ایالات متحده باید مذاکرات را در میانه اعتصابات کارگری در ایران متوقف کند
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ایالات متحده باید مذاکرات را در میانه اعتصابات کارگری در ایران متوقف کند» به قلم آیدین پناهی، در نشریه جروزالم پست (The Jerusalem Post)، منتشر شده است. ادامه مذاکرات غرب با جمهوری اسلامی در شرایط فعلی، به تحکیم قدرت رژیم و تضعیف جنبشهای اعتراضی داخلی منجر خواهد شد و ایالات متحده باید از هرگونه اقدام دیپلماتیکی که به پایداری رژیم کمک میکند خودداری کند. در ادامه، خلاصه این یادداشت آمده است.
در ۲۲ مه، رانندگان کامیون در ایران اعتصابی هماهنگ را در اعتراض به مشکلات اقتصادی آغاز کردند که به سرعت به بیش از ۱۰۵ شهر در ۲۷ استان کشور، از جمله تهران، اصفهان، کرمان، فارس، بوشهر، گیلان و یزد گسترش یافت. این رانندگان از حمل کالا خودداری میکنند که این امر موجب اختلال در زنجیرههای تأمین داخلی شده است. ویدئوها و گزارشها از توقف بارگیری، فلج شدن سیستم لجستیکی و رویارویی نیروهای حکومتی با اعتصابیون در نقاط مختلف حکایت دارد.
عامل فوری آغاز این اعتصاب، تصمیم دولت برای اعمال نظام چند نرخی در قیمت گازوئیل بود. افزون بر این، رانندگان نسبت به کاهش سهمیه سوخت، افزایش هزینههای بیمه و وضعیت نامطلوب جادهها اعتراض دارند. در حالیکه این اعتراض ابتدا صنفی بود، اکنون به شبکه حمل و نقل سرایت کرده و از سوی بخشهایی از جامعه نیز مورد حمایت غیرمستقیم قرار گرفته است.
ساختار حکومتی جمهوری اسلامی بر کنترل متمرکز زیرساختها استوار است؛ برخلاف نظامهای چند صدایی که میتوانند اختلال را درون خود جذب کنند، نظم در ایران از طریق ساختار فرماندهی عمودی حفظ میشود و سوخت، حمل و نقل و غذا از طریق یک شبکه بوروکراتیک اداره میگردد. بخش کامیونداری یکی از اجزای اصلی این ساختار است و اختلال طولانی مدت در آن میتواند بر توزیع کالا، جریان انرژی و کارکرد اقتصادی کشور اثر بگذارد.
اعتصاب جاری در صورت پیوند با سایر بخشها میتواند پیامدهایی زنجیرهای به همراه داشته باشد. در ماههای اخیر نیز اعتراضاتی از سوی کارگران بخش انرژی و پتروشیمی، از جمله در پالایشگاه فاز ۱۲ پارس جنوبی و شرکت نفت فلات قاره در منطقه لاوان، نسبت به عدم پرداخت دستمزد و شرایط کاری نامناسب شکل گرفته است.
رهبران جمهوری اسلامی به تهدید ناشی از این ناآرامیها واقفاند. در ۲۰ مه، شورای عالی سازمان پدافند غیرعامل جلسهای با حضور مقامات ارشد دفاعی و وزیر نفت برگزار کرد تا راهکارهایی برای حفاظت از زیرساختهای حیاتی، از جمله تاسیسات انرژی، در برابر حملات احتمالی آمریکا یا اسرائیل تدوین شود.
با این حال، سیاستگذاران غربی بار دیگر در حال بررسی مسیر گفتوگو با تهران هستند. مقامات اتحادیه اروپا همچنان به دنبال راههای دیپلماتیکاند و مذاکرات ایالات متحده نیز ادامه دارد. این وضعیت یادآور سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵ است، زمانی که بیثباتی داخلی ایران به اشتباه بهانهای برای گفت و گو تلقی شد و در نهایت به توافق هستهای (برجام) انجامید. این توافق موجب آزادسازی دهها میلیارد دلار دارایی بلوکه شده و درآمدهای نفتی شد که در واقع به رژیم ایران فرصت بازیابی و تثبیت داخلی را داد.
