امنیت و دفاعخاورمیانه

آیا سامانه جدید پدافند هوایی ایران می‌تواند معادلات را تغییر دهد؟

سامانه پدافند هوایی ایران، معادلات غرب در زمینه جنگ هوایی را تغییر داد و پنتاگون راه‌های جدیدی را برای جنگ‌های آتی انتخاب کرده است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آیا سامانه جدید پدافند هوایی ایران می‌تواند معادلات را تغییر دهد؟» نوشته یانوس تی.اچ. سیاهان (Jannus TH Siahaan) در میدل ایست مانیتور (Middle East Monitor) منتشر شده است. پدافند هوایی ایران در جریان بحران‌های سال ۲۰۲۶ که تهران با حرکت از سامانه‌های متمرکز و متعارف به ساختارهای نامتقارن، متحرک و کم‌هزینه فعالیت کرد، توانسته بخشی از برتری هوایی سنتی آمریکا را به چالش بکشد و بر محاسبات نظامی و دیپلماتیک منطقه تأثیر بگذارد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

دکترین برتری مطلق هوایی که برای دهه‌ها یکی از ارکان اصلی راهبرد نظامی غرب به شمار می‌رفت، در سال ۲۰۲۶ با چالشی جدید در آسمان خلیج فارس مواجه شده است. برتری هوایی آمریکا همواره به‌عنوان ابزاری تعیین‌کننده برای مدیریت و هدایت درگیری‌ها تلقی می‌شد، اما مجموعه‌ای از رخدادهای نظامی در اطراف تنگه هرمز موجب شده است که برخی از فرضیات بنیادین درباره جنگ‌های مدرن مورد بازنگری قرار گیرد. سرنگونی گزارش‌شده یک جنگنده اف-۱۵ئی استرایک ایگل نیروی هوایی آمریکا بر فراز جنوب غربی ایران در آوریل ۲۰۲۶ و همچنین از دست رفتن چندین پهپاد شناسایی ام‌کیو-۹ ریپر، پیام مهمی را منتقل کرد: دوران عملیات هوایی بدون چالش قدرت‌های خارجی در غرب‌آسیا ممکن است رو به پایان باشد.

پیش از آغاز درگیری‌ها، ساختار پدافند هوایی ایران عمدتاً متکی بر سامانه‌های متمرکز و گران‌قیمتی مانند اس-۳۰۰ پی‌ام‌یو-۲ ساخت روسیه و سامانه‌های بومی نظیر باور-۳۷۳ و خرداد-۱۵ بود. با وجود وسعت ۱.۶ میلیون کیلومتر مربعی ایران، تنها چهار آتشبار اس-۳۰۰ در اختیار این کشور قرار داشت که شکاف‌های گسترده‌ای در پوشش راداری ایجاد می‌کرد. مهم‌ترین ضعف این سامانه‌ها وابستگی به انتشار امواج فعال راداری بود که امکان شناسایی و هدف قرار دادن آن‌ها را توسط سامانه‌های جنگ الکترونیک غربی فراهم می‌کرد. نیروهای آمریکایی و اسرائیلی نیز طی سال‌ها با مطالعه نقاط ضعف اس-۳۰۰ و انجام شبیه‌سازی‌های تاکتیکی، آمادگی لازم برای مقابله با این سامانه‌ها را کسب کرده بودند. در نتیجه، عملیات سرکوب پدافند هوایی در سال ۲۰۲۶ توانست برخی از رادارهای کلیدی ایران را از کار بیندازد و بخشی از سامانه‌های پیشرفته موشکی را عملاً نابینا کند.

همین خسارت‌ها باعث تسریع تحول در دکترین دفاعی ایران شد. سپاه پاسداران با این جمع‌بندی که توان رقابت مستقیم با قدرت هوایی غرب را ندارد، به سمت الگویی توزیع‌شده و نامتقارن حرکت کرد که بر واحدهای کوچک، متحرک، کم‌هزینه و عمدتاً غیرفعال متکی است. نمود این تحول در آوریل ۲۰۲۶ و در سرنگونی احتمالی یک فروند اف-۱۵ئی توسط یک سامانه پدافند هوایی دوش‌پرتاب، احتمالاً از نوع اف‌ان-۶ چینی یا نمونه ایرانی آن یعنی میثاق-۳، مشاهده شد.

این تحولات باعث شده پنتاگون در برنامه‌ریزی‌های عملیاتی خود تجدیدنظر کند. سامانه‌هایی که انتشار راداری اندکی دارند یا فاقد آن هستند، اثربخشی موشک‌های ضدتشعشع متعارف را کاهش داده‌اند. به همین دلیل، هواپیماهای آمریکایی مسیرهای گشت‌زنی خود را از سواحل جنوبی ایران دورتر کرده و وابستگی بیشتری به تسلیحات دورایستا پیدا کرده‌اند. هم‌زمان، تلاش‌ها برای اختلال در شبکه‌های مرتبط با بیدو و محدودسازی فناوری‌های چینی افزایش یافته است.

گسترش این توانمندی‌های نامتقارن احتمالاً هزینه سیاسی و نظامی هرگونه عملیات آینده آمریکا علیه ایران را افزایش می‌دهد و ممکن است واشنگتن را بیش از گذشته به سمت مذاکره سوق دهد. از این منظر، آتش‌بس پیشنهادی ۶۰ روزه با میانجیگری پاکستان و چین نشانه‌ای از افزایش اهرم چانه‌زنی ایران تلقی می‌شود. با این حال، این وضعیت لزوماً به کاهش تنش منجر نشده و حتی می‌تواند اعتماد به نفس جناح‌های تندرو در ایران را افزایش دهد. در نتیجه، اگرچه معماری جدید پدافند هوایی ایران احتمال مداخله مستقیم نظامی را کاهش داده است، اما هم‌زمان زمینه‌های جدیدی برای اصطکاک ژئوپلیتیکی ایجاد کرده و آینده ثبات منطقه و بازارهای انرژی همچنان به موفقیت یا شکست تلاش‌های دیپلماتیک برای حل اختلافات وابسته خواهد بود./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا