برای رسیدن به صلح پایدار، ترامپ باید فشار بر پوتین را افزایش دهد
بهگزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «برای رسیدن به صلح پایدار، ترامپ باید فشار بر پوتین را افزایش دهد» که بهقلم جان ای. هربست (John E. Herbst) در اندیشکده شورای آتلانتیک (Atlantic Council) منتشر شده است، به نقد رویکرد منفعلانه دولت ترامپ در قبال روسیه در جریان مذاکرات صلح با اوکراین و تأکید بر لزوم اعمال فشار بیشتر برای دستیابی به توافق واقعی میپردازد. در ادامه چکیده این مقاله را میخوانید.
سه سال پس از افشای جنایات جنگی روسیه در شهرهای بوچا و ایرپین، مذاکرات مستقیم بین روسیه و اوکراین بار دیگر از سر گرفته شده، اما شواهد نشان میدهد که هدف نهایی ولادیمیر پوتین همچنان تسلط سیاسی بر اوکراین از طریق تصرف سرزمینی بیشتر است. هرچند دو طرف توافق کردند که هزار اسیر جنگی را مبادله کنند، اما پیشرفتی در جهت پایان درگیریها حاصل نشد، چرا که کرملین همچنان بر خروج نیروهای اوکراینی از مناطق «الحاقشده» پافشاری میکند.
دولت ترامپ رویکردی مبتنی بر مصالحه برای رسیدن به صلح اتخاذ کرده که در آن، از اوکراین خواسته شده تا با کنترل دوفاکتوی روسیه بر اراضی اشغالی کنار بیاید و عضویت در ناتو را بهتعویق اندازد. در مقابل، واشنگتن از مسکو خواسته است تا با حضور نیروهای اروپایی بهعنوان حافظ صلح در اوکراین و تداوم کمکهای تسلیحاتی غرب به کییف موافقت کند. اوکراین عمدتا با این شروطی از جمله پذیرفتن آتشبس عمومی در اواسط مارس و آتشبس دریایی در اواخر همان ماه کنار آمده است. اما روسیه هر دو را رد کرده و حتی توافق درباره محافظت از زیرساختهای انرژی را ظرف چند ساعت نقض کرد.
مشکل اصلی این بوده که دولت ترامپ در قبال نقض توافقها از سوی مسکو واکنش قاطعی نشان نداده است. این در حالی است که پس از دیدار سخت میان ترامپ و زلنسکی در ۲۸ فوریه، فشار زیادی بر کییف وارد شد. زمانی که روسیه آتشبس دریایی را رد کرد، کاخ سفید بهجای اعمال فشار، امتیازات بیشتری به مسکو پیشنهاد کرد؛ اقدامی که با انتقاد جدی رسانههای حامی ترامپ مانند والاستریت ژورنال و برخی جمهوریخواهان مواجه شد.
این سیاست نرم در اواخر آوریل به اوج خود رسید؛ آنگاه که کاخ سفید پیشنهاد بهرسمیت شناختن حاکمیت روسیه بر کریمه را مطرح کرد – که یک امتیاز بسیار زیانبار میتواند باشد. اما در روز ۳۰ آوریل، مسیر تا حدی تغییر کرد. در آن روز، آمریکا و اوکراین توافقی درباره مواد معدنی حیاتی امضا کردند که در آن، برای نخستین بار اشارهای به احتمال ارسال تسلیحات جدید از سوی آمریکا به اوکراین شده بود. بلافاصله، ارسال دو محموله کوچک تسلیحاتی نیز تأیید شد.
هرچند این اقدامها آشکارا در مسیر افزایش بازدارندگی در برابر پوتین بود، کاخ سفید آنها را چندان تبلیغ نکرد. با این حال، این تحولات نشاندهنده تغییری تدریجی در رویکرد کاخ سفید بود. از سوی دیگر، با اینکه دولت ترامپ بارها از امکان تحریمهای جدید علیه روسیه سخن گفته، اما تاکنون هیچکدام از این تهدیدها عملی نشده است.
در همین زمان، زلنسکی تلاشهای دیپلماتیک خود با اروپا را گسترش داد و موفق شد رهبران بریتانیا، فرانسه، آلمان و لهستان را به کییف بکشاند. این رهبران مشترکاً خواستار آتشبس تا ۱۲ می شدند و روسیه را تهدید به تحریم کردند. آنها همچنین در خلال دیدار، با ترامپ تماس گرفتند و حمایت او را خواستار شدند و ترامپ هم مانع آنها نشد.
در واکنش به این فشارها، پوتین پیشنهاد مذاکره مستقیم روسیه و اوکراین در استانبول را مطرح کرد. این ابتکار روسی، با هدف تعویق روند آتشبس و جلوگیری از تحریمهای اروپایی صورت گرفت. در ابتدا، زلنسکی این پیشنهاد را رد و آن را تاکتیکی برای وقتکشی خواند. اما با تشویق ترامپ، موضع خود را تغییر داد و اعلام کرد به استانبول خواهد رفت. این انعطاف زلنسکی باعث شد روسیه عقبنشینی کند و پوتین اعلام کند که در این مذاکرات شرکت نخواهد کرد؛ این در حالی است که رسانههای روسی وانمود کردند که اصلا این پیشنهاد از طرف او نبوده است.
نتیجه آن بود که تحریمهای هماهنگ اروپایی علیه روسیه که قرار بود همان هفته اعمال شوند، بهتعویق افتادند – و این نتیجه واکنش غریزی تیم ترامپ بود که به مسکو اجازه بازی تاکتیکی داد. ترامپ پس از آن، در اظهارنظری عجیب، عدم حضور پوتین را توجیه کرد و گفت طبیعی است او در مذاکرات استانبول نباشد چون خود ترامپ در آن شرکت ندارد.
ترامپ اکنون میگوید صلح واقعی زمانی محقق میشود که مستقیماً با پوتین دیدار کند. این حرف ممکن است درست باشد، اما فقط اگر ترامپ آمادگی داشته باشد تا با تهدیدهای واقعی -شامل ارسال تسلیحات سنگین و تحریمهای اقتصادی جدید- پوتین را وادار به سازش کند. در غیر این صورت، پوتین به سیاست وقتکشی و فرسایش ادامه خواهد داد. /منبع



