کافی است درباره ظاهر ترامپ حرف بزنیم؛ ریاستجمهوری او زشت است.
آسیبهای ریاستجمهوری ترامپ بسیار فراتر از ظاهر و حاشیههای شخصی اوست.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «کافی است درباره ظاهر ترامپ حرف بزنیم؛ ریاستجمهوری او زشت است» نوشته فرانک برونی (Frank Bruni) در نیویورکتایمز (New York Times) است که بر ضرورت تمرکز بر پیامدهای سیاستهای دونالد ترامپ بهجای تمسخر ظاهر او تأکید دارد و فاصله میان حواشی شخصی رئیسجمهور و آثار گسترده عملکرد سیاسی او را بررسی میکند. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
بحث درباره ظاهر دونالد ترامپ، از مدل مو و رنگ آن تا آرایش، وزن و ویژگیهای چهره، طی سالهای گذشته به بخشی ثابت از فضای سیاسی و رسانهای آمریکا تبدیل شده است. شوخیهای تلویزیونی و رسانهای درباره تغییرات ظاهری او نیز همچنان ادامه دارد و حتی برخی رسانههای جریان اصلی از توصیفهای تمسخرآمیز درباره ظاهر رئیسجمهور استفاده کردهاند. با این حال، این رویکرد از منظر سیاسی اهمیت محدودی دارد و نمیتواند تصویری از ابعاد اصلی عملکرد دولت ارائه کند.
تمرکز افراطی بر ظاهر ترامپ، در شرایطی که تصمیمها و اقدامات دولت او پیامدهایی در حوزههای متعدد دارد، میتواند موضوعات اساسیتر را به حاشیه براند. در این چارچوب، موضوعاتی مانند روابط و ائتلافهای آمریکا، سیاستهای زیستمحیطی، شبکه تأمین اجتماعی، فرایندهای حقوقی، نهادهای نظارتی، مؤسسات پژوهشی و میراث فرهنگی، در مقایسه با حاشیههای مربوط به ظاهر، اهمیت سیاسی و نهادی بسیار بیشتری پیدا میکنند.
با این حال، توجه تاریخی به ظاهر نامزدها و رؤسایجمهور پدیده تازهای نیست. سیاستمداران در معرض مشاهده دائمی افکار عمومی قرار دارند و ویژگیهای ظاهری آنان میتواند بر برداشت رأیدهندگان اثر بگذارد. نمونه مشهور این مسئله، مناظره تلویزیونی سال ۱۹۶۰ میان ریچارد نیکسون و جان اف. کندی است که در تحلیلهای تاریخی انتخابات، ظاهر دو نامزد و بهویژه نشانههای خستگی و تعریق نیکسون در کنار سایر عوامل مورد توجه قرار گرفته است.
از این منظر، مسئله اصلی نه انکار نقش ظاهر در سیاست و ارتباطات عمومی، بلکه تعیین جایگاه آن در ارزیابی عملکرد سیاسی است. ظاهر میتواند بر تصویر عمومی یک سیاستمدار اثر بگذارد، اما تبدیل آن به محور اصلی بحث، توجه را از تصمیمها، سیاستها و پیامدهای نهادی دولت منحرف میکند. در مورد ترامپ، تغییرات ظاهری و تلاش برای حفظ تصویری خاص از خود، با رویکرد گستردهتر او به ساختن و مدیریت تصویر عمومی پیوند دارد؛ اما این مسئله در برابر آثار سیاستگذاری دولت، موضوعی فرعی محسوب میشود.
بنابراین، محور بحث بر جابهجایی کانون توجه از ویژگیهای شخصی به عملکرد سیاسی است. بررسی ریاستجمهوری ترامپ مستلزم تمرکز بر تأثیر تصمیمهای دولت بر ائتلافهای خارجی، محیط زیست، حمایتهای اجتماعی، نهادهای حقوقی و نظارتی و ساختارهای علمی و فرهنگی است؛ حوزههایی که پیامدهای آنها از حاشیههای مربوط به ظاهر رئیسجمهور فراتر میرود./ منبع