جهاننظام بین‌الملل و نهادها

چرا هم‌گرایی غیررسمی دشمنان آمریکا خطرناک است

چین، روسیه، ایران و کره شمالی بدون ائتلاف رسمی در حال تغییر موازنه قدرت هستند.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چرا هم‌گرایی غیررسمی دشمنان آمریکا خطرناک است» نوشته توماس رایت (Thomas Wright) و منتشرشده در فارن افرز (Foreign Affairs)، با بررسی همکاری فزاینده میان چین، روسیه، ایران و کره شمالی، استدلال می‌کند که شکل‌گیری یک شبکه انعطاف‌پذیر از همکاری‌های نظامی، فناوری و اقتصادی میان این کشورها می‌تواند بدون ایجاد یک اتحاد رسمی، پیامدهایی مشابه یک بلوک قدرت داشته باشد و چالش جدیدی برای موقعیت آمریکا در نظام بین‌الملل ایجاد کند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است‌.

در ماه‌های اخیر، نشانه‌های افزایش هماهنگی میان چهار رقیب اصلی ایالات متحده یعنی چین، روسیه، ایران و کره شمالی آشکارتر شده است‌. سفرهای دیپلماتیک رهبران این کشورها، توافق‌های اقتصادی و فناوری، همکاری‌های نظامی و حمایت‌های غیرمستقیم در بحران‌های منطقه‌ای نشان می‌دهد که روابط میان آن‌ها از سطح تعاملات مقطعی فراتر رفته است. اگرچه این کشورها پیمان رسمی مشترک ندارند، اما همکاری‌های آن‌ها در حال تغییر برخی محاسبات راهبردی در برابر آمریکا و متحدانش است.

برخی تحلیل‌ها معتقدند این همکاری‌ها به دلیل اختلاف منافع، بی‌اعتمادی متقابل و نبود ساختار فرماندهی مشترک، نمی‌تواند یک محور واقعی قدرت ایجاد کند. با این حال، ماهیت غیررسمی این ارتباطات ممکن است یکی از عوامل قدرت آن باشد؛ زیرا توافق‌های دوجانبه سریع‌تر شکل می‌گیرند، امکان انکار بیشتری دارند و می‌توانند متناسب با نیازهای هر کشور تنظیم شوند. در نتیجه، نبود یک اتحاد رسمی الزاماً به معنای ضعف این شبکه نیست.

جنگ اوکراین از سال ۲۰۲۲ به یکی از عوامل اصلی تعمیق این روابط تبدیل شد. روسیه برای مقابله با تحریم‌های غرب و جبران کمبودهای نظامی، همکاری خود با شرکای غیرغربی را افزایش داد. کره شمالی با ارائه مهمات و تجهیزات نظامی به مسکو، در مقابل از فناوری‌های نظامی و همکاری‌های اقتصادی بهره برد. ایران نیز با تأمین پهپاد و فناوری‌های مرتبط، به یکی از شرکای مهم روسیه تبدیل شد و همکاری‌های دفاعی میان دو کشور گسترش یافت.

چین نیز بدون ورود رسمی به حمایت تسلیحاتی از روسیه، از طریق ارائه فناوری‌های دوگانه، قطعات صنعتی و تجهیزات مرتبط با تولید نظامی، نقش مهمی در تقویت توان دفاعی مسکو ایفا کرده است. این همکاری‌ها باعث شده شبکه‌ای از تبادل فناوری، تولید مشترک و هماهنگی امنیتی میان این کشورها شکل گیرد که می‌تواند فشارهای غرب را کاهش دهد.

این روند همچنین به ایجاد ساختارهای موازی اقتصادی و سیاسی خارج از چارچوب‌های تحت رهبری آمریکا کمک کرده است. استفاده از مسیرهای جایگزین برای دور زدن تحریم‌ها، همکاری در نهادهایی مانند بریکس و سازمان همکاری شانگهای و توسعه زنجیره‌های تأمین مستقل، بخشی از تلاش این کشورها برای کاهش وابستگی به نظم اقتصادی غرب محسوب می‌شود.

برای واشنگتن، مسئله اصلی شکل‌گیری یک «محور جدید» به معنای کلاسیک نیست، بلکه افزایش توانایی این شبکه غیررسمی برای ایجاد آثار راهبردی مشابه یک اتحاد است. چنین همکاری‌هایی می‌تواند در صورت بروز بحران‌های جدید، توان آمریکا برای اعمال فشار اقتصادی یا مدیریت هم‌زمان چند بحران امنیتی را کاهش دهد. در همین حال، اختلافات میان این کشورها همچنان وجود دارد، اما روابط نزدیک رهبران و سازوکارهای همکاری موجود موجب شده این اختلافات تاکنون مانع گسترش تعاملات نشود.

در مجموع، شکل‌گیری این شبکه قدرت نشان‌دهنده تغییری مهم در ساختار رقابت جهانی است. آمریکا با چالشی مواجه است که نه از یک اتحاد رسمی، بلکه از مجموعه‌ای از همکاری‌های پراکنده اما رو به گسترش میان قدرت‌های رقیب ناشی می‌شود؛ روندی که می‌تواند در سال‌های آینده بر توازن امنیتی، فناوری و سیاسی جهان تأثیر بگذارد./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا