خاورمیانهنظام بین‌الملل و نهادها

آیا شاهد بازتولید برجام هستیم؟

توافق پیش‌رو اگر همانند برجام باشد، ضعیف خواهد بود، زیرا برجام به‌رغم عقب انداختن آستانه هسته‌ای ایران منابع مالی زیادی در اختیار قرار داد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آیا شاهد بازتولید برجام هستیم؟» نوشته رافائل بن‌لوی (Raphael BenLevi)  در جروزالم استراتژیک تریبیون (Jerusalem Strategic Tribune) منتشر شده است. در مذاکرات نوظهور میان آمریکا و ایران، این پرسش مطرح می‌شود که آیا توافق احتمالی جدید می‌تواند کاستی‌های ساختاری برجام ۲۰۱۵ را برطرف کند یا صرفاً همان الگو را در قالبی تازه بازتولید خواهد کرد و در نتیجه بر موازنه قدرت و امنیت منطقه‌ای غرب‌آسیا تأثیر می‌گذارد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

نخستین مسئله مهم به ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران مربوط است. برجام توانسته بود حجم مواد غنی‌شده ایران را به‌شدت کاهش داده و زمان گریز هسته‌ای را به تعویق بیندازد. در مذاکرات فعلی، تمرکز بر خارج کردن حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد از اختیار ایران قرار دارد؛ ماده‌ای که به سطح تسلیحاتی بسیار نزدیک تلقی می‌شود. با این حال، وضعیت مقادیر بسیار بیشتری از اورانیوم با غنای ۲۰ و ۵ درصد که در اختیار ایران باقی مانده، همچنان نامشخص است. بدون تعیین تکلیف این ذخایر، ادعای توقف دائمی پیشرفت هسته‌ای ایران محل تردید خواهد بود.

موضوع مهم‌تر، آینده زیرساخت‌های غنی‌سازی ایران است. یکی از جنجالی‌ترین ابعاد برجام آن بود که توانمندی غنی‌سازی در مقیاس صنعتی را برای ایران به رسمیت شناخت و تنها محدودیت‌هایی موقتی بر آن اعمال کرد. بندهای موسوم به غروب آفتاب این امکان را فراهم می‌کردند که تهران در آینده فعالیت‌های گسترده هسته‌ای را با مشروعیت بین‌المللی از سر بگیرد. حملات اخیر آمریکا و اسرائیل بخش‌های مهمی از این زیرساخت را از کار انداخته است. بنابراین، هر توافقی که بخواهد از برجام فراتر رود باید تضمین کند که ایران قادر به بازسازی این تأسیسات یا ازسرگیری غنی‌سازی صنعتی نباشد؛ امری که مستلزم سازوکارهای اجرایی معتبر و چارچوبی بلندمدت مبتنی بر «غنی‌سازی صفر» است.

ابعاد منطقه‌ای قدرت ایران حوزه‌ای بود که برجام عمداً آن را نادیده گرفته بود. زرادخانه موشکی ایران، توانمندی‌های پهپادی و شبکه نیروهای همسو در لبنان، عراق، سوریه و یمن همچنان از نگرانی‌های اصلی اسرائیل و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به شمار می‌روند. با این حال، مذاکرات کنونی نشانه‌ای از اولویت دادن به محدودیت‌های جدی در حوزه موشکی یا پهپادی ارائه نمی‌دهد و همچنین شواهدی مبنی بر رسیدگی اساسی به توان نظامی حزب‌الله یا فعالیت‌های منطقه‌ای ایران مشاهده نمی‌شود. برخی پیشنهادها حتی توافق در حال شکل‌گیری را به آتش‌بس در لبنان پیوند می‌دهند؛ ترتیبی که می‌تواند آزادی عمل نظامی اسرائیل را محدود و فرصت بازیابی را برای حزب‌الله فراهم کند.

