ایالات متحدهداخلیسیاسی

چگونه ماگا رأی‌دهندگان را سردرگم کرد

رسانه‌های سیاسی موازی، درک مشترک آمریکایی‌ها از واقعیت را بیش از پیش تضعیف کرده‌اند.

به گزارش اطلس دیپلماسی، « چگونه ماگا رأی‌دهندگان را سردرگم کرد» (How MAGA Bewildered Voters Into Its Alternate Reality) نوشته سارا لانگول (Sarah Longwell) در بولورک (Bulwark)، تحول ساختار رسانه‌ای آمریکا و شکل‌گیری شبکه‌های خبری و اطلاعاتی موازی را عاملی مهم در تشدید قطبی‌شدن سیاسی و تضعیف اعتماد عمومی به منابع خبری می‌داند. متن با تکیه بر تجربه گروه‌های کانونی، چگونگی تثبیت روایت‌های سیاسی رقیب و دشواری ایجاد توافق بر سر واقعیت‌های مشترک را بررسی می‌کند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

تحولات سیاسی آمریکا در دهه گذشته تنها حاصل تغییرات حزبی، اقتصادی یا اجتماعی نبوده، بلکه ساختار دریافت و تفسیر اطلاعات نیز دگرگون شده است. از میانه دهه ۲۰۱۰، نظام رسانه‌ای سنتی که زمانی تعداد محدودی شبکه و روزنامه نقش واسطه اصلی میان رویدادها و افکار عمومی را بر عهده داشتند، به مجموعه‌ای پراکنده از شبکه‌های تلویزیونی، وب‌سایت‌ها، پادکست‌ها، کانال‌های یوتیوب و شبکه‌های اجتماعی تبدیل شده است. این تحول امکان شکل‌گیری جوامع اطلاعاتی جدا از یکدیگر را افزایش داده و مخاطبان را با روایت‌های متفاوت درباره یک رویداد واحد روبه‌رو کرده است.

در این محیط، رسانه‌های محافظه‌کار و سپس رسانه‌های همسو با جنبش ماگا توانسته‌اند شبکه‌ای گسترده و مستقل از رسانه‌های جریان اصلی ایجاد کنند. این شبکه صرفاً مکمل منابع خبری سنتی نیست و برای بخشی از مخاطبان به منبع اصلی دریافت اخبار تبدیل شده است. همزمان، کاهش اعتماد عمومی به رسانه‌های سنتی موجب شده بسیاری از شهروندان نه فقط به یک رسانه مشخص، بلکه به امکان دستیابی به «حقیقت» از طریق منابع خبری مختلف تردید کنند. شواهد حاصل از گروه‌های کانونی نیز نشان می‌دهد برخی رأی‌دهندگان ترجیح می‌دهند به مجموعه‌ای از منابع با گرایش‌های مختلف مراجعه کنند یا اساساً از دنبال‌کردن اخبار صرف‌نظر کنند.

نقش الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی این وضعیت را پیچیده‌تر کرده است. بخشی از کاربران، به‌ویژه نسل‌های جوان‌تر، دیگر به دنبال خبر مشخصی نمی‌روند، بلکه محتوای سیاسی را از طریق الگوریتم‌هایی دریافت می‌کنند که بر اساس رفتار قبلی آنها، مطالب بعدی را انتخاب می‌کنند. نتیجه می‌تواند ایجاد محیط‌های اطلاعاتی خودتقویت‌شونده باشد؛ به این معنا که کاربر بیشتر با مطالبی مواجه می‌شود که با پیش‌فرض‌های قبلی او سازگارند و تماس او با روایت‌های رقیب کاهش می‌یابد.

