ناتوانی ترامپ در رهبری، برای آمریکا و جهان هزینهساز شده است
رویکرد ترامپ همکاری آمریکا با چین را در بحرانهای جهانی دشوارتر کرده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «ناتوانی ترامپ در رهبری، برای آمریکا و جهان هزینهساز شده است» از شورای سردبیری (The Editorial Board) در نیویورک تایمز (The New York Times) منتشر شده است. این مطلب با تمرکز بر دیدار دونالد ترامپ و شی جینپینگ، ظرفیت محدود همکاری واشنگتن و پکن در حوزههای هوش مصنوعی، بحران انرژی و تغییرات اقلیمی را در برابر چالشهای ناشی از سیاست خارجی دولت آمریکا بررسی میکند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
جهان همزمان با سه بحران مهم مواجه است که حل هیچیک صرفاً از توان یک کشور خارج است: خطرات ناشی از توسعه کنترلنشده هوش مصنوعی، تشدید پیامدهای تغییرات اقلیمی و اختلال در مسیرهای کشتیرانی خاورمیانه. هر سه مسئله به همکاری میان قدرتهای بزرگ نیاز دارند؛ با این حال، دیدار دونالد ترامپ و شی جینپینگ در واشنگتن با انتظارات محدودی همراه شده و دستورکار آن عمدتاً بر توافقهای تجاری و پیشرفتهای محدود در زمینه ایمنی هوش مصنوعی متمرکز است.
یکی از حوزههای بالقوه همکاری، ایمنی هوش مصنوعی است. رشد سریع تواناییهای این فناوری، نگرانیهایی درباره امکان سوءاستفاده، توسعه سامانههای غیرقابلکنترل و کاربردهای زیستی و نظامی ایجاد کرده است. از آنجا که آثار چنین خطراتی مرزهای ملی را رعایت نمیکنند، هیچ کشوری بهتنهایی نمیتواند امنیت خود را تضمین کند. آمریکا در زمینه مدلهای قدرتمند هوش مصنوعی پیشتاز است و چین نیز با فاصله نسبتاً کمی در حال توسعه ظرفیتهای خود است. مدلهای چینی ویژگیهایی دارند که امکان تغییر قواعد داخلی آنها را برای کاربران فراهم میکند و از این جهت نگرانیهای خاص خود را ایجاد میکنند.
با وجود رقابت فناوری میان واشنگتن و پکن، منافع مشترکی نیز در زمینه کنترل مخاطرات هوش مصنوعی وجود دارد. نگرانی چین درباره پیامدهای این فناوری برای کنترل سیاسی داخلی و همچنین نگرانی مشترک دو کشور درباره کاربرد هوش مصنوعی در توسعه سلاحهای زیستی میتواند زمینهای برای گفتوگو فراهم کند. در این چارچوب، ترکیب رقابت فناوری با همکاری محدود درباره تهدیدهای مشترک میتواند جایگزین رویکرد صرفاً تقابلی شود.
خاورمیانه و امنیت انرژی دومین حوزه مهم همکاری بالقوه است. ادامه جنگ ایران و اختلال در تردد کشتیها در تنگه هرمز و دریای سرخ، عرضه جهانی نفت را تحت تأثیر قرار داده و قیمت انرژی را افزایش داده است. چین، که یکی از بزرگترین خریداران نفت ایران محسوب میشود، از تداوم محدودیت در تردد انرژی نیز زیان اقتصادی میبیند. بنابراین، منافع اقتصادی پکن با بازگشت جریان آزاد نفت از تنگه هرمز همراستا است. چین از این جهت اهرمهایی برای گفتوگو با تهران در اختیار دارد، هرچند استفاده از این ظرفیت برای تأثیرگذاری بر رفتار ایران به آسانی امکانپذیر نیست.
تغییرات اقلیمی سومین زمینه همکاری است. موضع چین در این حوزه طی سالهای گذشته تغییر کرده و این کشور اکنون یکی از بازیگران اصلی صنعت انرژیهای تجدیدپذیر، باتری و خودروهای برقی است. همکاری بین دو اقتصاد بزرگ جهان میتواند بر سرعت پذیرش فناوریهای پاک و ایجاد چارچوبهای بینالمللی برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای اثر بگذارد. با این حال، اختلافات گسترده دو کشور در حوزههای امنیتی و ژئوپلیتیکی همچنان مانع مهمی است.
در کنار این سه حوزه، حمایت چین از توان نظامی ایران و روسیه، افزایش فشار پکن بر تایوان و مناقشات آن با برخی کشورهای آسیایی، موضوعاتی پیچیدهتر برای روابط واشنگتن و پکن ایجاد کردهاند. بنابراین، حتی در صورت وجود منافع مشترک، همکاری در مسائل محدود الزاماً به کاهش رقابت راهبردی دو کشور منجر نمیشود.
مسئله گستردهتر، جایگاه آمریکا در نظام بینالملل است. طی دهههای گذشته، سیاست خارجی آمریکا بر نقش فعال این کشور در شکلدهی به نظم جهانی استوار بوده است. در مقابل، رویکرد دولت ترامپ بر اولویتهای داخلی و منافع مستقیمتر آمریکا تأکید بیشتری دارد و استفاده از ابزارهایی مانند تعرفهها و اقدامات یکجانبه نظامی، روابط واشنگتن با متحدان و رقبای خود را تحت فشار قرار داده است.
در این شرایط، چین میتواند از کاهش اعتماد به رهبری آمریکا برای افزایش نفوذ بینالمللی خود بهره ببرد. همزمان، برخی بحرانهای فرامرزی مانند تغییرات اقلیمی، ایمنی هوش مصنوعی و امنیت انرژی نشان میدهند که رقابت ژئوپلیتیکی، نیاز به همکاری میان قدرتهای بزرگ را از بین نمیبرد. مسئله اصلی برای واشنگتن این است که چگونه میتوان میان رقابت با چین و همکاری محدود در حوزههای دارای منافع مشترک تعادل برقرار کرد./ منبع