ترامپ در حال نابودی نوآوری آمریکایی است
بهگزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «ترامپ در حال نابودی نوآوری آمریکایی است» که بهقلم دیوید جی. ویکتور (David G. Victor)، در مجله فارن افرز (Foreign Affairs )، منتشر شده است، بررسی میکند که چگونه سیاستهای دولت دوم دونالد ترامپ، از جمله کاهش بودجه فدرال، محدودیتهای مهاجرتی و تهدیدات تعرفهای، سیستم نوآوری ایالات متحده را تضعیف کرده و با ایجاد آشوب در سرمایهگذاری، به رقابتیتر شدن چین در حوزههای کلیدی فناوری کمک میکند. در ادامه چکیده این مقاله را میخوانید.
سیاستهای اخیر دولت دونالد ترامپ در حال تضعیف سیستم نوآوری ایالات متحده است که از زمان جنگ جهانی دوم، منبع اصلی رشد اقتصادی و قدرت نظامی این کشور بوده است. کاهش بودجه فدرال برای آژانسهای تحقیقاتی، سیاستهای خصمانه مهاجرتی و تهدیدات تعرفهای، توانایی آمریکا در جذب استعدادها و ایدههای جهانی را کاهش داده و سرمایهگذاران را به سمت فرصتهای خارج از این آشوب سوق داده است. در مقابل، چین در حال پیشرفت در حوزههایی مانند نرمافزار، هوش مصنوعی، رباتیک و تولید خودروهای برقی است که آمریکا در آنها پیشرو بوده، اما اکنون در حال عقبافتادن است.
نوآوری، تنها راه رشد پایدار برای اقتصادهای بالغ است. از جنگ جهانی دوم، حداقل یکچهارم رشد اقتصادی آمریکا از نوآوریهایی ناشی شده که بهرهوری سرمایه و نیروی کار را افزایش دادهاند. در قرنهای هجدهم و نوزدهم، آمریکا با استفاده از منابع طبیعی و نیروی کار ارزان رشد کرد، اما از اواخر قرن نوزدهم، نوآوریهایی مانند شبکههای برق، که با حمایت دولت توسعه یافتند، اقتصاد را رقابتی نگه داشتند. امروزه، خدمات ۸۰ درصد تولید اقتصادی آمریکا را تشکیل میدهند و نوآوریهایی مانند رایانش، این برتری را حفظ کردهاند. سیستم نوآوری آمریکایی بر سه عنصر کلیدی استوار است: تولید ایدههای جدید از طریق تحقیقات فدرال، جذب استعدادهای جهانی و دسترسی به بازارهای بزرگ.
حمایت فدرال از تحقیقات از طریق دانشگاهها، آزمایشگاههای ملی و مؤسسات، ایدههایی را تولید کرده که به شرکتهای پیشرو تبدیل شدهاند. حتی زمانی که دولت ریگان بودجه را کاهش داد یا ترامپ در دوره اول خود پیشنهاد کاهش بودجه تحقیق و توسعه (R&D) را داد، کنگره این بودجه را حفظ کرد. اما در دوره دوم ترامپ، کاهش بودجه بیسابقه است. حدود هزار کمکهزینه مؤسسه ملی بهداشت (NIH) لغو شده و آزمایشگاههای زیستفناوری مجبور به تعطیلی یا حذف حیوانات تحقیقاتی شدهاند. دانشگاههای برتر نیز با کاهش بودجه مواجهاند که به تحقیقات علمی آسیب میزند.
عنصر دوم، نیروی انسانی، نیز در خطر است. علم به امید و صبر نیاز دارد، اما کاهش کمکهزینهها، آزمایشگاهها را به اخراج دانشمندان جوان واداشته و خطر از دست دادن نسلی از محققان را ایجاد کرده است. سیاستهای خصمانه علیه مهاجران، بهویژه چینیها، این بحران را تشدید کرده است. آمریکا به استعدادهای خارجی وابسته است؛ حدود ۵۰ درصد دانشجویان تحصیلات تکمیلی در رشتههای STEM خارجیاند و چین بزرگترین منبع این استعدادها بوده است. در سالهای اخیر، حدود ۳۰۰ هزار دانشجوی چینی در دانشگاههای آمریکا تحصیل میکنند، اما آزار و اذیت آنها در مرزها و دانشگاهها باعث تضعیف این جریان شده است. این امر به نفع دانشگاههای رقیب در استرالیا، کانادا و اروپا است که سیاستهای جذابی برای استعدادهای خارجی دارند.
عنصر سوم، دسترسی به بازارهای بزرگ، به نوآوری کمک میکند. بازارهای جهانی، مانند صنعت خورشیدی، با کاهش هزینهها از طریق نوآوریهای متوالی رشد کردهاند. اما سیاستهای تجاری آشوبناک، مانند تعرفهها و محدودیتهای زنجیره تأمین، هزینههای خورشیدی در آمریکا را افزایش داده است. در آوریل ۲۰۲۵، دولت پروژه بادی دریایی اکوئینور در نیویورک را متوقف کرد و سپس با فشار برای پروژهای دیگر، آن را لغو کرد که به اعتبار قراردادهای آمریکایی آسیب زد. نیمی از پروژههای فناوری پاک در آمریکا به دلیل این عدم اطمینان متوقف یا به تأخیر افتادهاند.
در مقابل، چین از دهه ۱۹۹۰ استراتژی نوآوری را دنبال کرده و بودجه R&D خود را ۲۰ برابر افزایش داده است. در سال ۲۰۲۵، ممکن است بودجه تحقیقاتی چین از آمریکا پیشی بگیرد. هشت دانشگاه برتر مهندسی جهان اکنون در چین هستند و نرخ ماندگاری دانشآموختگان چینی در آمریکا از ۹۵ درصد به ۸۰ درصد کاهش یافته است. چین با نوآوریهای فرآیندی، مانند تولید باتری و رآکتورهای هستهای ارزان، اقتصاد خود را تقویت کرده و به رهبر جهانی در این صنایع تبدیل شده است.
برای نجات سیستم نوآوری آمریکا، تلاش هماهنگ بخشهای عمومی و خصوصی لازم است. دانشگاهها در برابر کاهش بودجه مقاومت میکنند، اما اعتماد عمومی به علم کاهش یافته است. تنها ۷ درصد اعضای کنگره در گروه فناوری پیشرفته عضوند و سیاستمداران هر دو حزب، نوآوری را اولویت نمیدانند. برای رقابت با چین، آمریکا باید بودجه تحقیقاتی را احیا کند، از همکاری علمی امن حمایت کند و سیاستهای تجاری را متعادل سازد تا از بازارهای جهانی بهرهمند شود؛ بدون اینکه به چین بیش از حد وابسته شود. منبع