نمونه مهم این سازوکار را می‌توان در واکنش جمهوری‌خواهان به حمله ۶ ژانویه ۲۰۲۱ مشاهده کرد. در روزهای نخست، برخی از رأی‌دهندگان ترامپ از خشونت در ساختمان کنگره ابراز شوک و نگرانی کردند. اما در ادامه، روایت‌های مختلفی درباره عاملان و زمینه‌های حادثه در رسانه‌های محافظه‌کار و شبکه‌های اجتماعی منتشر شد. به‌تدریج، بخشی از رأی‌دهندگانی که ابتدا از این رویداد انتقاد کرده بودند، روایت‌های جایگزینی درباره سازمان‌دهندگان و مسئولیت آن پذیرفتند. این روند نشان می‌دهد که برداشت عمومی از یک رویداد می‌تواند در فاصله‌ای کوتاه و در اثر تکرار روایت‌های هماهنگ تغییر کند. پژوهش‌ها و مطالعات پیشین درباره گروه‌های کانونی نیز نقش تغییرات رسانه‌ای و پیام‌رسانی را در شکل‌گیری نگرش رأی‌دهندگان به ترامپ و ۶ ژانویه بررسی کرده‌اند.

همزمان، تمرکز قدرت در شرکت‌های بزرگ فناوری و پلتفرم‌های توزیع محتوا، مسئله دیگری ایجاد کرده است. الگوریتم‌ها، سیاست‌های تعدیل محتوا و ساختار مالکیت پلتفرم‌ها می‌توانند بر این‌که چه مطالبی دیده یا تقویت شوند اثر بگذارند. در نتیجه، مرز میان تولیدکننده خبر، توزیع‌کننده اطلاعات و بازیگر سیاسی بیش از گذشته درهم‌تنیده شده است. تحلیل‌های مستقل درباره تحول رسانه‌ای آمریکا نیز از افزایش نقش پلتفرم‌ها، چهره‌های رسانه‌ای جدید و سرمایه‌گذاران بزرگ در بازسازی فضای خبری کشور خبر می‌دهند.

پیامد اصلی این وضعیت، دشوارترشدن شکل‌گیری یک واقعیت اطلاعاتی مشترک است. زمانی که شهروندان درباره منابع قابل اعتماد توافق ندارند، اختلاف سیاسی صرفاً به تفاوت در ارزش‌ها یا سیاست‌های مطلوب محدود نمی‌شود؛ بلکه ممکن است به اختلاف درباره خودِ واقعیت‌های مورد بحث برسد. در چنین شرایطی، اصلاح یک باور نادرست تنها با ارائه داده‌های بیشتر انجام نمی‌شود، زیرا فرد ممکن است منبع ارائه‌کننده داده را نیز بخشی از همان ساختار اطلاعاتی نامعتبر بداند.

از این منظر، بازسازی اعتماد عمومی مستلزم ایجاد کانال‌های ارتباطی جدید و منابعی است که مخاطبان آنها را قابل اعتماد بدانند. تجربه پروژه‌های رسانه‌ای جدید نشان می‌دهد ایجاد اجتماع پیرامون رسانه می‌تواند به اندازه تولید محتوا اهمیت داشته باشد؛ موضوعی که لانگول نیز در فعالیت‌های رسانه‌ای و گروه‌های کانونی خود بر آن تأکید کرده است.

در نهایت، مسئله صرفاً بر سر پیروزی یک روایت سیاسی بر روایت دیگر نیست. تحول رسانه‌ای آمریکا ساختار شکل‌گیری افکار عمومی را تغییر داده و امکان زیست همزمان در محیط‌های اطلاعاتی متفاوت را افزایش داده است. در چنین فضایی، حفظ گفت‌وگوی دموکراتیک به توانایی رسانه‌ها و نهادهای اجتماعی برای ایجاد اعتماد، ارائه اطلاعات قابل راستی‌آزمایی و برقراری ارتباط مستقیم با مخاطبانی وابسته است که دیگر الزاماً از رسانه‌های سنتی برای فهم تحولات سیاسی استفاده نمی‌کنند./ منبع

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا