وسواس ترامپ درباره گرینلند امنیت آمریکا را تضمین نمیکند
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشت «وسواس ترامپ درباره گرینلند امنیت آمریکا را تضمین نمیکند» نوشته آیزاک بی. کاردون (Isaac B. Kardon)، و منتشرشده در نشریه فارینپالیسی(foreignpolicy)، به بررسی ناکارآمدی رویکرد دونالد ترامپ برای خرید گرینلند به عنوان راهکاری در برابر تهدیدات روسیه و چین در قطب شمال میپردازد. امنیت ایالات متحده در این منطقه، نه با تملک سرزمینی بلکه با تقویت همکاری با متحدان قطبیاش و تمرکز بر موقعیت راهبردی آلاسکا تأمین میشود. در ادامه، خلاصه این یادداشت آمده است.
در صد روز نخست ریاستجمهوری دونالد ترامپ، یکی از دغدغههای تکرارشونده او، ابراز علاقه برای «تصاحب گرینلند» بوده است؛ اقدامی که او آن را پاسخی برای مقابله با گسترش همکاریهای چین و روسیه در منطقه قطب شمال معرفی میکرد. ترامپ با اشاره به حضور گسترده کشتیهای چینی و روسی در اطراف کانادا و گرینلند، این موضوع را تهدیدی برای امنیت ملی آمریکا دانسته است.
ذوب شدن یخهای قطبی فرصتهایی برای بهره برداری از منابع طبیعی غنی و گسترش پرتابهای فضایی از مدارهای قطبی فراهم کرده و زمینهساز افزایش همکاریهای چین و روسیه در این منطقه شده است. این همکاریها، با استفاده از شکافهای موجود در ناتو، به تقویت موقعیت روسیه و افزایش ظرفیتهای چین در منطقه منجر شدهاند. با این حال این همگرایی لزوماً دائمی نیست. پیش از تهاجم روسیه به اوکراین، مسکو تمایل داشت که نفوذ نظامی و صنعتی چین را در منطقه مهار کند. حتی در قالب شورای قطب شمال، روسیه نقشی برای محدودسازی چین ایفا میکرد، تا زمانی که با تهاجم به اوکراین، از این نهاد کنار گذاشته شد.
در حال حاضر، راهبرد متوازن روسیه از بین رفته و مسکو با اتکای بیشتر به قدرت اقتصادی و فناورانه چین، ناچار به پذیرش همکاریهایی شده که پیشتر با تردید به آنها مینگریست. شرکتهای چینی با جایگزینی شرکتهای غربی، پروژههای انرژی روسیه در قطب شمال را پیش میبرند و با استفاده از یخشکنهای چینی، نفت روسیه را به سمت شرق حمل میکنند. در عین حال، چین با استفاده از انزوای روسیه، حضور خود را در زمینه انرژی، پژوهش علمی و زیرساختهای قطبی گسترش داده و از جمله در زمینههای نظامی نیز فعالیتهایی داشته است.
بهرغم نارضایتی روسیه از جاهطلبیهای چین در حیاط خلوت استراتژیک خود، واقعیت این است که با ادامه فشارهای چین، امکان مخالفت برای روسیه کاهش مییابد. چین و روسیه در ماههای اخیر فعالیتهای نظامی و تحقیقاتی مشترکی را در منطقه، از جمله پرواز بمبافکنها در نزدیکی آلاسکا و عملیات دریایی در دریای برینگ، انجام دادهاند. در این میان، ظرفیت و آگاهی ایالات متحده در زمینه قطب شمال در سطح نگرانکنندهای کاهش یافته است.
ایالات متحده که پس از جنگ سرد بخش زیادی از زیرساختهای نظامی خود را در قطب شمال کاهش داده بود، اکنون با چالش جدی در برابر چین و روسیه مواجه است. در حالی که آمریکا تنها یک یخ شکن سنگین دارد، چین سه فروند از این کشتیها را در اختیار دارد و روسیه با داشتن ۴۰ یخ شکن، از جمله یخ شکنهای هستهای، برتری مطلق دارد. اگرچه واشنگتن اخیراً تلاشهایی برای احیای توانمندیهای دفاعی و زیرساختی خود در منطقه انجام داده، اما تمرکز ترامپ بر گرینلند بهجای آلاسکا، این تلاشها را از مسیر اصلی منحرف میکند.
تنها مسیر دسترسی چین به قطب شمال از تنگه برینگ و مجاورت آلاسکا میگذرد و نه از گرینلند. هنوز روسیه اجازه دسترسی نظامی گسترده به چین در بخش اروپایی قطب شمال را نمیدهد، اما در صورت تغییر این وضعیت، آمریکا بیش از پیش به همکاری متحدانش نیازمند خواهد بود. کشورهایی چون دانمارک و کانادا، بهرغم برخی اختلافنظرها با واشنگتن، همچنان تمایل دارند که در چارچوب ناتو برای مقابله با تهدیدات مشترک همکاری کنند.
گرینلند در دوران جنگ سرد نقش مهمی در راهبرد بازدارندگی ایالات متحده داشته و حتی پس از حادثه سقوط بمبافکن B-52 آمریکایی در سال ۱۹۶۸، دانمارک همچنان اجازه استفاده از این جزیره برای اهداف نظامی را به آمریکا داده بود. همچنین کشورهای شمالی اروپا در حوزههایی مانند ناوبری قطبی، عملیات ویژه و ساخت کشتیهای پیشرفته تخصص دارند و این قابلیتها میتواند توانمندی آمریکا در قطب شمال را تکمیل کند. برای مثال، ظرفیت یخ شکنسازی فنلاند از اهمیت خاصی برخوردار است، به ویژه در شرایطی که ایالات متحده در ساخت این کشتیها با مشکلات مزمنی مواجه است.
طی جنگ سرد، ناتو موفق شد با تمرکز بر شکاف گرینلند-ایسلند-بریتانیا (GIUK gap)، مانع از پیشروی اتحاد جماهیر شوروی شود. در دوران ریاستجمهوری ترامپ نیز دانمارک به درخواست آمریکا، پروژههای زیربنایی چین در گرینلند را متوقف کرد. با این حال، اگر ایالات متحده بخواهد واقعاً از نیمکره غربی در برابر نفوذ روسیه و چین دفاع کند، تمرکز بر خرید گرینلند رویکردی نادرست است.
ناتو تاکنون موفق عمل کرده و ایالات متحده باید از مزیت شبکه گسترده متحدانش بهره ببرد. رویکردی رقابتی در برابر چین و روسیه باید متکی بر تقویت این نظام همکاری باشد، نه تهدید آن. تمرکز بر سیاستهای یک جانبه و تحریکآمیز، زمینه را برای سوء استفاده رقبای آمریکا فراهم کرده و امنیت ملی این کشور را تضعیف خواهد کرد./ منبع



