آمریکاایالات متحدهداخلیسیاسی

گسترش ملی‌گرایی نژادی در جناح راست آمریکا

نفوذ افراط‌گرایان ناسیونالیست و ایدئولوژی‌های فاشیستی در نهادها و ساختار قدرت دولت ترامپ، زنگ خطری جدی برای آینده دموکراسی در آمریکا است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «گسترش ملی‌گرایی نژادی در جناح راست آمریکا» نوشته کتی یانگ (Cathy Young) در بولوارک (Bulwark) منتشر شده است. این یادداشت بررسی می‌کند که چگونه افراط‌گرایی ناسیونالیستی و جریان‌های راست افراطی با نفوذ به ساختارهای حزبی، نهادهای فکری و بدنه‌های دولتی مرتبط با دولت ترامپ، ارزش‌های دموکراتیک و بنیادین ایالات متحده را به چالش کشیده‌اند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

در هفته‌های اخیر، بحث درباره حضور جریان‌های ملی‌گرای سفیدپوست و بومی‌گرا در جناح راست آمریکا بار دیگر به سطح اصلی گفتمان محافظه‌کاران راه یافته است. نقطه آغاز این بحث، اظهارات «بو فرنچ»، نامزد جمهوری‌خواه کمیسیون راه‌آهن تگزاس، درباره تصویری از دانشجویان سیاه‌پوست و جنوب‌آسیایی در دانشگاه تگزاس بود که واکنش‌های گسترده‌ای در میان جمهوری‌خواهان و محافل محافظه‌کار برانگیخت. شماری از مقام‌ها و چهره‌های جمهوری‌خواه از این اظهارات فاصله گرفتند، اما هم‌زمان برخی شخصیت‌های بانفوذ در رسانه‌ها و شبکه‌های راست‌گرا از فرنچ حمایت کردند یا مواضعی نزدیک به دیدگاه‌های بومی‌گرایانه او اتخاذ کردند.

در ادامه، توجه‌ها به شبکه‌ای فکری و مالی پیرامون چارلز هیوود جلب شد؛ فردی که از ایده‌های اقتدارگرایانه دفاع کرده و از سوی منتقدان با جریان‌های فاشیستی و ضدلیبرال مرتبط دانسته شده است. این شبکه از طریق کمک‌های مالی و ارتباط با نهادهایی مانند مؤسسه کلرمونت و مجموعه‌هایی فعال در تربیت و جذب نیرو برای دولت، به بخشی از ساختار سازمانی محافظه‌کاران متصل شده است. هم‌زمان، جریان موسوم به «گروپرها» نیز به‌عنوان شبکه‌ای جداگانه اما دارای برخی نقاط همگرایی ایدئولوژیک با این طیف مطرح می‌شود.

یکی از محورهای اصلی بحث، مفهوم «آمریکایی‌های میراثی» یا «آمریکایی‌های دارای سابقه خانوادگی» است؛ دیدگاهی که میزان تعلق فرد به آمریکا را تا حدی بر اساس قدمت حضور خانوادگی او در این کشور تعریف می‌کند. این موضوع در بحث‌های پیرامون جی‌دی ونس و برخی جریان‌های راست‌گرا نیز مطرح شده و به مسئله گسترده‌تر مهاجرت، هویت ملی و معیارهای شهروندی فرهنگی پیوند خورده است. در همین زمینه، مواضع استیون میلر درباره مهاجرت از کشورهای غیراروپایی و اظهارات مرتبط با اخراج گسترده مهاجران نیز در چارچوب این مناقشه بررسی شده است.

بخش دیگری از بحث به پیشینه تاریخی آمریکا اختصاص دارد. استدلال محوری این است که استفاده از مفهوم «تبار» برای تعریف هویت آمریکایی با بخش‌هایی از سنت تاریخی این کشور همخوانی ندارد. سابقه مهاجرت گسترده، تغییرات قوانین تابعیت و مهاجرت و همچنین دیدگاه‌های آبراهام لینکلن درباره تعلق مهاجران به آرمان‌های سیاسی آمریکا، برای مقایسه با دیدگاه‌های معاصر مورد استفاده قرار گرفته است. بر اساس داده‌های مورد استناد یادداشت، سهم جمعیت متولد خارج از آمریکا در سال‌های اخیر حدود ۱۴.۸ درصد بوده و از سطح تاریخی آن در دوره لینکلن فاصله زیادی ندارد.

در مجموع، موضوع اصلی بحث، رابطه میان جریان‌های هویتی افراطی، شبکه‌های مالی و نهادهای سیاسی محافظه‌کاران است؛ به‌گونه‌ای که برخی دیدگاه‌های حاشیه‌ای از طریق ارتباطات سازمانی، رسانه‌ای و سیاسی امکان حضور گسترده‌تری در فضای عمومی پیدا کرده‌اند. هم‌زمان، واکنش‌های متفاوت جمهوری‌خواهان نشان می‌دهد که درباره مرزهای قابل قبول گفتمان مهاجرت، هویت ملی و ملی‌گرایی در درون جریان راست آمریکا اختلاف نظر وجود دارد./ منبع

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا