اطلس هفته

قدرتِ رهاشده؛ از سیاستِ تحقیر تا ژئوپلیتیک بی‌مهار

تحولات هفته منتهی به ۲۰ بهمن نشان می‌دهد بحران مسلط بر سیاست جهانی، نه کمبود نهاد، نه فقدان قواعد، بلکه فروپاشی تدریجی «سازوکارهای مهار قدرت» است؛ سازوکارهایی که قرار بود زبان سیاست را از ابتذال، اقتصاد را از غارت، و امنیت را از هرج‌ومرج مصون نگه دارند. آنچه این هفته در سیاست داخلی آمریکا، در رفتار واشنگتن در آفریقا، و در بن‌بست‌های راهبردی نظام کنترل تسلیحات آشکار شد، اجزای پراکنده یک روند واحد است: قدرت‌هایی که به‌طور هم‌زمان، زبان، منبع و سلاح را از قیود پاسخگویی آزاد می‌کنند. از عادی‌سازی نژادپرستی در بالاترین سطح قدرت سیاسی، تا رقابت کم‌هزینه و خام بر سر منابع حیاتی در جنوب جهانی، و نهایتاً فرسایش رژیم‌های مهار تسلیحاتی، همگی نشانه‌های نظمی هستند که در آن قدرت بیش از پیش خودبسنده و غیرمسئول شده است.

محور اول: سیاستِ تحقیر؛ نژادپرستی به‌مثابه ابزار قدرت

تحول اصلی این هفته در سیاست داخلی آمریکا نه در قالب یک قانون یا تصمیم نهادی، بلکه در سطح زبان و نماد بروز یافت؛ جایی که انتشار محتوایی نژادپرستانه از سوی شبکه‌ای منتسب به رئیس‌جمهور فعلی، و خطاب به رئیس جمهور پیشین، باراک اوباما نشان داد مرزهای اخلاقی سیاست تا چه اندازه در حال جابه‌جایی است. اهمیت این رخداد، بیش از خود محتوا، در جایگاهی است که از آن منتشر شد: مرکز قدرت رسمی. آنچه پیش‌تر در حاشیه‌های افراطی یا زیرفرهنگ‌های اینترنتی جریان داشت، اکنون در پوشش طنز سیاسی و تولیدات دیجیتال، به بخشی از گفتار قدرت بدل شده است.

دونالد ترامپ و باراک اوباما روسای جمهور فعلی و پیشین آمریکا
دونالد ترامپ و باراک اوباما روسای جمهور فعلی و پیشین آمریکا – اطلس دیپلماسی

این تحول را باید در چارچوب راهبرد تثبیت‌شده ترامپ فهم کرد؛ راهبردی که بر تخریب آگاهانه زبان سیاست به‌منظور رهایی قدرت از قیود هنجاری استوار است. در این منطق، نژادپرستی نه یک لغزش یا خطای ناخواسته، بلکه ابزاری برای بسیج احساسی، تشدید دوقطبی‌سازی و بی‌اعتبار کردن نقد اخلاقی است. عادی‌سازی تحقیر، هزینه پاسخگویی را کاهش می‌دهد و هر اعتراض را به‌مثابه بخشی از «جنگ نخبگان» بازنمایی می‌کند. حاصل، سیاستی است که در آن کرامت انسانی از یک اصل بنیادین به متغیری قابل معامله تنزل می‌یابد.

در سطح گفتمانی، تقابل روشنی میان دو روایت شکل گرفته است: از یک‌سو، گفتمان اقتدارگرای پوپولیستی که زبان تحقیر را نشانه صراحت و قدرت می‌داند و پاسخگویی اخلاقی را ضعف تلقی می‌کند؛ و از سوی دیگر، گفتمان لیبرال-نهادی که همچنان بر کرامت، برابری و مسئولیت‌پذیری قدرت تأکید دارد. برتری موقت روایت نخست، نه محصول اقناع، بلکه نتیجه فرسایش تدریجی حساسیت‌های اخلاقی در جامعه‌ای است که به انباشت بحران‌ها خو گرفته است.

محور دوم: ژئوپلیتیک بی‌قید؛ رقابت بر سر منابع حیاتی

نشست اخیر آمریکا درباره مواد معدنی حیاتی ــ که با مشارکت طیفی متنوع از کشورها از آفریقا، اروپا و برخی شرکای آسیایی برگزار شد ــ نشانه‌ای روشن از ورود رقابت ژئوپلیتیک به مرحله‌ای عریان‌تر و کم‌پرده‌تر است. هرچند حضور پررنگ کشورهای آفریقایی در این چارچوب، بار دیگر توجه‌ها را به ظرفیت‌های معدنی این قاره معطوف کرد، اما ماهیت نشست نشان می‌دهد واشنگتن در پی شکل‌دهی به یک معماری چندجانبه برای بازآرایی زنجیره‌های تأمین جهانی است. آفریقا در این میان نه به‌عنوان تنها مخاطب، بلکه به‌مثابه یکی از کانون‌های اصلی این نظم نوظهور تعریف می‌شود؛ نظمی که ارزش ژئوپلیتیک آن بیش از هر چیز در دسترسی به لیتیوم، کبالت، مس و عناصر نادر خاکی متبلور شده است.  
این ابتکار بیانگر چرخشی معنادار در رویکرد ایالات متحده است. واشنگتن که سال‌ها رقابت قدرت‌های بزرگ را در لفافه ارزش‌ها، قواعد بازار آزاد و نظم لیبرال صورت‌بندی می‌کرد، اکنون آشکارتر وارد منطق رقابت مستقیم بر سر منابع و زنجیره‌های تأمین شده است. تفاوت آمریکا و چین نه در اصل هدف، بلکه در شیوه روایت و تنظیم ائتلاف‌هاست؛ هر دو در پی تضمین دسترسی پایدار، کاهش وابستگی راهبردی و کنترل گلوگاه‌های حیاتی اقتصاد جهانی‌اند. در این میان، کشورهای دارای منابع ــ به‌ویژه در آفریقا ــ با خطر بازتولید الگوی کلاسیک «انتقال هزینه» مواجه‌اند؛ الگویی که پیامدهای اجتماعی، زیست‌محیطی و نهادی رقابت قدرت‌های بزرگ را به محیط‌های شکننده میزبان منتقل می‌کند، بدون آنکه الزاماً به توسعه درون‌زا بینجامد.     

