برنده واقعی جنگ تجاری با کانادا
تداوم جنگ تجاری آمریکا و کانادا، چین را به برنده اصلی این مناقشه تبدیل میکند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «برنده واقعی جنگ تجاری با کانادا» نوشته چاد پی. بوون (Chad P. Bown) در نیویورک تایمز (New York Times)، پیامدهای راهبردی تشدید اختلافات تجاری آمریکا و کانادا را در شرایط رقابت فزاینده با چین بررسی میکند. محور اصلی یادداشت این است که اختلاف میان دو متحد آمریکای شمالی، بهجای تقویت زنجیرههای تأمین مشترک، آسیبپذیری آنها در برابر فشار اقتصادی چین را افزایش میدهد و در نهایت به سود پکن تمام میشود. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
درگیری تجاری میان آمریکا و کانادا در شرایطی تشدید شده که رقابت اقتصادی واشنگتن و پکن به یکی از مهمترین عرصههای رویارویی قدرتهای بزرگ تبدیل شده است. از این منظر، چین با دقت تحولات میان دو همسایه آمریکای شمالی را دنبال میکند؛ زیرا تضعیف همکاری اقتصادی آنها میتواند فرصت قابلتوجهی برای افزایش نفوذ چین در بازارهای جهانی و بهرهبرداری از وابستگیهای موجود در زنجیرههای تأمین ایجاد کند.
چین پیشتر توانسته است بر بخشهایی از زنجیره تأمین مواد و قطعات راهبردی، از جمله مواد معدنی کمیاب و برخی قطعات مورد استفاده صنایع پیشرفته، تسلط قابلتوجهی ایجاد کند. محدودیتهای صادراتی پکن در سال ۲۰۲۵ نشان داد که چنین وابستگیهایی میتواند به اختلال مستقیم در تولید آمریکای شمالی منجر شود. توقف موقت فعالیت یک کارخانه خودروسازی در شیکاگو پس از محدودیت دسترسی به آهنرباهای عناصر نادر و کاهش یا توقف مقطعی تولید برخی خودروها در انتاریو در پی محدودیتهای مرتبط با نیمهرساناها، نمونههایی از آسیبپذیری موجود هستند.
چنین شرایطی از نظر راهبردی باید انگیزه آمریکا و کانادا برای همکاری بیشتر را افزایش دهد. واشنگتن و اتاوا میتوانستند با هماهنگ کردن سیاست صنعتی، افزایش تولید مشترک و ایجاد زنجیرههای تأمین مقاومتر، وابستگی خود را به چین کاهش دهند. همکاری نزدیکتر در صنایع خودرو، قطعات، مواد اولیه و فناوری میتوانست به ایجاد یک ظرفیت تولیدی مشترک در آمریکای شمالی کمک کند و قدرت چانهزنی دو کشور در برابر فشار اقتصادی پکن را افزایش دهد.
با این حال، رویکرد دولت ترامپ مسیر متفاوتی را دنبال کرده است. مناقشه با کانادا بیش از آنکه بهعنوان بخشی از راهبرد مشترک برای مقابله با سلطه اقتصادی چین تعریف شود، به رقابت بر سر میزان تولیدی تبدیل شده که کانادا باید به آمریکا منتقل کند. تلاش برای جذب حداکثری ظرفیت صنعتی کانادا، در عمل میتواند پایههای همکاری دوجانبه را تضعیف کند.
اقدامات متقابل اتاوا نیز این روند را تشدید کرده است. مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، پیشنهاد اخیر واشنگتن را نپذیرفت و در واکنش، تعرفههای جدیدی اعمال کرد. ادامه این روند میتواند هزینههای اقتصادی را برای هر دو طرف افزایش دهد و سرمایهگذاری و تولید مشترک را با نااطمینانی مواجه کند.
مسئله اساسی این است که آمریکا برای رقابت مؤثر با چین به یک کانادای قدرتمند و باثبات در حوزه تولید نیاز دارد، نه اقتصادی تضعیفشده که درگیر اختلاف تجاری با واشنگتن باشد. در شرایطی که چین از وابستگیهای صنعتی بهعنوان ابزار فشار ژئواقتصادی استفاده میکند، ایجاد شکاف میان آمریکا و نزدیکترین شریک تجاری آن میتواند دقیقاً نتیجهای برخلاف اهداف اعلامشده واشنگتن داشته باشد.
بنابراین، پیامد اصلی جنگ تجاری لزوماً افزایش قدرت چانهزنی آمریکا در برابر کانادا نیست؛ بلکه احتمال تضعیف یک بلوک تولیدی متحد در آمریکای شمالی است. اگر واشنگتن و اتاوا نتوانند اختلافات خود را مدیریت کنند، چین میتواند از کاهش انسجام اقتصادی رقبای خود بهره ببرد و جایگاه خود را در زنجیرههای تأمین جهانی تقویت کند./ منبع



