جنگ ایران وارد مرحلهای فرسایشی شده و واشنگتن میان تشدید نظامی، فشار اقتصادی و کاهش نقش منطقهای خود گرفتار است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «شش ماه پس از آغاز جنگ ایران؛ آمریکا گزینه خوبی ندارد» نوشته جیمز ام. لیندسی (James M. Lindsay) در شورای روابط خارجی آمریکا (Council on Foreign Relations) منتشر شده است. نویسنده با بررسی وضعیت جنگ، فشارهای اقتصادی و نظامی واشنگتن و رفتار متحدان منطقهای آمریکا، استدلال میکند که بنبست کنونی نهتنها دستیابی به اهداف آمریکا علیه ایران را دشوار کرده، بلکه میتواند به کاهش حضور و نفوذ آمریکا و شکلگیری نظم جدیدی در غرب آسیا منجر شود. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
۶ ماه پس از آغاز جنگ آمریکا با ایران، پایان درگیری همچنان دور از دسترس است. دونالد ترامپ در آغاز جنگ پیشبینی کرده بود عملیات چهار تا پنج هفته طول بکشد و در پایان مارس گفت شاید تنها دو هفته یا چند روز بیشتر برای «انجام کار» لازم باشد. او از آن زمان بارها آمریکا را پیروز اعلام کرده است. اما واقعیت متفاوت است: حکومت ایران نه فروپاشیده و نه تسلیم شده است. آتشبس شکنندهای که در آوریل برقرار و در ژوئن تمدید شد، همچنان برقرار است، اما تردد نفتکشها از تنگه هرمز بسیار پایینتر از سطح پیش از جنگ باقی مانده است. ترامپ نیز تهدید به حملات شدیدتر کرده، اما بهدلیل کمبود رهگیرهای دفاعی برای حفاظت از نیروها و پایگاههای آمریکا و متحدانش در منطقه، از تشدید نظامی عقب نشسته است.
با ناکامی در جبهه نظامی، ترامپ اکنون به فشار اقتصادی برای وادار کردن رهبران ایران به عقبنشینی امید بسته است. او از اجرای «روز دی اقتصادی» سخن گفته و اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، نیز «عملیات طرد اقتصادی» را معرفی کرده است. این طرح فعلاً بر تهدید کشورهایی استوار است که داوطلبانه فشار بر ایران را افزایش ندهند؛ زیرا تحریمهای ثانویه پیشنهادی ممکن است به گفته بسنت، نظام مالی جهانی را دچار اختلال جدی کند. چین بیش از ۸۰ درصد صادرات نفت ایران را خریداری میکند و پیشتر نیز با تهدید به محدودکردن دسترسی آمریکا به مواد معدنی حیاتی، دولت ترامپ را به کنار گذاشتن تعرفههای سنگین علیه کالاهای چینی وادار کرده است. سفر شی جینپینگ به کاخ سفید در ماه آینده نیز بر حساسیت موضوع میافزاید. از همین رو، بسیاری تردید دارند واشنگتن بتواند ایران را به «انزوای کامل جهانی» برساند.
سه نتیجه اصلی در اینجا مطرح میشود. نخست، آمریکا گزینه مناسبی برای وادار کردن ایران به پذیرش خواستههایش ندارد. تشدید نظامی میتواند به حمله ایران به کشورهای عربی و پایگاههای آمریکا منجر شود و تشدید اقتصادی نیز خطر رویارویی با چین و واکنش اقتصادی آن را افزایش میدهد. واشنگتن در نتیجه به محاصره دریایی و تشدید اثر تحریمها امید بسته است.
دوم، متحدان آمریکا در منطقه در برابر احتمال کاهش نفوذ واشنگتن در حال موازنهسازی هستند. عربستان توافق دفاعی مکه را با پاکستان و ترکیه امضا کرده، اما جزئیات آن منتشر نشده و مشخص نیست تا چه اندازه به یک اتحاد دفاعی واقعی شبیه ناتو نزدیک است. امارات نیز مسیر تعمیق پیمان ابراهیم را دنبال میکند و شکاف میان ریاض و ابوظبی میتواند دیپلماسی آمریکا را پیچیدهتر کند.
سوم، حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس احتمالاً در سالهای آینده کاهش خواهد یافت. با این حال، کاهش حضور واشنگتن الزاماً بهمعنای کاهش تهدیدها علیه منافع آمریکا نیست. ایران، عربستان، ترکیه، اسرائیل و دیگر بازیگران برای شکلدادن به منطقه مطابق منافع خود تلاش خواهند کرد و این رقابت میتواند به تداوم درگیری و بیثباتی منجر شود./ منبع



