بزرگترین نقطه ضعف آمریکا در جنگ تجاری
به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «بزرگترین نقطه ضعف آمریکا در جنگ تجاری» توسط جرمی دِ بیر (Jeremy de Beer) و منتشر شده در مرکز نوآوری در حکومتداری بینالمللی(Centre for International Governance Innovation) ارائه شده است. این یادداشت نشان میدهد که اقدامات ترامپ در جنگ تجاری ممکن است اقتصاد دانشبنیان آمریکا، بهویژه حقوق مالکیت فکری را در معرض خطر جدی قرار دهد و نقاط ضعف منحصر به فرد آمریکا در عرصه بینالمللی را آشکار سازد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
جنگ تجاری دونالد ترامپ بر این فرض استوار است که شرکای تجاری آمریکا برای حفظ دسترسی به بازار آمریکا، به تعرفههای بالاتر تن میدهند و موانع خود را کاهش میدهند. تاکنون، به جز چین، بیشتر کشورها یا تعرفههای اعمالشده بر صادراتشان به آمریکا را نادیده گرفتهاند یا در موارد معدودی با مذاکره به نرخ پایینتری از آنچه تهدید شده بود، دست یافتهاند. دلیل این امر آن است که توافقها بیشتر شبیه اعلامیههای مطبوعاتی دوطرفه هستند تا قراردادهای قانونی بلندمدت، و واردکنندگان و مصرفکنندگان آمریکایی در نهایت بخش عمدهای از هزینهها را متحمل میشوند.
با شدتگرفتن تهدیدها و افزایش هزینههای تعرفهای برای دیگر کشورها، شرکای تجاری آمریکا ممکن است بهجای افزایش تعرفههای خود، به حوزهای حمله کنند که آمریکا در آن آسیبپذیر است: اقتصاد دانشبنیان. شرکتهای آمریکایی سالانه حدود ۲۳۳ میلیارد دلار از حقوق مالکیت فکری خارجی درآمد دارند و این اقتصاد دانشبنیان، بزرگترین نمونه در جهان است. اقدامات ترامپ نهتنها این بخش را در معرض خطر قرار میدهد، بلکه نظام کنترل دسترسی به دادهها، فناوری، دانش و سایر داراییهای ناملموس را تضعیف میکند.
تجارت مالکیت فکری اساساً با تجارت کالا یا خدمات متفاوت است؛ توقف پرداختها در کالا یا خدمات، به توقف کالا یا خدمت منجر میشود، اما در مالکیت فکری، تنها رعایت قوانین نظام بینالمللی آن را حفظ میکند. این امر مالکیت فکری آمریکا را هدفی آسیبپذیر در منازعات تجاری تبدیل میکند، زیرا لغو حقوق مالکیت فکری میتواند به کشورهای متقابل آزادی بیشتری برای فعالیتهای محلی، کاهش هزینههای اعمال حقوق خارجی و دسترسی بدون حق امتیاز به محتوای آمریکایی بدهد. حوزههایی مانند داروسازی و نیمههادیها، نمونههایی از آسیبپذیری آمریکا هستند. ترامپ بیشتر بر محل تولید داروها تمرکز دارد، در حالی که مالکیت فکری تعیینکننده پرداختهاست.
نمونه تاریخی نیز وجود دارد: در مناقشه تجاری آمریکا و برزیل در سال ۲۰۱۴ بر سر یارانههای پنبه، برزیل تهدید کرد که پتنتهای دارویی آمریکا را نادیده میگیرد تا بخشی از راهبرد تلافیجویانه ۸۲۹ میلیون دلاری خود را اجرا کند. این تاکتیک نشاندهنده خطر احتمالی برای سایر صنایع آمریکا، از جمله محصولات تکنولوژی است. برای شرکتهایی مانند اپل، مدل کسبوکار براساس طراحی در کالیفرنیا است، نه تولید در آمریکا.
در سطح جهانی، آمریکا بیشترین درآمد را از صادرات مالکیت فکری دارد: ۱۷۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ از جمله مجوزهای ثبت علائم تجاری، پتنتها، اسرار تجاری و حق نسخهبرداری، بهعلاوه ۴۶ میلیارد دلار از مجوزهای نرمافزاری و ۱۷ میلیارد دلار برای حقوق استفاده از فیلم، برنامههای تلویزیونی و موسیقی. همچنین، مالکیت فکری ارزش ناملموس شرکتهای آمریکایی را افزایش میدهد و ۹۰ درصد ارزش پانزده شرکت برتر آمریکا از داراییهای ناملموس تشکیل شده است.
موفقیت آمریکا در اقتصاد دانشبنیان نتیجه فهم زودهنگام ارزش مالکیت فکری و شکلدهی به قوانین جهانی در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ است. این قوانین در توافق TRIPS و سایر قراردادهای تجاری، از جمله USMCA، تثبیت شدهاند. اما اکنون با عقبنشینی ترامپ از توافقهای گذشته، آمریکا نمیتواند انتظار داشته باشد که دیگر کشورها به حفاظت از حقوق مالکیت فکری آن ادامه دهند. کارشناسان مالکیت فکری از کانادا خواستهاند که تهدید به تعلیق پتنتهای آمریکایی را بهعنوان اهرم در مذاکرات تجاری مورد استفاده قرار دهد و احتمال کاهش حمایت اتحادیه اروپا و چین نیز مطرح است.
در نهایت، متحدان سنتی آمریکا مانند اتحادیه اروپا، ژاپن و کانادا ممکن است همچنان به حفظ نظم تجاری مبتنی بر قوانین تمایل داشته باشند، اما اگر اقدامات تلافیجویانه محدود به آمریکا باشد و در چارچوبهای قانونی مانند سازمان تجارت جهانی صورت گیرد، آمریکا ممکن است بهتدریج منزوی شود. تمرکز ترامپ بر کسری تجاری کالاها و تولید داخلی دارو و نیمههادیها، ارزش واقعی حقوق مالکیت فکری خارجی را نادیده گرفته است. با ادامه تشدید جنگ تجاری، مالکیت فکری آمریکا هدفی بسیار جذاب برای تلافی خواهد بود./ منبع



