Central Asia»  که به کاهش گاز متان در صنایع انرژی کمک کرد و همچنین اجرای برنامه‌های بهداشتی مثل کنترل سل، نقش مهمی ایفا کرده بود.

ازبکستان نیز از زمان به قدرت رسیدن «شوکت میرضیایف» در سال ۲۰۱۶، گام‌هایی محتاطانه به‌سوی اصلاحات سیاسی و اقتصادی برداشته است و در پاسخ، USAID  کمک‌های توسعه‌ای خود را افزایش داده است. پروژه‌هایی همچون «ازبکستان بدون سل» و حمایت از تولید داروهای داخلی، بخشی از یک برنامه گسترده‌تر برای تقویت حاکمیت قانون، رقابت‌پذیری اقتصادی و نزدیکی به نهادهای غربی بودند.

با این حال، این روند با تغییرات ساختاری در سیاست خارجی آمریکا، به‌ویژه ادغام USAID در یک ساختار تضعیف‌شده در وزارت خارجه، متوقف شد. کاهش بودجه، از بین رفتن تخصص‌های فنی در سفارتخانه‌ها، و توقف برنامه‌های میدانی، به گفته منبعی از مجله تحلیلی «دیپلمات»، تأثیری «ویرانگر» بر توانایی ایالات متحده برای ارائه بدیلی دموکراتیک در برابر پیشنهادهای اقتدارگرایانه چین و روسیه گذاشته است.

در همین حال، روسیه و چین به‌شدت در حال پیشروی در منطقه‌اند. قزاقستان در سال ۲۰۲۳ نقشه راه همکاری دفاعی با روسیه در قالب سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO) امضا کرده و چین نیز از طریق برنامه «جاده ابریشم دیجیتال»، زیرساخت‌های نظارتی هواوی را در شهرهای ازبکستان گسترش داده است. علاوه بر آن، وام‌های نرم‌ برای سامانه‌های دولت الکترونیک، ذخیره‌سازی ابری و پایش مرزها با فناوری هوش مصنوعی از سوی پکن ارائه شده است.

این ابزارها فقط تکنولوژیک نیستند بلکه ارزش‌های اقتدارگرایانه را در دل ساختارهای دیجیتال و نهادی منطقه نهادینه می‌کنند. در غیاب دیپلماسی توسعه‌ای آمریکا، کشورهای منطقه گزینه‌های کمتری برای انتخاب و اعمال حاکمیت دموکراتیک در اختیار دارند.

هندریکس تأکید می‌کند که دیپلماسی توسعه‌ای آمریکا، فراتر از کمک مالی، حامل دانش فنی، آموزش نهادی و ظرفیت‌سازی اجتماعی بود و همین ویژگی‌ها آن را به ابزار مهمی برای نفوذ پایدار تبدیل کرده بودند. اکنون با عقب‌نشینی آمریکا از این حوزه، اعتبار دیرینه آن نیز در حال فرسایش است.

در پایان، مقاله هشدار می‌دهد که آسیای مرکزی به‌دلیل موقعیت جغرافیایی، منابع انرژی، مسیرهای ترانزیتی و جمعیت جوان، به نقطه‌ای کلیدی در رقابت‌های سه‌جانبه آمریکا، چین و روسیه تبدیل شده است. اگر ایالات متحده به‌دنبال حفظ موقعیت ژئوپلیتیکی خود در منطقه است، باید احیای USAID به‌عنوان یک نهاد مستقل، بازگشت به همکاری‌های بلندمدت و بازسازی تیم‌های فنی در منطقه را در اولویت قرار دهد. در غیر این صورت، نه‌تنها بر آینده منطقه، بلکه بر دامنه انتخاب‌های استراتژیک خود نیز تأثیر منفی خواهد گذاشت. منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا