گنبد طلایی آمریکا چه معنایی برای روسیه خواهد داشت؟
بهگزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «گنبد طلایی آمریکا چه معنایی برای روسیه خواهد داشت؟» که بهقلم جیمز براون (James Brown) در اندیشکده بنیاد کارنگی (Carnegie Endowment) منتشر شده است، به بررسی طرح دفاع موشکی «گنبد طلایی» دولت ترامپ میپردازد، اهداف فنی و سیاسی آن را بررسی میکند و بهطور ویژه پیامدهای آن را برای امنیت ملی و راهبرد هستهای روسیه تحلیل میکند. در ادامه چکیده این مقاله را میخوانید.
در نخستین هفتههای ریاستجمهوری دوم دونالد ترامپ، او با صدور یک فرمان اجرایی خواستار ایجاد سامانهای پیشرفته برای دفاع موشکی تحت عنوان «گنبد طلایی» شد؛ پروژهای که طبق گفته فرمانده نیروی فضایی آمریکا، نه یک سامانه واحد، بلکه «سامانهای از سامانهها» خواهد بود. این پروژه قرار است عناصر موجود دفاع موشکی آمریکا را یکپارچه کند و آنها را با یک ساختار جدید و بلندپروازانه تقویت کند. هدف اعلامشده: دفاع از خاک آمریکا در برابر تهدیدات موشکهای بالستیک، هایپرسونیک، کروز پیشرفته و سایر حملات هوایی نسل آینده از سوی دشمنان همتراز، نزدیکبههمتراز و غیردولتی است.
گنبد طلایی ماهیتی چندلایه دارد و در مرحله نخست، بر پایهی ماهوارههای شناسایی در مدار خواهد بود که قابلیت رهگیری موشکها از زمان شلیک تا برخورد را دارند. سپس ماهوارههای رهگیر ـ اعم از سامانههای کینتیک (موشکی) یا غیرکینتیک (لیزری) ـ وظیفه انهدام آنها در فاز ابتدایی پرواز را بر عهده خواهند گرفت. علاوه بر دفاع از سرزمین اصلی، این طرح میتواند دامنه خود را به حفاظت از نیروهای مستقر آمریکا و متحدانش در اروپا و آسیا نیز گسترش دهد.
ترامپ میخواهد تا پیش از پایان دورهاش در ژانویه ۲۰۲۹، این پروژه به نتایج قابل مشاهده برسد. برخلاف روال معمول پنتاگون که ممکن است توسعه چنین طرحی تا ۱۷ سال طول بکشد، اینبار همکاری با شرکتهایی چون اسپیسایکس، آندوریل و پالانتیر، در کنار غولهایی مانند لاکهید مارتین، شتاب بالاتری را ممکن کرده است. با توجه به فرسودگی سامانههای قدیمی در آلاسکا و کالیفرنیا و ناتوانی آنها در برابر سلاحهای پیشرفته، انگیزه فنی برای این طرح وجود دارد. اما انگیزه سیاسی نیز مهمتر است: ترامپ، همانطور که ساخت دیوار مرزی را نماد سیاست مهاجرتیاش قرار داد، اکنون «گنبد طلایی» را نماد استراتژی «صلح از طریق قدرت» خود میسازد.
الهامگیری ترامپ از پروژه دفاع موشکی استراتژیک ریگان در دهه ۱۹۸۰ (مشهور به جنگ ستارگان) و نیز سامانه گنبد آهنین اسرائیل، ابعادی نمادین به طرح داده است؛ اما مقایسهها نگرانکنندهاند. پروژه ریگان به دلیل چالشهای فناورانه هرگز بهنتیجه نرسید و گنبد آهنین، هرچند مؤثر، در مقیاس محدود اسرائیل طراحی شده است نه کشوری به وسعت آمریکا که هدف موشکهای هایپرسونیک و کروز پیشرفته است.
موانع فنی و مالی در برابر این پروژه همچنان بسیارند. اگرچه هزینه پرتاب ماهواره بهطور چشمگیری کاهش یافته، برآوردها از هزینه کل پروژه به بیش از ۸۰۰ میلیارد دلار میرسد. برخی راهکارها برای کاهش هزینهها پیشنهاد شدهاند، مانند استفاده دوگانه از ماهوارهها برای کاربردهای تجاری، یا ارائه پروژه بهصورت «اشتراک ماهیانه» توسط اسپیسایکس! اما حتی با این تدابیر، چالشها پابرجاست.
از منظر بازدارندگی هستهای، هدف اعلامشده ترامپ کاهش وابستگی به تسلیحات اتمی از طریق «بازدارندگی با انکار» است. یعنی اگر آمریکا بتواند بهطور مؤثر جلوی حمله موشکی را بگیرد، دیگر نیاز به توان تلافیجویانه عظیم نخواهد داشت. ولی از نگاه روسیه، چنین پروژهای تهدیدی برای توازن هستهای تلقی میشود. از زمان خروج یکجانبه آمریکا از پیمان ضد موشکهای بالستیک (ABM) در سال ۲۰۰۲، مسکو بارها درباره پیامدهای بیثباتکننده این اقدامات هشدار داده است.
اکنون که گنبد طلایی صراحتا علیه قدرتهای همتراز طراحی شده، نگرانی کرملین دوچندان است. در تئوری، روسیه هنوز قادر است با استفاده از تاکتیکهایی مانند اشباع، فریب یا جنگ الکترونیک از سد چنین سامانهای عبور کند، اما منطق بازدارندگی ایجاب میکند که بدبینانهترین سناریو در نظر گرفته شود.
در پاسخ، روسیه ناچار به تسریع مدرنسازی سهگانه هستهای خود شامل جایگزینی سامانههای دوران شوروی با تجهیزات جدید خواهد بود،. همچنین توجه به «سلاحهای ابرپیشرفته» مانند موشک کروز هستهای «بورِوِستنیک» با برد نامحدود و اژدر هستهای «پوسایدون» که میتواند زیرساخت ساحلی آمریکا را هدف بگیرد، افزایش خواهد یافت.
پوسایدون بهویژه به دلیل اینکه از مسیر دریا عمل میکند و هدف گنبد طلایی فقط حملات هوایی است، نقش بیشتری خواهد یافت. از سوی دیگر، استفاده از سلاحهای ضدماهواره هستهای نیز در دستور کار مسکو قرار خواهد گرفت؛ اقدامی که با وجود تخریب گسترده شبکه ماهوارهای جهانی، برای کرملین در شرایط تهدید وجودی قابل توجیه است.
در نهایت، حتی اگر گنبد طلایی به اهداف بلندپروازانهاش نرسد، فقط مطرح شدن آن کافی است تا روسیه را به مسابقه تسلیحاتی جدیدی بکشاند؛ مسابقهای پرهزینه در شرایطی که بودجه نظامی روسیه درگیر جنگ اوکراین است و اقتصاد این کشور توان تحمل فشارهای بیشتر را ندارد. /منبع



