امنیت و دفاعخاورمیانه

ترامپ جنگی را آغاز کرد که قادر به کنترل آن نیست

روند طولانی مذاکرات و عدم پذیرش شرایط توافق از جانب طرفین،‌ باعث ایجاد درگیری‌های طولانی برای منطقه خواهد شد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ترامپ جنگی را آغاز کرد که قادر به کنترل آن نیست» نوشته جان هالتی‌ونگر (John Haltiwanger) در فارن پالیسی (Foreign Policy) منتشر شده است. تشدید درگیری میان ایران و اسرائیل، همراه با فشارهای سیاسی داخلی و گسترش جبهه‌های منطقه‌ای، توان آمریکا برای مدیریت بحران و پیشبرد مذاکرات را محدود و فضای دستیابی به توافق پایدار را به‌شدت تضعیف کرده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

تلاش دونالد ترامپ برای پایان‌دادن به جنگ ایران جدا از واقعیت‌های میدانی توصیف می‌شود؛ واقعیت‌هایی که با تشدید نظامی، درگیری‌های منطقه‌ای و فشارهای داخلی بازیگران مختلف، مسیر هرگونه توافق را محدود کرده‌اند. درگیری کنونی به جنگی چندلایه میان ایران، اسرائیل، حزب‌الله و آمریکا تبدیل شده و هر یک از بازیگران اهدافی را دنبال می‌کنند که اغلب با جدول زمانی دیپلماتیک واشنگتن همخوانی ندارد. در چنین شرایطی، ادعاهای مکرر ترامپ درباره کنترل اوضاع و امکان دستیابی به توافق، با روند تحولات میدانی در تضاد قرار گرفته است.

پس از یک دوره کاهش نسبی درگیری و آتش‌بس موقت، حملات اسرائیل به بیروت با پاسخ موشکی بالستیک ایران علیه اهدافی در اسرائیل همراه شد. اگرچه بیشتر این موشک‌ها رهگیری شدند و خسارت گسترده‌ای به‌جا نگذاشتند، اما از نظر نمادین نشان دادند که بازدارندگی میان دو طرف در حال تضعیف است. اسرائیل نیز در واکنش، زیرساخت‌های موشکی در داخل ایران را هدف قرار داد و تأکید کرد که حملات مستقیم ایران را بدون پاسخ نخواهد گذاشت. این تبادل حملات نشانه‌ای از سرعت بالای گسترش بحران و احتمال تبدیل رویارویی محدود به جنگی فراگیرتر در منطقه است.

واکنش ترامپ به این تحولات، شکاف میان تمایل او برای نمایش اقتدار و میزان واقعی نفوذ واشنگتن بر متحدان منطقه‌ای را آشکار می‌کند. او به‌طور علنی اعلام می‌کند که تصمیم‌گیر اصلی است و تلاش می‌کند اسرائیل را از ادامه حملات بازدارد، اما تصمیمات نظامی اسرائیل مستقل از خواست آمریکا ادامه می‌یابد. آمریکا همچنان از حق اسرائیل برای دفاع از خود حمایت می‌کند، اما نفوذ عملی آن بر تصمیمات عملیاتی اسرائیل، به‌ویژه زمانی که تل‌آویو تهدید مستقیم از سوی ایران و متحدانش احساس می‌کند، محدود باقی مانده است.

ایران محیط منطقه‌ای را به‌صورت یک میدان نبرد واحد در نظر گرفته و تقابل با اسرائیل را از درگیری‌های لبنان جدا نمی‌بیند. حملات مداوم حزب‌الله به نیروهای اسرائیلی و عملیات اسرائیل در لبنان، جبهه شمالی را به بخشی جدایی‌ناپذیر از جنگ ایران و اسرائیل تبدیل کرده است. ایران از این پیوند راهبردی برای افزایش قدرت چانه‌زنی خود استفاده می‌کند و فشار بر حزب‌الله را با تشدید تنش در سایر جبهه‌ها پاسخ می‌دهد.

اهمیت تنگه هرمز نیز به‌عنوان یکی از عوامل اصلی قدرت ایران برجسته شده است. ایران با مین‌گذاری و حملات موشکی و پهپادی در نزدیکی مسیرهای کشتیرانی، عبور و مرور دریایی در یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان را مختل کرده است. این توانایی برای تهران سه کارکرد دارد: بازدارندگی در برابر حملات بیشتر، نمایش قدرت منطقه‌ای و جهانی و تقویت جایگاه در مذاکرات با آمریکا. در همین حال، ایران خواهان آزادسازی میلیاردها دلار دارایی بلوکه‌شده و دریافت غرامت مالی پیش از ورود به مذاکرات رسمی است؛ مطالباتی که از نظر سیاسی برای واشنگتن دشوار و بحث‌برانگیز محسوب می‌شود.

مذاکرات آمریکا و ایران نه‌تنها بر سر موضوعات هسته‌ای، بلکه حتی درباره شرایط آغاز گفت‌وگوها نیز متوقف شده است. اختلاف بر سر تنگه هرمز، مسائل مالی، محدودیت‌های هسته‌ای، نحوه نگهداری اورانیوم غنی‌شده و سازوکارهای نظارتی، مانع پیشرفت مذاکرات شده است. هم‌زمان، فشارهای داخلی در اسرائیل برای ادامه سیاست سخت‌گیرانه علیه حزب‌الله و کاهش حمایت عمومی در آمریکا از تداوم جنگ، انعطاف‌پذیری سیاسی طرف‌ها را کاهش داده است. منطقه وارد مرحله‌ای از بی‌ثباتی طولانی‌مدت شده که در آن مذاکرات مقطعی با چرخه‌های مداوم تشدید تنش هم‌زمان خواهد بود و هیچ بازیگری توان تحمیل راه‌حل پایدار را ندارد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا