تراژدی خطاهای ترامپ
دیکتاتوری ترامپ، باعث تصمیمات اشتباه شده است
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «تراژدی خطاهای ترامپ» نوشته جوزف ای. استیگلیتز (Joseph E. Stiglitz) در پراجکت سیندیکیت (Project Syndicate) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی پیامدهای سیاسی، اقتصادی و نهادی سبک حکمرانی دونالد ترامپ پرداخته و نشان میدهد که تمرکز قدرت در تصمیمگیری میتواند خطاهای سیاستی را تشدید کرده و آثار بلندمدت بر نظام داخلی و نظم جهانی برجای بگذارد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
اگرچه خطا بخشی طبیعی از تصمیمگیری انسانی است، اما ساختار نظامهای سیاسی تعیین میکند این خطاها تا چه اندازه گسترش یافته و چه میزان آسیب ایجاد میکنند. در نظامهای دموکراتیک، تصمیمگیری از مسیر نهادهایی مانند قوه مقننه، دادگاهها، نهادهای مشورتی و گفتوگوی عمومی عبور میکند که هدف آنها کند کردن روند تصمیمگیری، افزایش نظارت و کاهش احتمال خطاهای شدید است. در مقابل، نظامهایی که قدرت را در دست فردی واحد متمرکز میکنند، این سازوکارهای بازدارنده را تضعیف کرده و امکان غلبه تصمیمات شخصی بر فرآیند سیاستگذاری را افزایش میدهند.
در این چارچوب، سبک حکمرانی ترامپ بهعنوان نمونهای از تمرکز بالای قدرت تصمیمگیری توصیف میشود که در آن سیاستها بیشتر بر اساس انگیزهها و برداشتهای شخصی و تصمیمات اجرایی مستقیم شکل میگیرند تا مشورت نهادی و تحلیل کارشناسی. این شیوه احتمال تصمیمگیری بدون توجه کافی به پیامدهای بلندمدت را افزایش میدهد.
بخش مهمی از بحث به سیاست خارجی و اقدامات نظامی اختصاص دارد. مداخلات نظامی پرریسک یا ناهماهنگ میتوانند به تشدید تنشهای بینالمللی و شکلگیری درگیریهای طولانیمدت منجر شوند. این درگیریها علاوه بر هزینههای انسانی، پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی گستردهای دارند و میتوانند بودجههای ملی را تحت فشار قرار دهند، بازارهای جهانی را مختل کنند و اتحادهای بینالمللی را تضعیف نمایند.
خطاها در یک حوزه، مانند سیاست خارجی، میتوانند بر حوزههای دیگر از جمله ثبات اقتصادی و حکمرانی داخلی اثر بگذارند. برای نمونه، جنگها میتوانند موجب بیثباتی بازارهای جهانی شوند و تنشهای تجاری یا تحریمها میتوانند زنجیرههای تأمین را مختل کرده و فشارهای تورمی ایجاد کنند.
پیامدهای اقتصادی نیز بخش مهمی از بحث را تشکیل میدهد. احتمال بروز رکود تورمی، یعنی همزمانی تورم بالا با رشد اقتصادی پایین و بیکاری، بهعنوان یکی از خطرات مطرح میشود. این وضعیت مدیریت سیاستی دشواری ایجاد میکند، زیرا ابزارهای کنترل تورم ممکن است رشد اقتصادی را کاهش دهند و بالعکس. در چنین شرایطی، عدم قطعیت سیاستی باعث کاهش اعتماد سرمایهگذاران و کاهش سرمایهگذاری بلندمدت میشود.
در سطح نهادی، بر نقش نهادهای قوی بهعنوان سازوکارهای کنترل قدرت تأکید میشود. این نهادها با ایجاد پاسخگویی و امکان نقد، از تمرکز بیش از حد قدرت جلوگیری میکنند. تضعیف یا دور زدن این نهادها احتمال بروز خطاهای سیستمی را افزایش میدهد.
همچنین بر ماهیت بلندمدت پیامدهای سیاستی تأکید شده است، زیرا بسیاری از تصمیمات اقتصادی و نظامی قابل بازگشت سریع نیستند و میتوانند اثرات پایدار بر ساختارهای اقتصادی و روابط بینالمللی داشته باشند. این پدیده به وابستگی مسیر اشاره دارد که در آن تصمیمات اولیه مسیر آینده را محدود میکنند.
در نهایت، ثبات سیاسی و اقتصادی نهتنها به کیفیت تصمیمات فردی، بلکه به ساختار نهادی تصمیمگیری وابسته است. نظامهایی که قدرت را توزیع کرده و نظارت نهادی را تقویت میکنند، بهتر میتوانند از تبدیل خطاهای فردی به بحرانهای گسترده جلوگیری کنند، در حالی که تمرکز قدرت خطر تشدید خطاها و پیامدهای بلندمدت را افزایش میدهد./ منبع



