افول جذابیت؛ چگونه دومین دولت ترامپ در حال تخریب «قدرت نرم» آمریکاست؟
دومین دولت دونالد ترامپ با رویکردی شخصیسازیشده و سیاستهای تهاجمی، منابع سنتی قدرت نرم ایالات متحده را هدف قرار داده است؛ روندی که خلأ ناشی از آن میتواند توسط رقبا پر شود.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای تحلیلی با عنوان «هدر دادنِ جذابیت: چگونه دومین دولت ترامپ قدرت نرم آمریکا را تضعیف میکند» به قلم سارا یرکس (Sarah Yerkes) در بنیاد کارنگی برای صلح بینالمللی (Carnegie Endowment for International Peace) منتشر شده است. این مقاله به بررسی مفهوم «قدرت نرم» و سیر تحول آن در دیپلماسی ایالات متحده پرداخته و استدلال میکند که سیاستهای دونالد ترامپ، آسیبهای جبرانناپذیری به مشروعیت، اعتبار و نهادهای سنتی قدرت نرم این کشور وارد کرده است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
قدرت نرم، توانایی یک کشور برای جلب همکاری دیگران از طریق جذابیتهای فرهنگی، ارزشهای سیاسی و مشروعیت اخلاقی، همواره مکملی حیاتی برای قدرت سخت نظامی و اقتصادی بوده است. این قدرت به کشورها اجازه میدهد بدون توسل به اجبار، ائتلافسازی کرده و سیاستهای خود را پیش ببرند. در تاریخ ایالات متحده، مفهوم «شهری بر فراز تپه» نمادی از این قدرت بود که جهان را شیفته آزادی و مدل اقتصادی آمریکا میکرد.
با این حال، قدرت نرم آمریکا در دهههای اخیر فراز و نشیبهای زیادی داشته است. جنگ عراق، رسواییهای گوانتانامو و ابوغریب، افشاگریهای اسنودن و مدیریت ضعیف بحرانهایی مانند توفان کاترینا، بارها به اعتبار بینالمللی واشنگتن لطمه زدهاند. اما روند نزولی در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ وارد مرحله جدیدی شد.
در دوره نخست ترامپ، شعار «اول آمریکا»، خروج از توافقات کلیدی بینالمللی (مانند توافق پاریس و برجام)، اعمال محدودیتهای مهاجرتی و حمله به رسانهها، جذابیت آمریکا را بهشدت کاهش داد. اگرچه دولت جو بایدن تلاش کرد با بازگشت به نهادهای بینالمللی، دیپلماسی واکسن و برگزاری نشستهای دموکراسی، بخشی از این اعتبارِ ازدسترفته را بازگرداند، اما خروج فاجعهبار از افغانستان و حمایت از اسرائیل در جنگ غزه، مجدداً ضربات سنگینی بر این اعتبار وارد کرد.
اکنون در دومین دوره ریاستجمهوری ترامپ، رویکرد به قدرت نرم دچار تغییری ماهوی شده است. دولت جدید برخلاف گذشته، ابایی از حمایت علنی از رهبران مستبد و جناحهای راست افراطی در انتخابات دیگر کشورها، از اروپا تا آمریکای لاتین، ندارد؛ اقدامی که بهشدت به اعتبار آمریکا بهعنوان حامی دموکراسی آسیب میزند. همچنین، نهادهای کلیدی دیپلماسی عمومی مانند آژانس توسعه بینالمللی آمریکا (USAID) و صدای آمریکا که سالها برای تسخیر «قلبها و ذهنها» فعالیت میکردند، بهصورت سیستماتیک تضعیف شده یا در آستانه تعطیلی قرار گرفتهاند.
یکی از ویژگیهای بارز این دوره، «شخصیسازی» قدرت نرم است. ترامپ دیپلماسی را نه بر مبنای ارزشهای ملی، بلکه بر اساس برند شخصی و منافع تجاری خود پیش میبرد. او از داراییهای خصوصی خود مانند مارالاگو برای دیدارهای دیپلماتیک استفاده میکند و رویکرد غیرقابل پیشبینیاش، اعتماد متحدان سنتی را سلب کرده است.
عواقب این انحطاط برای امنیت ملی آمریکا خطرناک خواهد بود. کاهش قدرت نرم به معنای ایجاد خلأیی است که قدرتهای رقیب مانند چین و روسیه بهسرعت آن را پر خواهند کرد. در نتیجه، واشنگتن برای پیشبرد اهداف خود ناچار خواهد شد بیشازپیش به ابزارهای پرهزینه قدرت سخت، مانند تحریم و نیروی نظامی متوسل شود؛ مسیری که انزوای بیشتر و واکنشهای خصمانهتری را در پی خواهد داشت./ منبع