ملوانان ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن شایسته رفتار بهتری هستند
فرسایشی شدن مأموریت ناو آبراهام لینکلن، بیتوجهی به رفاه نیروهای نظامی آمریکا را آشکار کرده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ملوانان ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن شایسته رفتار بهتری هستند» نوشته آندریا ان. گلدستین (Andrea N. Goldstein) در آتلانتیک (Atlantic)، شرایط فرسایشی خدمه ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن را در چارچوب چالشهای گستردهتر مربوط به نحوه برخورد با نیروهای نظامی آمریکا بررسی میکند. طولانیشدن مأموریت، استمرار عملیات رزمی و کمبود دسترسی منظم به نیازهای اولیه، نشانهای از شکاف میان تعهدات فرماندهی و مسئولیت آن در قبال نیروهای مستقر در میدان ارزیابی شده است. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
مأموریتهای طولانیمدت دریایی معمولاً با نقاط عطف مشخصی مدیریت میشوند؛ زمان بازگشت به بندر، توقفهای کوتاه در مسیر یا رویدادهایی که به نیروها امکان میدهد پایان مأموریت را قابل تصور بدانند. وجود چنین نقاطی برای حفظ روحیه، تمرکز بر مأموریت و تحمل فشارهای روانی و جسمی استقرار طولانی اهمیت دارد. هنگامی که زمان بازگشت نامشخص شود و تمدید مأموریتها بهصورت پیدرپی ادامه پیدا کند، فشار بر نیروها افزایش مییابد و احساس فرسودگی تشدید میشود.
ناو هواپیمابر «یواساس آبراهام لینکلن» در نوامبر از بندر خانگی خود در سندیگو خارج شد و قرار بود در ماه می بازگردد، اما این برنامه محقق نشد. این ناو در میانه ماه جاری از ۲۴۰ روز حضور متوالی در دریا عبور کرد؛ مدتزمانی که در زمره طولانیترین استقرارهای ثبتشده قرار میگیرد. توقف کوتاه آن در بندر در اوایل ماه گذشته نیز ظاهراً به خروج ملوانان از ناو منجر نشد و در نتیجه، نیروها عملاً همچنان در شرایط استقرار دریایی باقی ماندند.
حدود ۵ هزار ملوان و تفنگدار دریایی مستقر در ناو، در این مدت با عملیات رزمی مستمر و تمدیدهای متوالی مأموریت مواجه بودهاند. علاوه بر فشار ناشی از فعالیتهای نظامی، دسترسی نامطمئن به غذا، لوازم بهداشت شخصی و خدمات پستی، کیفیت زندگی نیروها را بیش از پیش تحت تأثیر قرار داده است. مسئله در اینجا صرفاً طولانی بودن یک مأموریت نیست؛ بلکه ترکیب عملیات رزمی ممتد با کمبودهای روزمره میتواند بر آمادگی عملیاتی، روحیه و توان حفظ نیروی انسانی در بلندمدت اثر بگذارد.
این وضعیت همچنین پرسشی درباره مفهوم مسئولیت فرماندهی مطرح میکند. نیروهای نظامی برای خدمت در شرایط خطرناک و مواجهه با تهدیدهای امنیتی سوگند یاد میکنند، اما این تعهد به معنای پذیرش بیتوجهی به نیازهای اولیه یا تحمل شرایط نامناسب ناشی از ضعف مدیریتی نیست. استمرار عملیات بدون تأمین مناسب رفاه نیروها میتواند به تضعیف اعتماد میان نیروهای مستقر و سطوح بالای فرماندهی منجر شود.
نام این ناو نیز بار نمادین ویژهای دارد. آبراهام لینکلن در سخنرانی دومین مراسم تحلیف خود بر ضرورت مراقبت از کسانی که در جنگ خدمت کردهاند و خانوادههای آنان تأکید کرده بود. از این منظر، وضعیت کنونی ناو صرفاً یک مشکل لجستیکی یا مدیریتی نیست، بلکه میتواند با تعهد دیرینه دولت آمریکا نسبت به نیروهای نظامی و خانوادههای آنان در تضاد قرار گیرد.
اهمیت گستردهتر موضوع در این است که مشکل به یک ناو یا یک مأموریت خاص محدود نمیشود. شرایط آبراهام لینکلن بهعنوان نشانهای از الگویی بزرگتر از فشار بر نیروهای نظامی مطرح میشود؛ الگویی که در آن نیازهای عملیاتی ممکن است بر ملاحظات انسانی و رفاهی غلبه کند. در شرایطی که نیروهای مسلح آمریکا با مأموریتهای متعدد و الزامات عملیاتی فزاینده مواجهاند، حفظ آمادگی رزمی بدون فرسایش نیروی انسانی به یک ضرورت راهبردی تبدیل شده است.
در نهایت، توان نظامی فقط به تجهیزات، ناوها و تعداد نیروها وابسته نیست. کیفیت زندگی، اعتماد به فرماندهی، امکان استراحت و دسترسی به نیازهای اولیه نیز بخشی از ظرفیت واقعی یک نیروی نظامی محسوب میشود. اگر این مؤلفهها نادیده گرفته شوند، استمرار مأموریتهای طولانی میتواند هزینههایی ایجاد کند که در کوتاهمدت کمتر دیده میشوند، اما در بلندمدت بر روحیه، ماندگاری نیروها و آمادگی عملیاتی اثر میگذارند./ منبع



