افول توانایی ترامپ برای منحرفکردن افکار عمومی
توانایی ترامپ برای منحرفکردن افکار عمومی با جنجالهای سیاسی رو به افول است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «افول توانایی ترامپ برای منحرفکردن افکار عمومی» نوشته بن جیکوبز (Ben Jacobs) در اسلیت (Slate) منتشر شده است. توانایی دیرینه دونالد ترامپ در تغییر مسیر بحثهای عمومی از طریق جنجالسازی، ادعاهای بحثبرانگیز و ایجاد حواسپرتی، دیگر مانند گذشته کارآمد نیست و ظرفیت او برای کنترل چرخه خبری کاهش یافته است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
دونالد ترامپ طی حدود یک دهه فعالیت سیاسی، مهارتی ویژه در تغییر جهت گفتوگوی عمومی و تحمیل موضوعات موردنظر خود به فضای سیاسی و رسانهای داشته است. او بارها با اعلام پیروزی پیش از تحقق اهداف، نسبتدادن اظهارات به «بسیاری از مردم»، انتشار تصاویر و پیامهای جنجالی در شبکههای اجتماعی و تغییر نام اشخاص، ساختمانها و حتی مکانهای جغرافیایی، توجه عمومی را از موضوعات اصلی منحرف کرده است. این شیوه بخش مهمی از سبک سیاسی او را شکل داده و در مقاطع مختلف توانسته است چرخه خبری را برای روزها یا حتی هفتهها تحت تأثیر قرار دهد.
یکی از نمونههای اخیر این رویکرد، تلاش برای استفاده از نام «دریاچه آمریکا» به جای نام رسمی دریاچه انتاریو است. این اقدام در امتداد سابقه ترامپ در استفاده سیاسی و نمادین از تغییر نامها قرار میگیرد، روشی که علاوه بر ایجاد واکنش رسانهای، امکان انتقال بحث سیاسی از موضوعات پیچیدهتر به یک مسئله ساده، احساسی و قابل انتشار را فراهم میکند.
بااینحال، مسئله اصلی این است که چنین تاکتیکهایی ظاهراً بخشی از اثرگذاری گذشته خود را از دست دادهاند. در سالهای پیش، ایجاد یک جنجال تازه میتوانست بهسرعت توجه رسانهها و افکار عمومی را به خود جلب کند و موضوعات دیگر را برای مدتی به حاشیه براند. اما تکرار مداوم این الگو موجب شده است ظرفیت آن برای ایجاد شوک و غافلگیری کاهش پیدا کند. مخاطبان و رسانهها با سازوکار این روش آشناتر شدهاند و هر اقدام جنجالی الزاماً به تغییر پایدار اولویتهای خبری منجر نمیشود.
این تحول از منظر سیاسی اهمیت دارد، زیرا بخش قابلتوجهی از قدرت ارتباطی ترامپ بر توانایی او برای تعریف دستورکار عمومی استوار بوده است. اگر جنجالهای تازه نتوانند مانند گذشته توجه جامعه را به خود جلب کنند، ابتکار عمل بیشتری برای مخالفان، رسانهها و سایر بازیگران سیاسی ایجاد میشود تا موضوعات موردنظر خود را در مرکز بحث قرار دهند.
در عین حال، کاهش اثربخشی تاکتیک حواسپرتی به معنای پایان نفوذ سیاسی ترامپ نیست. این روش همچنان میتواند در برخی شرایط توجه عمومی را جلب کند، اما تکرار آن هزینه بیشتری دارد و برای دستیابی به همان میزان اثرگذاری گذشته، به جنجالهای بزرگتر یا تاکتیکهای متفاوت نیاز خواهد بود.
از این منظر، ماجرای «دریاچه آمریکا» بیش از آنکه صرفاً نزاعی بر سر نام یک دریاچه باشد، نشانهای از تغییر در رابطه میان رئیسجمهور، رسانهها و افکار عمومی است. چالش اصلی برای ترامپ حفظ توانایی تعیین دستورکار سیاسی در شرایطی است که ابزارهای قدیمی حواسپرتی، بهتدریج بخشی از قدرت سابق خود را از دست میدهند./ منبع



