فراتر از خلع سلاح؛ چگونه سپاه پاسداران با وجود تضعیف نظامی حزبالله، آن را در قدرت نگه میدارد؟
سپاه پاسداران با اعزام نیورهای ارشد خود و ایجاد راههای نفوذ مالی، حزب الله را حفظ میکند، تا جایی که در توافقات ایران و آمریکا حضور دارد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «فراتر از خلع سلاح؛ چگونه سپاه پاسداران با وجود تضعیف نظامی حزبالله، آن را در قدرت نگه میدارد؟» نوشته حنین غدار (Hanin Ghaddar) و منتشرشده در مؤسسه واشنگتن (Washington Institute)، به بررسی عوامل سیاسی، نهادی و منطقهای تداوم نفوذ حزبالله در لبنان پس از شکستهای نظامی اخیر این گروه میپردازد. بقای حزبالله بیش از توان نظامی، به پیوندهای ساختاری آن با دولت لبنان و حمایت مستمر ایران وابسته است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
حزبالله پس از مجموعهای از ضربات نظامی و امنیتی که به زیرساختهای نظامی، شبکههای ارتباطی و ساختار فرماندهی آن وارد شده، همچنان بهعنوان بازیگری مؤثر در لبنان به فعالیت خود ادامه میدهد. این تداوم حضور نه بر پایه قدرت میدانی، بلکه بر اساس حمایت خارجی، نفوذ سیاسی و جایگاه تثبیتشده آن در ساختار حکمرانی لبنان شکل گرفته است. تمرکز صرف بر خلع سلاح حزبالله نمیتواند موازنه راهبردی در لبنان را تغییر دهد، زیرا بقای این گروه در نظام سیاسی کشور ریشه دوانده و از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران پشتیبانی میشود. دسترسی مستمر حزبالله به منابع مالی، تسلیحاتی و حمایت نهادی موجب میشود هرگونه خلع سلاح بدون تغییر در این بسترها موقتی و قابل بازگشت باشد.
گفتوگوهای دیپلماتیک میان لبنان و اسرائیل بارها بر سر مسئله خلع سلاح حزبالله متوقف شده است. از زمان چارچوب آتشبس سال ۲۰۲۴، سیاست آمریکا عمدتاً بر واگذاری مسئولیت مقابله با حزبالله به ارتش لبنان استوار بوده، اما ارتش لبنان تمایلی به رویارویی مستقیم با این گروه نشان نداده است. این وضعیت ناشی از محدودیتهای نهادی و ملاحظات سیاسی است. در عین حال، اسرائیل نیز بدون خطر گسترش درگیری قادر به نابودی کامل حزبالله نیست و همین امر بنبست پایداری را در روند دیپلماتیک ایجاد کرده است.
برخی پیشنهاد کردهاند که مذاکرات صلح و عادیسازی روابط از موضوع انحلال حزبالله جدا شود تا مسائل مرزی و دیپلماتیک بهطور مستقل پیش بروند، اما این رویکرد نیز موانع ساختاری عمیقتر را برطرف نمیکند. یکی از مهمترین موانع، نبود اراده سیاسی قاطع در بیروت برای خلع سلاح حزبالله است. این اقدام صرفاً یک مسئله نظامی نیست، بلکه تصمیمی سیاسی است که مستلزم مقابله آشکار با گروهی است که توان بسیج نیروهای مسلح و شبکه گسترده حمایتی را در اختیار دارد. نگرانی بخش مهمی از جامعه لبنان نیز ورود به چنین رویارویی بدون پشتوانه قابل اتکای خارجی، بهویژه از سوی آمریکا، است.
علاوه بر این، متحدان سیاسی حزبالله در ساختار حکومتی لبنان به حفظ شبکههای لجستیکی و اقتصادی آن کمک میکنند. حضور افراد نزدیک به این گروه در نهادهای امنیتی و مالی سبب شده حزبالله نهتنها یک بازیگر نظامی، بلکه بخشی از ساختار سیاسی و اقتصادی دولت لبنان باشد. پس از حملات اسرائیل به رهبران حزبالله، نقش سپاه پاسداران در مدیریت و بازسازی این گروه افزایش یافته است. ایران با اعزام نیروهای ارشد سپاه و هماهنگی با گروههای همپیمان منطقهای در پی حفظ انسجام عملیاتی، بازسازی فرماندهی و تداوم نقش حزبالله بهعنوان یکی از ابزارهای نفوذ منطقهای خود بوده است.
راهبرد کنونی ایران بر سه محور استوار است: جلوگیری از فروپاشی یا خلع سلاح کامل حزبالله، بازسازی تدریجی توانمندیهای آن از طریق شبکههای مالی و نفوذ نهادی، و حفظ سطحی کنترلشده از تنش با اسرائیل بدون ورود به جنگی فراگیر. هرگونه توافق احتمالی میان آمریکا و ایران ممکن است بدون حل وضعیت حزبالله، صرفاً به تثبیت وضع موجود منجر شود و به تهران و حزبالله امکان دهد دستاوردی سیاسی ادعا کنند.
در بخش پایانی، بر ضرورت اتخاذ رویکردی فراتر از خلع سلاح تأکید میشود. از جمله پیشنهادها میتوان به تفکیک پرونده لبنان از مذاکرات مرتبط با ایران، ارائه مشوقهای مالی و امنیتی به دولت لبنان در کنار اعمال تحریمهای هدفمند، حمایت از ارتش لبنان همراه با معیارهای مشخص برای پیشرفت در روند خلع سلاح، و گسترش تحریمها علیه حامیان سیاسی حزبالله اشاره کرد.
همچنین تضعیف پایگاه سیاسی حزبالله، تقویت گزینههای اقتصادی جایگزین و تعامل محتاطانه با بخشهایی از جامعه شیعه که وابستگی کامل به این گروه ندارند، از دیگر راهکارهای مطرحشده است. دوام حزبالله بیش از هر چیز ناشی از جایگاه ریشهدار آن در ساختار سیاسی لبنان و اتحاد راهبردی با ایران است و تا زمانی که ابعاد سیاسی، اقتصادی، نهادی و منطقهای این مسئله مورد توجه قرار نگیرد، هرگونه تلاش برای خلع سلاح تنها نتایجی موقتی به همراه خواهد داشت./ منبع



