امنیت و دفاعخاورمیانه

حمله ایران به امارات، پاسخ تجاوز اسرائیل به لبنان است

توافقی که بین ایران و آمریکا در حال شکل‌گیری است،‌ بسیار شکننده و حساس است و جغرافیایی گسترده اعم از لبنان و امارات را در بر می‌گیرد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «حمله ایران به امارات، پاسخ تجاوز اسرائیل به لبنان است» نوشته تریتا پارسی (Trita Parsi) در ریسپانسیبل استیت‌ کرفت (Responsible Statecraft) منتشر شده است. شکنندگی آتش‌بس میان ایران و آمریکا و پیوند آن با تحولات لبنان و تداوم حملات اسرائیل به لبنان می‌تواند محاسبات امنیتی تهران را تغییر داده و زمینه انتقال تنش‌ها به حوزه خلیج فارس و کشورهای هم‌پیمان اسرائیل را فراهم کند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

با وجود برقراری آتش‌بس و پیشرفت‌های اولیه در مسیر دستیابی به یک تفاهم میان واشنگتن و تهران، منطقه خلیج فارس همچنان در وضعیتی بسیار حساس و بی‌ثبات قرار دارد. تنها طی بیست‌وچهار ساعت گذشته چندین دور درگیری میان نیروهای آمریکایی و ایرانی در منطقه رخ داده است. اگرچه به نظر می‌رسد دو طرف این حوادث را در سطحی پایین‌تر از آستانه فروپاشی کامل آتش‌بس ارزیابی می‌کنند، اما این برخوردها بار دیگر شکنندگی وضعیت موجود و خطر دائمی بازگشت به چرخه تشدید تنش را آشکار ساخته است.

تهدید اصلی برای توافق در روزهای اخیر نه در خلیج فارس، بلکه در احتمال خودداری اسرائیل از پایبندی کامل به آتش‌بس منطقه‌ای و ادامه حملات به لبنان نهفته بوده است. این خطر همچنان جدی و پابرجاست. ایران سه دلیل اصلی برای اصرار بر منطقه‌ای بودن هرگونه آتش‌بس دارد؛ آتش‌بسی که نه تنها ایران و آمریکا، بلکه اسرائیل و لبنان را نیز در بر گیرد.

نخست آنکه همبستگی با مردم غزه و لبنان برای جمهوری اسلامی صرفاً یک شعار سیاسی نیست، بلکه بخشی از هویت منطقه‌ای و رویکرد راهبردی آن محسوب می‌شود. از نگاه تهران، پس از آنکه در سال ۲۰۲۴ از سوی برخی محافل عربی به بی‌توجهی نسبت به این جوامع متهم شد، تکرار چنین تصوری می‌تواند اعتبار ایران را در میان نیروهای موسوم به محور مقاومت بیش از پیش تضعیف کند.

دوم آنکه ادامه حملات اسرائیل می‌تواند بار دیگر زمینه رویارویی مستقیم میان ایران و اسرائیل را فراهم سازد؛ روندی که از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون دو بار رخ داده است. ارتباط میان تحولات لبنان، غزه و تقابل ایران و اسرائیل نه یک برداشت ذهنی، بلکه واقعیتی پذیرفته‌شده در بسیاری از تحلیل‌های غربی است؛ جایی که ایران به عنوان محور اصلی مقاومت در برابر سیاست‌های اسرائیل و آمریکا و در ارتباط با گروه‌های هم‌پیمان خود در لبنان، فلسطین، عراق و یمن معرفی می‌شود. از منظر تهران، دستیابی به توقف پایدار درگیری با اسرائیل از پایان جنگ‌های اسرائیل در غزه و لبنان جدا نیست و این موضوع یک شرط بنیادی برای هر روند دیپلماتیک به شمار می‌رود.

سومین و شاید مهم‌ترین مسئله، ارزیابی ایران از نقش و توانایی آمریکا است. از دید تهران، گره زدن اسرائیل به آتش‌بس در واقع آزمونی برای سنجش اراده و توان واشنگتن در مهار نزدیک‌ترین متحد منطقه‌ای خود است. اگر دونالد ترامپ نتواند یا نخواهد اسرائیل را به رعایت توافق وادار کند، ارزش هرگونه توافق با آمریکا زیر سؤال خواهد رفت. آتش‌بسی که به اسرائیل امکان ازسرگیری درگیری‌ها را بدهد و آمریکا نیز نتواند از بازگشت خود به بحران جلوگیری کند، تضمین چندانی برای ثبات ایجاد نخواهد کرد.

چنین وضعیتی برای سایر اعضای شورای همکاری خلیج فارس نیز پیامدهای مهمی خواهد داشت. اگرچه بسیاری از کشورهای عربی خلیج فارس نسبت به نقش منطقه‌ای فعال‌تر امارات نگاه مثبتی ندارند، اما در عین حال تمایلی نیز به آغاز جنگی تازه در منطقه ندارند. افزون بر این، محکوم کردن شدید هرگونه اقدام تلافی‌جویانه ایران علیه امارات می‌تواند سکوت گسترده جهان عرب در قبال تحولات لبنان را برجسته‌تر کند.

همچنان امکان دستیابی به توافقی پایدار میان ایران و آمریکا وجود دارد؛ توافقی که از حمایت اکثریت کشورهای منطقه برخوردار باشد. همچنین ترامپ می‌تواند به این جمع‌بندی برسد که حفظ ثبات منطقه‌ای مستلزم وادار کردن اسرائیل به احترام گذاشتن به مفاد یک آتش‌بس فراگیر است. با این حال، صرف مطرح شدن احتمال واکنش ایران علیه امارات در صورت تشدید حملات اسرائیل به لبنان، نشان‌دهنده آن است که امارات با پیوستن به توافق‌های ابراهیم، خود را به یکی از اهداف بالقوه در رقابت گسترده‌تر میان ایران و اسرائیل تبدیل کرده است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا