خاورمیانهنظام بین‌الملل و نهادها

ایران دیگر مذاکرات بی‌پایان را نمی‌پذیرد؛ بازتعریف دکترین بازدارندگی تهران

مذاکراتی که یک دولت آمریکا با تردید بپذیرد و دولت دیگر نقض کند، برای ایران به صرفه نیست و ترجیح می دهد نپذیرد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ایران دیگر مذاکرات بی‌پایان را نمی‌پذیرد؛ تهران در حال ایجاد بازدارندگی بر اساس قواعد خود است» نوشته سید حسین موسویان در میدل ایست آی (Middle East Eye)  منتشر شده است. تشدید درگیری با اسرائیل و شکست مکرر مذاکرات با آمریکا، موجب بازتعریف تدریجی دکترین امنیتی ایران شده و تهران را به سمت تأکید بیشتر بر بازدارندگی، تاب‌آوری و بی‌اعتمادی به توافق‌های فاقد تضمین سوق داده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

مذاکرات طولانی‌مدت ایران و آمریکا نتوانسته به توافقی پایدار منجر شود و هم‌زمان، تشدید درگیری با اسرائیل موجب شکل‌گیری بازنگری عمیق‌تری در محاسبات راهبردی تهران شده است. تمرکز اصلی در ایران دیگر صرفاً بر جزئیات فنی غنی‌سازی هسته‌ای نیست، بلکه به پرسشی بنیادی‌تر درباره امنیت ملی معطوف شده است؛ اینکه آیا خویشتنداری و تعامل با قدرت‌های خارجی می‌تواند امنیت ایجاد کند یا برعکس، زمینه فشار نظامی و آسیب‌پذیری بیشتر را فراهم می‌سازد.

درگیری‌های نظامی مکرر با آمریکا و اسرائیل خسارات قابل توجهی به زیرساخت‌های هسته‌ای، توان موشکی و دارایی‌های نظامی ایران وارد کرده است. با این حال، در ایران این باور نیز وجود دارد که آمریکا و متحدانش هزینه‌های سنگینی متحمل شده‌اند؛ از جمله هزینه‌های مالی گسترده، بی‌ثباتی منطقه‌ای، اختلال در بازار جهانی انرژی و درگیری‌های طولانی‌مدت نظامی. این جنگ‌ها نتوانسته‌اند اهداف اعلام‌شده‌ای مانند نابودی برنامه موشکی ایران، پایان فعالیت‌های هسته‌ای یا تغییر نظام سیاسی را محقق کنند.

یکی از مهم‌ترین تحولات، فروپاشی اعتماد به دیپلماسی مبتنی بر خویشتنداری است. توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ که زمانی در ایران نمونه‌ای موفق از مصالحه دیپلماتیک تلقی می‌شد، اکنون بیشتر از منظر شکنندگی آن دیده می‌شود. خروج یک‌جانبه آمریکا از توافق، این تصور را تقویت کرده که پایبندی به تعهدات الزاماً امنیت ایجاد نمی‌کند. در نتیجه، خویشتنداری دیگر نه به‌عنوان ابزار محافظت، بلکه به‌عنوان نقطه ضعف بالقوه تفسیر می‌شود که می‌تواند پس از ارائه امتیازها مورد سوءاستفاده قرار گیرد.

دوره‌های پیشین مذاکره، امید به بهبود اقتصادی و روابط دوجانبه را در جامعه ایران افزایش داده بود، اما اکنون پرسش اصلی این نیست که آیا محدودیت‌های فنی بر برنامه هسته‌ای امکان‌پذیر است یا نه، بلکه این است که آیا توافقی با واشنگتن می‌تواند پایدار باشد، وقتی دولت‌های بعدی آمریکا ممکن است آن را کنار بگذارند یا حتی با وجود پایبندی ایران، دوباره به سمت تشدید نظامی حرکت کنند.

فشار خارجی، تحریم‌ها و حملات نظامی، نوعی ملی‌گرایی عمل‌گرایانه را تقویت کرده و حتی در میان مخالفان جنگ نیز حس انسجام ملی و مقاومت جمعی را افزایش داده است. در چنین فضایی، ایده بازدارندگی نیز تحول یافته و حتی حامیان پیشین دیپلماسی اکنون بر ضرورت برخورداری از توان بازدارندگی معتبر برای بقا تأکید می‌کنند. این موضوع لزوماً به معنای حمایت آشکار از سلاح هسته‌ای نیست، بلکه بازتاب این باور است که توافق‌ها بدون توان جلوگیری از حملات آینده کافی نخواهند بود. دکترین امنیتی ایران، که پس از جنگ ایران و عراق بر توسعه توان موشکی و پهپادی، خودکفایی هسته‌ای و نفوذ منطقه‌ای استوار شده بود، اکنون بیش از گذشته تقویت شده است. علاوه بر توان نظامی، بازدارندگی شامل اهرم‌های اقتصادی و کنترل گذرگاه‌های راهبردی انرژی نیز می‌شود. هرچند دیپلماسی همچنان ضروری تلقی می‌شود، اما انتظارات ایران از هر توافق آینده تغییر کرده و هر چارچوب جدید باید علاوه بر محدودیت‌های هسته‌ای، شامل رفع واقعی فشارهای اقتصادی و تضمین معتبر در برابر تشدید نظامی باشد؛ در غیر این صورت، توافق‌ها موقت و بی‌ثبات تلقی خواهند شد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا