دونالد ترامپ هیچ تصوری از موج سهمگینی که در راه است ندارد
سه گروه رأیدهنده میتوانند در انتخابات میاندورهای ضربه سنگینی به ترامپ بزنند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، دونالد ترامپ هیچ تصوری از موج سهمگینی که در راه است ندارد (Donald Trump Has No Idea of the Tidal Wave That’s Coming for Him)، نوشته مایکل توماسکی (Michael Tomasky)، منتشرشده در نشریه نیو ریپابلیک (The New Republic)، با تمرکز بر انتخابات میاندورهای نوامبر، فرسایش حمایت از ترامپ را در میان مخالفان سرسخت، رأیدهندگان مردد و بخشی از پایگاه ناراضی MAGA بررسی میکند و کاهش مشارکت گروه سوم را عاملی بالقوه برای شکلگیری موج انتخاباتی علیه جمهوریخواهان میداند. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای سوم نوامبر، نشانههایی از شکلگیری موجی انتخاباتی علیه دونالد ترامپ و حزب جمهوریخواه دیده میشود. ارزیابی وضعیت بر سه گروه اصلی رأیدهندگان متمرکز است که رفتار آنها میتواند سرنوشت انتخابات را تعیین کند: مخالفان دیرینه ترامپ، رأیدهندگان مردد و بخشی از هواداران سابق MAGA که احساس میکنند از وعدههای انتخاباتی او فریب خوردهاند. اهمیت این تقسیمبندی در آن است که همه این گروهها الزاماً به یک شکل رأی نمیدهند؛ بخشی از آنها علیه جمهوریخواهان بسیج میشوند و بخشی دیگر ممکن است صرفاً از مشارکت سیاسی کناره بگیرند.
گروه نخست شامل رأیدهندگانی است که از ابتدا ترامپ را تهدیدی برای نظام سیاسی آمریکا میدانستند. این افراد انگیزه بالایی برای حضور در انتخابات دارند و احتمالاً مشارکتشان با هدف شکست نامزدهای جمهوریخواه افزایش خواهد یافت. گروه دوم، رأیدهندگان مرددی هستند که در انتخابات ۲۰۲۴ به این امید به ترامپ رأی دادند که قیمتها را کاهش دهد و مشکلات اقتصادی را حل کند. استمرار فشارهای معیشتی و ناکامی در تحقق این وعدهها میتواند بخش مهمی از این گروه را از ترامپ دور کند.
گروه سوم، ماگاهای سرخورده هستند؛ افرادی که برخلاف رأیدهندگان مردد، از ابتدا بخشی از هویت سیاسی خود را با حمایت از ترامپ تعریف کرده بودند و برای توجیه انتخابشان مجموعهای از باورها درباره اقتصاد، مهاجرت و سیاست خارجی ساخته بودند. اکنون عملکرد دولت، بهویژه در حوزه اقتصاد، سیاست مهاجرتی و جنگ ایران، این توجیهها را تضعیف کرده است. جنگ ایران برای بخشی از این پایگاه مسئلهای تعیینکننده شده، زیرا ترامپ وعده ثبات و پرهیز از جنگ داده بود، اما در نهایت وارد مناقشهای طولانی و پرهزینه شده است.
تفاوت مهم میان این سه گروه در رفتار انتخاباتی آنهاست. مخالفان ترامپ و بخشی از رأیدهندگان مردد احتمالاً برای شکست جمهوریخواهان به پای صندوق میروند، اما رأیدهندگان سرخورده MAGA ممکن است نه به دموکراتها، بلکه بهطور کلی از انتخابات فاصله بگیرند. همین کاهش مشارکت در میان پایگاه جمهوریخواهان میتواند در رقابتهای نزدیک، اثر بیشتری از جابهجایی مستقیم آرا داشته باشد.
عامل مهم دیگر، ناتوانی ترامپ در تغییر روایت سیاسی است. برای بازگرداندن حمایت از دسترفته، دولت باید بتواند تصویر مطلوبی از وضعیت اقتصاد، جنگ و هزینههای زندگی ارائه دهد؛ اما شکاف میان ادعاهای سیاسی و تجربه روزمره مردم همچنان پابرجاست. تأکید بر موفقیتهای ادعایی، کماهمیت جلوه دادن تورم و مشکلات معیشتی و تمرکز بر پروژههای نمادین، الزاماً با دغدغههای واقعی رأیدهندگان همخوان نیست.
در همین حال، رقابتهای سنا در ایالتهایی که معمولاً جمهوریخواه محسوب میشوند، نشانههایی از رقابتیتر شدن فضای سیاسی نشان میدهد. رقابت در کانزاس، نبراسکا، آرکانزاس و حتی فلوریدا بیانگر آن است که نارضایتی از دولت فدرال میتواند دامنه انتخابات را فراتر از ایالتهای موسوم به میدان نبرد گسترش دهد. البته وجود نظرسنجیهای نزدیک الزاماً به معنای پیروزی دموکراتها نیست، اما افزایش تعداد رقابتهای غیرمنتظره نشاندهنده تغییر در محیط سیاسی است.
چشمانداز اقتصادی نیز برای جمهوریخواهان همچنان پرریسک است. اگرچه برخی شاخصهای اشتغال مثبت بودهاند، بازار اوراق قرضه و سیاست پولی همچنان با عدم اطمینان روبهروست. در حوزه سیاست خارجی نیز هرگونه توافق برای پایان دادن به جنگ ایران، در صورت تلقی شدن بهعنوان عقبنشینی یا نتیجه فشار نظامی ناموفق، میتواند هزینه سیاسی داشته باشد. از سوی دیگر، تشدید تنشهای مهاجرتی یا حوادث مرتبط با ICE نیز میتواند دوباره مسئلهای منفی برای دولت ایجاد کند.
برآیند این عوامل، تصویری از انتخاباتی ارائه میدهد که در آن میزان مشارکت به اندازه ترجیحات حزبی اهمیت خواهد داشت. اگر مخالفان ترامپ با انگیزه بالا مشارکت کنند، رأیدهندگان مردد از جمهوریخواهان فاصله بگیرند و بخشی از پایگاه MAGA در خانه بماند، جمهوریخواهان ممکن است با موجی مواجه شوند که دامنه آن بسیار فراتر از پیشبینیهای کنونی باشد. نقطه ضعف اصلی ترامپ در این سناریو، نه صرفاً کاهش محبوبیت، بلکه ناتوانی در درک و پاسخ مؤثر به تغییر فضای سیاسی است./ منبع



