فرسودگی جامعه آمریکا از سیاست ترس و تشدید دو قطبیسازی
خستگی رأیدهندگان از دو قطبیسازی سیاسی، معادلات انتخاباتی آمریکا را وارد مرحلهای تازه کرده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «فرسودگی جامعه آمریکا از سیاست ترس و تشدید دو قطبیسازی» نوشته جان کنت وایت (John Kenneth White) در هیل (The Hill) منتشر شده است. این یادداشت، به بررسی ناکارآمدی ابزار ترسآفرینی در انتخابات و خستگی مفرط رایدهندگان آمریکایی از وضعیت موجود میپردازد. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
سیاست آمریکا طی چند دهه گذشته بهطور فزایندهای تحت تأثیر ایجاد نگرانی و ترس از رقیب سیاسی شکل گرفته است. هر دو جریان اصلی سیاسی آمریکا در دورههای مختلف با وعده کاهش شکافها وارد قدرت شدند، اما نتوانستند از شدت دو قطبیسازی سیاسی بکاهند. این روند در انتخابات ریاستجمهوری از دهه ۱۹۹۰ قابل مشاهده بوده است. پس از پیروزی بیل کلینتون در سال ۱۹۹۲، نگرانیهای فرهنگی درباره موضوعاتی مانند سقط جنین، حقوق همجنسگرایان، حقوق زنان و تغییرات سبک زندگی به بخشی از مناقشات سیاسی آمریکا تبدیل شد. پس از انتخاب باراک اوباما در سال ۲۰۰۸ نیز بخشی از واکنشهای سیاسی حول تغییرات جمعیتی و فرهنگی آمریکا شکل گرفت و برخی جریانهای محافظهکار ادعاهایی درباره هویت و پیشینه او مطرح کردند.
تنها پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، برای مدت کوتاهی نوعی احساس همبستگی ملی در آمریکا ایجاد شد؛ اما جنگهای طولانی در افغانستان و عراق بار دیگر اختلافات سیاسی را تشدید کرد. دونالد ترامپ در سالهای اخیر از سیاست مبتنی بر ترس بهعنوان یکی از ابزارهای اصلی ارتباط با هواداران خود استفاده کرده است. در جریان کنوانسیون جمهوریخواهان در سال ۲۰۲۶، تیم اسکات، سناتور جمهوریخواه، نامزدهای دموکرات را «افراطی» توصیف کرد و ترامپ نیز دموکراتها را «کمونیستهای چپ رادیکال» خواند. این نوع ادبیات، ادامه سنتی طولانی در سیاست آمریکا برای معرفی رقیب بهعنوان تهدیدی جدی برای کشور تلقی شده است.
با این حال، شرایط اقتصادی و اجتماعی ممکن است اثرگذاری این رویکرد را کاهش داده باشد. بسیاری از شهروندان بیش از آنکه از رقیب سیاسی بترسند، از مشکلات روزمره مانند افزایش هزینههای زندگی، فشار اقتصادی، نگرانیهای مربوط به خدمات عمومی و بیثباتی سیاسی خسته شدهاند. در این میان، برخی رقابتهای انتخاباتی در مناطقی که برای سالها پایگاه سنتی جمهوریخواهان به شمار میرفتند، نشانههایی از تغییر در اولویتهای بخشی از رأیدهندگان را نشان میدهد. تمرکز برخی نامزدهای دموکرات بر موضوعاتی مانند حفظ برنامههای تأمین اجتماعی، خدمات درمانی و ارائه رویکردی عملگرایانه در حکمرانی، تلاشی برای جذب رأیدهندگانی است که بیش از منازعات ایدئولوژیک، با دغدغههای اقتصادی و مسائل روزمره مواجه هستند.
در نهایت، پس از چند دهه رقابت سیاسی مبتنی بر ترس، بخشی از جامعه آمریکا ممکن است به دنبال تغییر در شیوه گفتوگوی سیاسی باشد. خستگی عمومی از فضای تقابلی میتواند بر رفتار انتخاباتی تأثیر بگذارد، هرچند میزان و دامنه این تغییر همچنان به تحولات سیاسی و اجتماعی آینده وابسته است./ منبع