رقابت چین و آمریکا بر سر منابع حیاتی در آفریقا
رقابت چین و آمریکا بر سر منابع حیاتی در آفریقا – اطلس دیپلماسی

در سطح گفتمانی، تقابل میان «شراکت مسئولانه و مبتنی بر استاندارد» از سوی آمریکا و «سرمایه‌گذاری سریع و عمل‌گرایانه» از سوی چین برجسته می‌شود. واشنگتن می‌کوشد خود را حامل شفافیت، حکمرانی بهتر و ارزش‌افزوده بلندمدت معرفی کند، در حالی که پکن بر کارآمدی، سرعت اجرا و حداقل‌سازی شروط سیاسی تأکید دارد. با این حال، در غیاب سازوکارهای مؤثر پاسخگویی، تضمین توزیع منافع و توانمندسازی واقعی کشورهای میزبان، این تمایز گفتمانی نیز به‌تدریج تهی می‌شود. نتیجه آن است که علی‌رغم تغییر زبان و بازیگران، موقعیت آفریقا و سایر دارندگان منابع همچنان در چارچوب «میدان رقابت» بازتولید می‌شود؛ میدانی که قواعد آن بیش از آنکه توسعه‌محور باشد، تابع ملاحظات قدرت‌های بزرگ است.

تمرکز ویژه: امنیت بدون مهار؛ فرسایش نظم کنترل تسلیحات

مهم‌ترین تحول راهبردی این هفته نه در یک اقدام فوری، بلکه در تداوم روندی نگران‌کننده نهفته است: فرسایش نظم کنترل تسلیحات هسته‌ای و فقدان هرگونه افق روشن برای جایگزینی آن. بن‌بست در تمدید یا احیای رژیم‌های کنترل تسلیحات نشان می‌دهد که منطق بازدارندگی کلاسیک، بدون سازوکارهای اعتمادساز، به‌سرعت به مسابقه‌ای پرهزینه و بی‌ثبات تبدیل می‌شود. در غیاب تعهدات الزام‌آور، قدرت‌های هسته‌ای عملاً به سمت آزادی عمل بیشتر در توسعه، استقرار و دکترین‌های جدید حرکت می‌کنند.

باید توجه داشت که فروپاشی کنترل تسلیحات صرفاً حاصل اختلافات فنی یا بحران‌های مقطعی نیست، بلکه بازتاب تغییری عمیق‌تر در تصور قدرت و امنیت است. در نظم در حال ظهور، امنیت نه از مسیر محدودسازی متقابل، بلکه از طریق برتری، انعطاف و عدم تعهد تعریف می‌شود. این تغییر، به‌ویژه در رویکرد آمریکا، پیام روشنی دارد: تعهدات بلندمدت، اگر دست سیاست‌گذار را ببندند، قابل کنار گذاشتن‌اند. چنین رویکردی شاید در کوتاه‌مدت آزادی عمل ایجاد کند، اما در بلندمدت هزینه‌های بی‌ثبات‌کننده سنگینی به همراه دارد.

خودروی حامل موشک بالستیک قاره‌پیمای روسی «توپول-ام» در جریان رژه روز پیروزی از میدان سرخ مسکو
خودروی حامل موشک بالستیک قاره‌پیمای روسی «توپول-ام» در جریان رژه روز پیروزی از میدان سرخ مسکو – اطلس دیپلماسی

در سطح گفتمانی، تقابل میان «بازدارندگی مسئولانه» و «بازدارندگی بدون قید» در حال تثبیت است. گفتمان سنتی کنترل تسلیحات بر پیش‌بینی‌پذیری، شفافیت و کاهش خطر خطای محاسباتی استوار بود؛ در حالی که گفتمان جدید، ابهام، انعطاف و قدرت مانور را فضیلت می‌داند. برآیند این تقابل، جهانی است که در آن امنیت جمعی تضعیف می‌شود و منطق رقابت تسلیحاتی بار دیگر به قاعده بدل می‌گردد؛ اما این‌بار در محیطی به‌مراتب شکننده‌تر.

برآیند و چشم‌انداز

برآیند تحولات این هفته نشان می‌دهد سیاست جهانی در حال ورود به مرحله‌ای است که در آن، زبان، منبع و سلاح هم‌زمان از قیود مهارکننده رها می‌شوند. نژادپرستی در سیاست داخلی آمریکا، رقابت بی‌قید بر سر منابع حیاتی، و فرسایش نظام کنترل تسلیحات، اجزای یک گذار مشترک‌اند: گذار به نظمی که در آن قدرت، بیش از آنکه پاسخگو باشد، خودمختار است. اگر این روند مهار نشود، جهان با ترکیبی خطرناک از ابتذال سیاسی، استثمار اقتصادی و بی‌ثباتی امنیتی مواجه خواهد شد. اطلس هفته تأکید می‌کند: نظمی که مهار قدرت را کنار بگذارد، نه‌تنها اخلاق، بلکه دوام و ثبات خود را نیز قربانی خواهد کرد.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا