ایالات متحدهداخلیسیاسی

نسل جدید دموکرات‌ها، مسیر تازه‌ای برای حزب ترسیم کرده است

دموکرات‌های جوان با سازمان‌دهی اجتماعی و مشارکت جمعی در پی جذب دوباره رأی‌دهندگان جوان هستند.

به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان « نسل جدید دموکرات‌ها، مسیر تازه‌ای برای حزب ترسیم کرده است» به قلم اریک بلانک (Eric Blanc)، استادیار مطالعات کار در دانشگاه راتگرز، در نیویورک تایمز (The New York Times) منتشر شده است. این مطلب کاهش وابستگی جوانان به حزب دموکرات و تلاش برخی جریان‌های جدید برای بازسازی مشارکت سیاسی از طریق فعالیت‌های اجتماعی، سازمان‌دهی محلی و پیوند سیاست با مسائل اقتصادی و زندگی روزمره را بررسی می‌کند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

رابطه میان جوانان آمریکایی و حزب دموکرات طی سال‌های اخیر تضعیف شده است. سهم افراد ۱۸ تا ۲۹ ساله‌ای که خود را دموکرات معرفی می‌کنند، از ۴۱ درصد در هشت سال گذشته به ۲۸ درصد کاهش یافته است. هم‌زمان، مشارکت انتخاباتی جوانان همچنان پایین‌تر از ظرفیت جمعیتی آنان باقی مانده است. این وضعیت برای دموکرات‌ها صرفاً یک مسئله انتخاباتی نیست، بلکه نشانه‌ای از کاهش پیوند سازمانی میان حزب و بخشی از نسل جوان است.

یکی از رویکردهای مطرح برای بازسازی این ارتباط، بازگشت به سیاست مشارکتی و سازمان‌دهی اجتماعی در سطح محلی است. در گذشته، احزاب سیاسی آمریکا تنها از طریق تبلیغات انتخاباتی فعالیت نمی‌کردند، بلکه در ساختارهای اجتماعی محله‌ها، اتحادیه‌ها، انجمن‌های متقابل، باشگاه‌های ورزشی و برنامه‌های عمومی حضور داشتند. فعالیت سیاسی در این مدل بخشی از زندگی اجتماعی افراد بود و ارتباط میان نامزدها و رأی‌دهندگان صرفاً در هفته‌های منتهی به انتخابات شکل نمی‌گرفت.

از نیمه قرن بیستم به بعد، این زیرساخت اجتماعی به تدریج تضعیف شد. کاهش عضویت در اتحادیه‌ها، افول برخی انجمن‌های محلی و کاهش مشارکت در نهادهای اجتماعی، فضای مناسبی برای گسترش نوعی سیاست ارتباطی و رسانه‌محور ایجاد کرد. در این الگو، تلویزیون، تبلیغات، شبکه‌های اجتماعی و پیام‌های انتخاباتی جای بخش مهمی از ارتباط مستقیم میان سیاستمداران و شهروندان را گرفتند.

نمونه‌هایی از تلاش برای تغییر این روند در برخی شهرها و ایالت‌ها مشاهده می‌شود. فعالیت‌های محلی شامل برگزاری مهمانی‌های محله‌ای، ورزش‌های گروهی، گردهمایی‌های اجتماعی و برنامه‌های عمومی، در این رویکرد صرفاً ابزار تبلیغاتی محسوب نمی‌شوند؛ بلکه به‌عنوان راهی برای ایجاد روابط پایدار میان افراد و شکل‌دهی به شبکه‌های اجتماعی مورد استفاده قرار می‌گیرند.

نیویورک یکی از نمونه‌های برجسته این روند معرفی شده است. فعالیت‌های اجتماعی مرتبط با جریان‌های چپ و سازمان‌های محلی در این شهر، از برنامه‌های ورزشی و موسیقی گرفته تا گردهمایی‌های اجتماعی، به بخشی از فرایند جذب اعضای جدید تبدیل شده‌اند. این مدل در فعالیت‌های انتخاباتی زهران ممدانی نیز بازتاب یافت و ارتباط میان فعالیت اجتماعی، سازمان‌دهی محلی و پیام‌های اقتصادی را در مرکز کارزار قرار داد.

پس از آغاز فعالیت دولت شهری جدید، برنامه‌هایی مانند برگزاری رویدادهای عمومی، اختصاص برخی امکانات تفریحی، برنامه‌های ورزشی و توزیع بلیت‌های ارزان یا رایگان، به ابزارهایی برای بیان یک ایده سیاسی گسترده‌تر تبدیل شدند: اینکه دسترسی به اوقات فراغت، خدمات عمومی و کیفیت زندگی نباید صرفاً تابع توان مالی افراد باشد.

با این حال، مشارکت اجتماعی به‌تنهایی برای ایجاد تغییر سیاسی کافی نیست. مسئله اقتصادی نیز اهمیت دارد. برای جوانانی که با هزینه‌های بالای مسکن، درمان، مراقبت از کودکان و سایر هزینه‌های زندگی روبه‌رو هستند، فعالیت اجتماعی بدون سیاست‌های اقتصادی ملموس ممکن است تأثیر محدودی داشته باشد. از این منظر، برنامه‌های عمومی و گردهمایی‌های اجتماعی زمانی می‌توانند بخشی از یک راهبرد سیاسی گسترده‌تر باشند که با سیاست‌هایی درباره دستمزد، مالیات، خدمات درمانی، مسکن و تنظیم فعالیت شرکت‌ها همراه شوند.

داده‌های مربوط به رفتار سیاسی جوانان نشان می‌دهد که این گروه همچنان از نظر گرایش حزبی کاملاً تثبیت‌شده نیست. کمتر از نیمی از جوانان واجد شرایط در انتخابات ۲۰۲۴ رأی دادند و بخشی از آنان نسبت به تأثیر پول و شرکت‌ها بر سیاست آمریکا نگرانی دارند. بنابراین، ایجاد ساختارهایی که مشارکت سیاسی را از یک فعالیت مقطعی انتخاباتی به تجربه‌ای مستمر و اجتماعی تبدیل کند، می‌تواند مسیر متفاوتی برای ارتباط با این جمعیت ایجاد کند.

این رویکرد البته منحصر به دموکرات‌ها نیست. برخی جریان‌های محافظه‌کار نیز از تجمع‌های اجتماعی، برنامه‌های دانشگاهی و فعالیت‌های گروهی برای ایجاد احساس تعلق و جذب نیرو استفاده کرده‌اند. در نتیجه، رقابت سیاسی فقط در سطح پیام‌ها و تبلیغات رخ نمی‌دهد؛ شبکه‌های اجتماعی و سازمان‌هایی که افراد را به یکدیگر متصل می‌کنند نیز بخشی از زیرساخت قدرت سیاسی هستند.

در نهایت، مسئله اصلی بازسازی مشارکت سیاسی در فضایی است که بسیاری از نهادهای سنتی جامعه مدنی ضعیف شده‌اند. حفظ داوطلبان و شبکه‌های محلی پس از پایان انتخابات، ایجاد فعالیت‌های اجتماعی مستمر و پیوند دادن آنها با مسائل اقتصادی روزمره، می‌تواند شکل متفاوتی از سازمان‌دهی حزبی ایجاد کند؛ مدلی که در آن مشارکت سیاسی نه صرفاً به‌عنوان رأی دادن، بلکه به‌عنوان بخشی از زندگی اجتماعی تجربه می‌شود./ منبع

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا