حمله به ایران یک سیاست جکسونی بود
بهگزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «حمله به ایران یک سیاست جکسونی بود» که بهقلم تونکو واراداراجان (Tunku Varadarajan)، در نشریه وال استریت ژورنال (Wall Street Journal)، منتشر شده است، با استناد به دیدگاههای والتر راسل مید، تحلیلگر برجسته سیاست خارجی، حملات آمریکا به تأسیسات هستهای ایران در ۲۱ ژوئن ۲۰۲۵ را در چارچوب «سنت جکسونی» سیاست خارجی آمریکا بررسی میکند و آن را نشانهای از قدرت آمریکا میداند، اما بر چالشهای پیش روی غرب در برابر «محور تجدیدنظرطلبان» تأکید دارد. در ادامه گزیده این مقاله را میخوانید.
من با اتکا بر نقل قولی از «والتر راسل مید»، حملات آمریکا در ۲۱ ژوئن ۲۰۲۵ به تأسیسات هستهای ایران (فردو، نطنز و اصفهان) را «جکسونی» توصیف میکنم. برخلاف ادعای آیتالله خامنهای، رهبر ایران، که آن را بیاهمیت خواند و در توافق با تعریف پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا که آن را یک «موفقیت تاریخی» دانست، مید معتقد است این حملات نشاندهنده قدرت بینظیر آمریکا در امور جهانی در زمانی است که تصور افول آمریکا غالب بود.
مید که در کتاب «مشیت خاص» (سال ۲۰۰۱)، چهار سنت سیاست خارجی آمریکا -همیلتونی، ویلسونی، جفرسونی و جکسونی- را معرفی کرد، میگوید حملات به ایران از نوع جکسونی بودند؛ یعنی واکنشی قاطع به تهدید علیه امنیت آمریکا و متحدانش؛ مشابه واکنش زنبورها به حمله به کندو. جکسونیها امنیت مردم آمریکا را اولویت میدانند و از درگیری خارجی پرهیز میکنند؛ مگر اینکه مورد تهدید یا توهین واقع شوند. ترامپ که در رأس ائتلافی از جکسونیها و جفرسونیها (مانند تاکر کارلسون) قرار دارد، با آتشبس سریع پس از حملات، از جنگ طولانی یا ملتسازی -که جکسونیها از آن متنفرند، مانند جنگ عراق در زمان بوش- اجتناب کرد.
مید تهدید «محور تجدیدنظرطلبان» (چین، روسیه، کرهشمالی و تا حدی ایران) را جدی میداند؛ تهدیدی که نظام جهانی را در همه قارهها و در عرصه دریا، فضا و سایبری بهچالش میکشد. او دو دلیل برای کاهش توانایی آمریکا در مقابله ذکر میکند:
۱) ضعف غرب: متحدان غربی، بهویژه اتحادیه اروپا، به دلیل ناکامی در رشد اقتصادی و توسعه فرهنگ راهبردی، از یک صادرکننده امنیت به یک وابسته به آمریکا تبدیل شدهاند.
۲) ناکامیهای سیاست خارجی آمریکا: کاهش اعتبار نخبگان سیاست خارجی بهدلیل شکستهای رؤسایجمهور قرن بیست و یک و عدم ارتقای کافی همگام با تقویت نظامی چین، آمریکا را در موقعیتی کمتر از وزن واقعیاش قرار داده است.
با این حال، مید نشانههایی از بیداری غرب میبیند؛ مانند موفقیت ترامپ در اجلاس ناتو در سال ۲۰۲۵ در لاهه، که اغلب اعضا به هزینه دفاعی پنج درصد تولید ناخالض داخلی متعهد شدند؛ موفقیتی که اوباما و بایدن نمیتوانستند به آن برسند. اروپا از روسیه و کاهش حمایت آمریکا نگران است، و همین نگرانی رهبران این قاره را به اقدام واداشته است. اسرائیل، متحد غیرناتویی آمریکا، به دلیل هزینه دفاعی بالا و اقدامات قاطع علیه ایران، شریکی کلیدی است. نتانیاهو، با حمایت حیاتی ترامپ، محور تجدیدنظرطلبان را عقب راند.
مید درباره تایوان هشدار میدهد که عدم تمایل آمریکا در آمادهسازی تایوان در قبال تقویت نظامی چین «یکی از احمقانهترین تصمیمات» بوده است. اگر چین تایوان را تصرف کند، قدرت دریایی آمریکا عقب رانده میشود و ژاپن و کرهجنوبی به چین وابسته خواهند شد، و این تعادل جهانی را بهنفع پکن تغییر میدهد. اراده دفاع از تایوان وجود دارد، اما توانایی آن بهدلیل ضعف نظامی کاهش یافته و سیاستگذاران از انتخابهای سخت اجتناب میکنند.
مید که از طریق استیو بنن بر دیدگاه جکسونی ترامپ تأثیر گذاشت (از جمله بازدید او از مقبره جکسون در سال ۲۰۱۷)، میگوید جکسونیها خواستار صلحاند، اما در مقابل تهدید، قاطعانه واکنش نشان میدهند. اسرائیل برای آنها متحد ایدهآل است، زیرا خود فعالانه میجنگد. حملات به ایران نشان داد آمریکا هنوز میتواند عمل کند، اما پایداری این دستاورد به توانایی غرب در هماهنگی و غلبه بر خودبینی اخلاقی بستگی دارد./ منبع


