مجار چه معنایی برای ماگا دارد؟
مجارستان به نوعی نمونه عملی برای سایر کشورها در ارتباط با قدرت شرق و غرب تبدیل شده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «مجار چه معنایی برای ماگا دارد؟» نوشته آدریان کاراتنیتسکی (Adrian Karatnycky) و منتشرشده در فارن پالیسی (Foreign Policy)، به بررسی تحول جریانهای راستگرای پوپولیست در اروپا و فاصلهگیری تدریجی آنها از اقتدارگرایی، روسیهگرایی و افراطگرایی میپردازد. آینده راست محافظهکار در گرو سازگاری با نهادهای دموکراتیک و حفظ مواضع ملیگرایانه در چارچوب همکاری با غرب است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
سقوط دولت ویکتور اوربان در مجارستان نه بهعنوان شکست راست اروپا، بلکه بهمثابه نشانهای از تحول آن توصیف میشود. در بسیاری از کشورهای اروپایی، جنبشهای پوپولیست راست افراطی بهتدریج به اشکال معتدلتر ملیگرایی محافظهکارانه تبدیل شدهاند. ظهور پیتر مجار نمونه روشنی از این روند است. او ضمن تأکید بر حاکمیت ملی، کنترل مهاجرت و میهنپرستی، از حکومتداری اقتدارگرایانه، فساد و همسویی با روسیه فاصله گرفت. بهجای کنار گذاشتن مضامین محافظهکارانه و پوپولیستی، آنها را در مسیر تقویت نهادهای دموکراتیک و تعامل سازنده با اروپا بازتعریف کرد.
این تحول بخشی از روندی گستردهتر در سراسر اروپا میباشد. احزابی که زمانی افراطی یا نزدیک به فاشیسم تلقی میشدند، در واکنش به واقعیتهای انتخاباتی مواضع خود را تعدیل کردهاند. نسل پیشین رهبران پوپولیست راستگرا، از جمله نایجل فاراژ، مارین لوپن، جورجا ملونی و خود اوربان، اغلب با اتهاماتی همچون نژادپرستی، گرایشهای ضددموکراتیک و تحسین ولادیمیر پوتین مواجه بودند. در دهه ۲۰۱۰ بسیاری نگران بودند که این جریانها اتحادیه اروپا و ناتو را تضعیف کرده و نوعی ملیگرایی اقتدارگرا شبیه دهه ۱۹۳۰ را احیا کنند.
رشد این جنبشها تا حد زیادی نتیجه پیامدهای بحران مالی ۲۰۰۸ و موج مهاجرت از شمال آفریقا و غربآسیا بود. نگرانی درباره هویت ملی، امنیت اقتصادی و کنترل مرزها زمینهای فراهم کرد تا پوپولیستهای راستگرا حمایت عمومی را جلب کنند. با این حال، برخلاف شرایط تاریخی ظهور فاشیسم، جوامع اروپایی دچار فروپاشی گسترده نشدند و نهادهای دموکراتیک توانایی حفظ ثبات خود را نشان دادند.
حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ نقطه عطف مهمی محسوب میشود. این جنگ ماهیت تهاجمی و امپریالیستی حکومت روسیه را برای افکار عمومی اروپا آشکار کرد و بسیاری از احزاب راستگرا را که پیشتر مواضعی همدلانه با مسکو داشتند، به تجدیدنظر واداشت. افزایش حمایت عمومی از اوکراین و نگرانی نسبت به تهدید روسیه، هزینه سیاسی نزدیکی آشکار به کرملین را افزایش داد.
در لهستان، حزب قانون و عدالت با فشار جناحهای رادیکالتر روبهرو است و درباره حرکت به سمت اعتدال یا رادیکالیسم بیشتر بحث میکند. ظهور جناح «رشد پلاس» به رهبری ماتئوش موراویتسکی نشاندهنده افزایش حمایت از محافظهکاری تکنوکراتیک در درون این حزب است. حتی در حزب آلترناتیو برای آلمان نیز نشانههایی از شکاف نسلی مشاهده میشود و بخشی از نیروهای جوانتر نسبت به مواضع طرفدار روسیه انتقاد دارند.
بهطور کلی، تبدیل روسیه به یک قدرت اقتدارگرای نظامی موجب تقویت حمایت از ناتو و کاهش تمایل به فاصله گرفتن از ساختارهای اروپایی شده است. بسیاری از احزاب محافظهکار و پوپولیست اکنون خود را مدافع حاکمیت ملی در چارچوب همکاری با غرب معرفی میکنند، نه مخالفان نظم امنیتی اروپا.
این تحولات موجب فاصله گرفتن بخش مهمی از راست اروپا از برخی گرایشهای موجود در جنبش ماگا در آمریکا شده است. چهرههایی که همچنان مواضع ضد اتحادیه اروپا، ضد اوکراین یا همدلانه با روسیه دارند، شرکای کمتری در میان محافظهکاران پوپولیست اروپا مییابند. سازمانهایی مانند Turning Point USA و افرادی همچون استیو بنن و تاکر کارلسون همچنان روایتهای ضد اروپایی و نزدیک به روسیه را ترویج میکنند، اما این دیدگاهها بیش از پیش از تحولات راست اروپا فاصله گرفتهاند. نقش دولت اوربان در حمایت مالی از شبکههای نفوذ فکری در میان محافظهکاران آمریکا و اروپا قابل بررسی است؛ شبکههایی که به ترویج مضامین ضد اتحادیه اروپا، ملیگرایی افراطی و همدلی با روسیه میپرداختند. با کنار رفتن اوربان، این زیرساخت نفوذ ممکن است تضعیف شود. حزب جمهوریخواه آمریکا نیز در آینده مسیری مشابه را طی میکند و به الگویی نزدیک به پیتر مجار میرسد؛ الگویی که ملیگرایی و پوپولیسم را با پایبندی به نهادهای دموکراتیک، فاصله گرفتن از اقتدارگرایی و رد نفوذ روسیه ترکیب میکند. از این منظر، پیتر مجار نماد تحولی گسترده در راست دموکراتیک است؛ تحولی که بقای سیاسی جریانهای محافظهکار را در سازگاری با واقعیتهای جدید و حفظ چارچوبهای دموکراتیک جستوجو میکند./ منبع