هرگونه تعامل دوباره با تهران در حال حاضر تکرار آن اشتباه است. چنین اقدامی به رژیم منابع، مشروعیت و زمان خواهد داد و به مردم ایران این پیام را منتقل میکند که دولتهای غربی منافع دیپلماتیک کوتاه مدت را بر نتایج سیاسی بلند مدت ترجیح میدهند. افزون بر آن، ادامه مذاکرات موجب تضعیف اعتصاباتی خواهد شد که بدون حمایت خارجی، بدون هماهنگی سیاسی و بدون حفاظت بینالمللی در حال وقوعاند.
بازگشت آمریکا به گفت و گو با تهران همچنین تلاشهای بازدارنده ایالات متحده و اسرائیل را در زمانی که ایران به طور فعال در حال تقویت زیرساختهای هستهای و انرژی خود است، تضعیف خواهد کرد. بنابراین، واشنگتن باید از مداخله در پویاییهای داخلی ایران اجتناب کند؛ از جمله از هرگونه اقدام در جهت کاهش تحریمها یا از سرگیری مذاکرات که به ثبات عملیاتی رژیم بیانجامد.
ناآرامیهای کنونی ساختگی نیستند، بلکه نتیجه مستقیم دههها سوء مدیریت اقتصادی، فساد و سرکوب سیاسیاند. این شرایط، نظامی شکننده پدید آوردهاند که در برابر اختلال در سامانههای لجستیکی ابتدایی آسیبپذیر است. بنابراین، رویکرد درست، «صبر راهبردی» است؛ ایالات متحده باید هرگونه تعامل مستقیم یا غیرمستقیم را متوقف کند. نباید توافق جانبیای انجام گیرد، نباید تبادل زندانی همراه با امتیاز مالی صورت پذیرد و هیچ منبع مالی نباید آزاد شود.
اکنون رژیم ایران از درون تضعیف شده و درگیر فشار ساختاری هم زمان در حوزه حمل و نقل و انرژی است. این فشار داخلی است و باید بدون دخالت خارجی ادامه یابد. آمریکا باید ضعفهای رژیم را پررنگتر کند، از جمله از طریق برجستهسازی ناآرامیهای داخلی، معرفی مقاماتی که در سرکوب نقش دارند و تقویت تحریمهای ثانویه علیه نهادهایی که به درآمدزایی رژیم کمک میکنند. هدف از این اقدامات نه تشدید تنش، بلکه «مصونسازی» است؛ یعنی حفاظت از فشارهای مدنی در برابر مداخله و حمایت بینالمللی نابهنگام.
در عین حال، ایران روزانه حدود ۱.۶ میلیون بشکه نفت از طریق شبکههای سایه تحت حمایت چین صادر میکند و عملاً تحریمها را دور میزند. مقامات اروپایی هشدار دادهاند که ایران عمداً مذاکرات هستهای را به تأخیر میاندازد تا از اجرای تحریمهای فوری پیش از موعد مقرر در اکتبر جلوگیری کند.
ایالات متحده نباید بار دیگر فریب این تاکتیک را بخورد. اکنون زمان «دیپلماسی نجاتبخش» نیست. بلکه زمان انزوا، افشا و فراهمکردن فضا برای فروپاشی داخلی است. در غیر این صورت، اگر واشنگتن به تعامل بازگردد، مسئول سرکوب کارگران، تثبیت دوباره قدرت رژیم و احتمالاً تداوم چرخه حیات جمهوری اسلامی خواهد بود. اگر ایالات متحده خط خود را حفظ کند، جامعه ایران میتواند آینده خود را بر اساس شرایط داخلی خود رقم بزند. راهبرد درست، کمک نکردن به بازیابی رژیم است. منبع