در ادامه، موضوع رفع تحریم‌ها به‌عنوان یکی دیگر از خطوط اصلی اختلاف مطرح می‌شود. برجام با افزایش درآمدهای نفتی، آزادسازی دارایی‌های مسدودشده و بازگرداندن بخشی از دسترسی ایران به نظام مالی جهانی، امکان تثبیت اقتصادی حکومت را فراهم کرد. منتقدان معتقد بودند که این منابع مالی به‌طور غیرمستقیم به تقویت زیرساخت‌های نظامی و شبکه‌های نیابتی ایران کمک کرد. اکنون نیز دامنه، سرعت و ترتیب رفع تحریم‌ها می‌تواند تعیین کند که آیا تهران پیش از ارائه امتیازات برگشت‌ناپذیر، از یک فرصت راهبردی برای احیای اقتصادی برخوردار می‌شود یا خیر.

محیط راهبردی کنونی با سال ۲۰۱۵ تفاوت قابل‌توجهی دارد. در آن زمان ایران از اعتمادبه‌نفس منطقه‌ای بیشتری برخوردار بود، نفوذش در حال گسترش بود و شبکه نیروهای همسو از قدرت بالایی برخوردار بودند. اما امروز مشکلات اقتصادی، نارضایتی سیاسی، ناآرامی‌های اجتماعی، تحریم‌های طولانی‌مدت و درگیری‌های مستمر منابع حکومت را تحت فشار قرار داده‌اند. از این منظر، خطر اصلی یک توافق زودهنگام صرفاً ناکامی در مهار بلندمدت برنامه هسته‌ای نیست، بلکه نجات حکومتی است که در مقطعی آسیب‌پذیر قرار گرفته و ممکن است با بهره‌گیری از عادی‌سازی اقتصادی و دیپلماتیک، توان داخلی و نظامی خود را بازیابی کند.

ترتیب گزارش‌شده مذاکرات نیز این نگرانی‌ها را تشدید می‌کند. تلاش‌های اولیه بر بازگشایی تنگه هرمز و احیای جریان انرژی متمرکز شده است، در حالی که اختلافات گسترده‌تر هسته‌ای و منطقه‌ای به مراحل بعدی موکول می‌شوند. هرچند این رویکرد به دغدغه‌های فوری بازارهای انرژی و امنیت دریایی پاسخ می‌دهد، اما پرسش‌هایی درباره آمادگی واقعی ایران برای کنار گذاشتن توانایی تهدید این گذرگاه حیاتی باقی می‌گذارد.

در پایان دو سناریوی کلی ترسیم می‌شود. در سناریوی نخست، واشنگتن توافقی محدود امضا می‌کند که دسترسی دریایی را احیا کرده و مذاکرات هسته‌ای طولانی‌مدتی را آغاز می‌کند، در حالی که بخشی از فشار اقتصادی بر ایران کاهش می‌یابد. در چنین شرایطی، ایران انعطاف‌پذیری خود در موضوع غنی‌سازی را حفظ می‌کند، دارایی‌های منطقه‌ای خود را نگه می‌دارد و از مزایای اقتصادی برخوردار می‌شود. در سناریوی دوم، فشار بر حکومت ایران حفظ یا تشدید می‌گردد و این فرض پذیرفته می‌شود که ثبات پایدار منطقه‌ای با تداوم توانمندی‌های نظامی فعلی تهران سازگار نیست. حامیان این رویکرد معتقدند که اگرچه این مسیر با خطرات گسترده همراه است، اما تنها راه ایجاد تغییرات راهبردی پایدار و جلوگیری از بازسازی توان ایران به شمار می‌رود. هفته‌های آینده مشخص خواهد کرد آیا بحران کنونی به تحول ژئوپلیتیکی ماندگار منجر می‌شود یا صرفاً منطق برجام را در شرایطی پیچیده‌تر و مخاطره‌آمیزتر بازتولید خواهد کرد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا